از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
بیانصافی است اگر نگارنده بدون در نظر گرفتن نظر مخاطبان، هر مطلبی را بیان کرده و از آن عبور کند، و بیانصافی است اگر خواننده بدون ابراز نظر، مطلبی را بخواند و از آن بگذرد. بیایید بهجای نشستن و گفتن و برخاستن، قدمی در جهت حل مشکلات جامعهای که در آن زندگی میکنیم برداریم؛ ما […]
بیانصافی است اگر نگارنده بدون در نظر گرفتن نظر مخاطبان، هر مطلبی را بیان کرده و از آن عبور کند،
و بیانصافی است اگر خواننده بدون ابراز نظر، مطلبی را بخواند و از آن بگذرد.
بیایید بهجای نشستن و گفتن و برخاستن، قدمی در جهت حل مشکلات جامعهای که در آن زندگی میکنیم برداریم؛ ما برادریم.
فقدان توجه به الگو و استاندارد در جوامع، موجب تحریک قشر خاکستری میشود و در نتیجه، با سوءاستفاده قشر قلیلِ سیاهِ جامعه، قشر سفید نیز به تنگ میآید. آنگاه شاهد وارونگی ارزشها در جامعه خواهیم بود.
چرا باید مهارت در دانشگاهها و مراکز آموزشی فدای مدرکگرایی صرف شود و اساتید و معلمان تنها بر حفظ مطالب تمرکز کنند؟
در جامعهای که ریاست کمیسیون آموزش را دامپزشک بر عهده گیرد، بدیهی است که نخبگان و اساتید تربیتی کنار گذاشته میشوند.
و زمانیکه ذائقه و معیار مردم برای انتخاب قانونگذار، رقابت در ناهار و شامخوری، دادن هدایا بهطور مستقیم و غیرمستقیم، و شرکت در مجالس ترحیم باشد،
وقتی بهجای اهمیت به عقلانیت و اخلاق، غوغاسالاری، تبانی و دزدی مدرن رواج یابد،
و ناظران، قدرت و انگیزه برخورد با مخلان اقتصادی، امنیتی و سیاسی را نداشته باشند،
نتیجهای جز انحطاط اجتماعی حاصل نخواهد شد.
کوتاه سخن آنکه، فقدان توجه جامعه به گوهر «تربیت»، طوفانی بهپا میکند که میتواند فرصتی اثرگذار یا تهدیدی پیامدمحور برای جامعه باشد.
به نظر شما، اگر تربیت در کنار سه عنصر ژن، اراده و محیط در جایگاه واقعی خود قرار گیرد،
آیا اهلیت مسئولان، قانونگذاران و مجریان تضمین نمیشود؟
بهراستی، جز از مسیر تربیت، کدامیک از معضلات جامعه قابل رفع است؟
در آن صورت شاهد قانعشدن کارمندان، جراحان و همه مجریان به حقوق حلال خواهیم بود و رشوه از میان خواهد رفت.
شاهد تبدیل کارخانههای آردسازی غلطکی به نوع چکشی خواهیم بود تا آرد کامل به نانها بازگردد.
شاهد حذف نوشابهها و خوراکیهای مضر خواهیم بود که سالهاست سازمانها و نهادهای ناظر از مقابله با آنها عاجزند.
به نظر شما، آیا حلقه مفقوده در این چرخه، فقدان اهلیت در برخی مجریان نیست؟
چرا که ثروت، قانون و سرمایه انسانی داریم. نظر شما چیست؟
دیدگاهتان را بنویسید