۴۰ درصد بیکارها مدرک دانشگاهی دارند؛ رؤیایی که برای یک نسل فرو ریخت
به گزارش آذربایجان آنلاین، تسنیم به نقل از یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکرهکننده ایران اعلام کرده طبق متن ۱۴ مادهای یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن، حدود ۲۴ میلیارد دلار از منابع بلوکهشده ایران باید در جریان مذاکرات آزاد شود. بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی تأکید کرده است که نیمی از این مبلغ، یعنی حدود ۱۲ میلیارد دلار، باید همزمان با اعلام رسمی تفاهم در دسترس تهران قرار گیرد و باقی منابع نیز در یک بازه زمانی ۶۰ روزه منتقل شود.
همین مسئله به یکی از اصلیترین محورهای رایزنیهای اخیر هیأت ایرانی در دوحه تبدیل شده است. منابع نزدیک به مذاکرات میگویند سفر محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و برخی چهرههای اقتصادی و بانکی ایران به قطر، صرفاً یک سفر سیاسی یا دیپلماتیک عادی نبوده، بلکه بخش مهمی از آن به بررسی سازوکار اجرایی انتقال منابع مالی، رفع موانع بانکی و اطمینان از دسترسی واقعی ایران به پولهای بلوکهشده اختصاص داشته است.
این تحول از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه برای اولینبار پس از سالها مذاکره، تهران تلاش میکند پیش از اجرای بخشهای حساس توافق، بخشی از منافع اقتصادی را بهصورت واقعی و قابل لمس دریافت کند. دوم اینکه این رویکرد نشان میدهد تجربه برجام و پروندههای مشابه، نگاه ساختار سیاسی ایران را نسبت به آمریکا و تعهدات غرب تغییر داده است. در واقع، جمهوری اسلامی اکنون دیگر صرف امضای توافق یا انتشار بیانیه سیاسی را کافی نمیداند و تلاش میکند معیار اصلی را «دریافت عملی امتیاز» قرار دهد.
همین مسئله باعث شده پرونده منابع بلوکهشده، از یک موضوع اقتصادی صرف فراتر برود و به مهمترین آزمون اعتماد میان تهران و واشنگتن تبدیل شود.
در سالهای گذشته، ایران بارها با تجربههای مشابه روبهرو شد. پرونده منابع ایران در کره جنوبی نمونهای روشن از همین وضعیت بود. اگرچه بارها از آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای ایران سخن گفته شد، اما در عمل انتقال پولها با پیچیدگیهای بانکی، فشارهای حقوقی و مداخلات سیاسی آمریکا روبهرو شد و دسترسی واقعی تهران به منابع، بسیار محدودتر از آن چیزی بود که در ابتدا مطرح میشد.
همین تجربه اکنون در ذهن تیم مذاکرهکننده ایران به یک هشدار جدی تبدیل شده است.
به همین دلیل، تهران اینبار تلاش میکند پیش از ورود به مراحل نهایی توافق، سازوکار اجرایی دسترسی به منابع مالی را تثبیت کند؛ نه اینکه صرفاً به وعدههای سیاسی یا تضمینهای مبهم اکتفا شود.
منابع نزدیک به مذاکرات میگویند در جلسات دوحه، بخش مهمی از گفتوگوها بر سر نحوه انتقال پولها، بانکهای واسطه، مسیرهای حقوقی و چگونگی جلوگیری از ایجاد مانع توسط آمریکا یا متحدانش متمرکز بوده است. حتی گفته میشود ایران بر این مسئله تأکید کرده که تجربه قبلی قطر و کره جنوبی نباید تکرار شود و دسترسی به منابع باید واقعی، مستقیم و بدون محدودیتهای پنهان باشد.
از منظر اقتصادی، اهمیت این ۲۴ میلیارد دلار فقط به رقم آن محدود نمیشود. اقتصاد ایران طی ماههای اخیر همزمان تحت فشار تحریم، جنگ، تنشهای منطقهای و نوسانات شدید بازار قرار داشته است. افزایش هزینههای تجارت، فشار بر سیستم بانکی، بالا رفتن هزینه حملونقل دریایی و اختلال در بخشی از مبادلات خارجی، باعث شده دسترسی به منابع ارزی برای تهران اهمیت دوچندان پیدا کند.
در چنین شرایطی، آزادسازی حتی بخشی از منابع بلوکهشده میتواند بر بازار ارز، تجارت خارجی، واردات کالاهای اساسی و حتی فضای روانی اقتصاد داخلی اثرگذار باشد.
اما مسئله اصلی فراتر از اقتصاد است.
آنچه اکنون در مذاکرات جریان دارد، در واقع نبردی بر سر «اعتماد» و «قدرت چانهزنی» است.
آمریکا تلاش میکند پرونده هستهای، امنیت منطقه، تنگه هرمز و مسائل موشکی را در قالب یک بسته گستردهتر مدیریت کند، اما ایران نیز میخواهد پیش از دادن امتیازهای راهبردی، بخشی از منافع اقتصادی توافق را بهصورت عملی دریافت کند.
در همین چارچوب، تسنیم به نقل از منابع آگاه گزارش داده مذاکرات دوحه در مجموع مثبت بوده و به پیشرفت کلی گفتوگوها کمک کرده است، اما همزمان تأکید شده که آمریکا همچنان از نگاه ایران «طرفی بدعهد» تلقی میشود و تهران با احتیاط کامل مسیر مذاکرات را دنبال میکند.
این جمله شاید مهمترین بخش ماجرا باشد؛ زیرا نشان میدهد حتی در صورت پیشرفت مذاکرات، سطح بیاعتمادی میان دو طرف همچنان بسیار بالا باقی مانده است.
در همین زمینه، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی پیشتر تأکید کرده بود:
«تجربه نشان داده در مواجهه با آمریکا، صرف وعده و بیانیه کافی نیست و هر توافقی باید ضمانت اجرایی واقعی داشته باشد.»
اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه نیز گفته بود:
«ایران مذاکرات را با دقت و احتیاط دنبال میکند و ملاک قضاوت تهران، اقدامات عملی طرف مقابل است نه صرف اظهارات رسانهای.»
این مواضع نشان میدهد نگاه غالب در ساختار سیاسی ایران، دیگر مبتنی بر خوشبینی به آمریکا نیست. تجربه خروج واشنگتن از برجام، بازگشت تحریمها و مسدود ماندن منابع مالی ایران، باعث شده اکنون مسئله «تضمین عملی» به مهمترین محور مذاکرات تبدیل شود.
از منظر تحلیلی، سفر اخیر هیأت ایرانی به قطر نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. قطر طی ماههای اخیر به یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی و مالی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و نقش واسطهای مهمی در تبادل پیامها و پیگیری برخی ترتیبات اقتصادی ایفا کرده است. اما تهران تلاش میکند اینبار همه مراحل با نظارت، کنترل و دقت بیشتری انجام شود تا مسیر دسترسی به منابع مالی دوباره در پیچوخم فشارهای سیاسی متوقف نشود.
برخی گزارشها حتی از اختلافنظرها درباره نحوه انتقال منابع و نقش کشورهای واسطه خبر میدهند. در برخی محافل سیاسی نیز گفته میشود ایران بهدنبال حضور و نقشآفرینی قدرتهایی مانند چین و روسیه در بخشی از سازوکارهای تضمینی توافق است تا وابستگی کامل به مسیرهای مالی تحت نفوذ آمریکا کاهش یابد.
این موضوع از آن جهت مهم است که تهران اکنون صرفاً درباره یک توافق کوتاهمدت فکر نمیکند، بلکه بهدنبال ایجاد مدلی است که در صورت تغییر دولتها در آمریکا یا تشدید فشارهای سیاسی، دوباره کل توافق فرو نپاشد.
در سوی مقابل، در واشنگتن نیز نگاهها نسبت به مذاکرات کاملاً یکدست نیست. بخشی از جریان سیاسی آمریکا معتقد است ادامه بحران با ایران میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند؛ از بحران انرژی گرفته تا ناامنی در خلیج فارس و افزایش تنشهای منطقهای. اما همزمان جریانهای نزدیک به اسرائیل همچنان خواهان محدودسازی شدیدتر برنامه هستهای و منطقهای ایران هستند و نسبت به هرگونه توافقی که بخشی از قدرت راهبردی تهران را حفظ کند، بدبیناند.
همین اختلافها باعث شده مذاکرات فعلی به یکی از پیچیدهترین و فرسایشیترین پروندههای سیاسی سالهای اخیر تبدیل شود.
در سطح کلانتر، آنچه اکنون در دوحه و دیگر کانالهای مذاکراتی جریان دارد، فقط بحث بر سر چند میلیارد دلار پول نیست. مسئله اصلی، تعیین شکل جدید رابطه ایران و آمریکا پس از سالها تنش، تحریم و درگیری غیرمستقیم است. تهران تلاش میکند اینبار بدون دریافت امتیاز واقعی وارد توافقی نشود و واشنگتن نیز بهدنبال آن است که بدون دادن امتیازهای گسترده، بحران را مدیریت کند.
همین تضاد باعث شده پرونده ۲۴ میلیارد دلار منابع بلوکهشده، به یکی از حساسترین و تعیینکنندهترین بخشهای مذاکرات تبدیل شود؛ پروندهای که میتواند هم سرنوشت توافق احتمالی را مشخص کند و هم نشان دهد آیا آمریکا واقعاً آماده تغییر رویکرد خود در قبال ایران هست یا نه.
در نهایت، مهمترین پیام تحولات اخیر این است که جمهوری اسلامی اینبار نمیخواهد توافق را صرفاً بر پایه وعده و متن حقوقی پیش ببرد. تهران تلاش میکند پیش از ورود به مراحل نهایی، بخشی از منافع اقتصادی را بهصورت واقعی دریافت کند و همین مسئله نشان میدهد تجربه سالهای گذشته، رویکرد ایران در قبال مذاکره با آمریکا را بهطور جدی تغییر داده است.
دیدگاهتان را بنویسید