از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، تفاهمنامه اسلامآباد که با میانجیگری پاکستان شکل گرفت، بر توقف درگیریها، آغاز مذاکرات ۶۰ روزه، تسهیل صادرات نفت ایران و باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز استوار بود. این توافق بهعنوان یک چارچوب موقت برای جلوگیری از تشدید بحران طراحی شده بود.
با این حال، طی هفتههای اخیر روند تحولات کاملاً متفاوت بوده است. آمریکا مجوز معافیت فروش نفت ایران را لغو کرد، حملات نظامی از سر گرفته شد و تنشها در تنگه هرمز بار دیگر افزایش یافت. در مقابل، مقامهای ایرانی نیز این اقدامات را نقض صریح مفاد تفاهم دانسته و اعلام کردند ادامه تهدیدها با روح توافق سازگار نیست.
از سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز در اظهاراتی صریح اعلام کرد: توافق موقت با ایران به پایان رسیده است و مذاکرات دیگر معنایی ندارد؛ موضعی که از نگاه بسیاری از ناظران، مهمترین نشانه سیاسی درباره وضعیت این تفاهم به شمار میرود.
در مقابل، دولت پاکستان که نقش میانجی این توافق را بر عهده داشت، از همه طرفها خواست همچنان به تعهدات خود پایبند بمانند و تفاهم اسلامآباد را پایهای برای ثبات منطقه بدانند. این موضع نشان میدهد اسلامآباد هنوز از نظر دیپلماتیک، این چارچوب را پایانیافته تلقی نمیکند.
واقعیت این است که تفاهم اسلامآباد بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، یک فرصت برای اعتمادسازی بود. این تفاهم قرار نبود همه اختلافات تهران و واشنگتن را حل کند، بلکه هدف آن جلوگیری از بازگشت سریع دو طرف به درگیری مستقیم بود.
اما اکنون تقریباً مهمترین بندهای آن با چالش روبهرو شدهاند؛ از لغو معافیت صادرات نفت ایران گرفته تا ازسرگیری حملات نظامی، افزایش تنش در تنگه هرمز و توقف روند مذاکرات. وقتی ارکان اصلی یک توافق به اجرا درنیاید، حتی اگر متن آن رسماً لغو نشده باشد، در عمل کارایی خود را از دست میدهد.
با این حال، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که تفاهم اسلامآباد از نظر حقوقی پایان یافته است. در دیپلماسی، بسیاری از توافقهای موقت پس از دورهای از تنش دوباره احیا شدهاند. اگر کانالهای ارتباطی میان تهران، واشنگتن و میانجیهایی مانند پاکستان و عمان حفظ شود، امکان بازگشت به همان چارچوب یا نسخهای اصلاحشده همچنان وجود دارد.
نکته مهم دیگر این است که هزینه شکست این تفاهم فقط متوجه ایران و آمریکا نیست. هرگونه تشدید تنش در خلیج فارس مستقیماً بازار انرژی، حملونقل دریایی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل بسیاری از بازیگران منطقهای و بینالمللی همچنان از حفظ حداقلی این چارچوب حمایت میکنند.
شاید دقیقتر این باشد که گفته شود تفاهم اسلامآباد هنوز بهطور رسمی از بین نرفته، اما از نظر عملی در وضعیت کُما قرار دارد. تا زمانی که اعتماد میان طرفین بازسازی نشود، تعهدات اجرایی دوباره به جریان نیفتد و مذاکرات از سر گرفته نشود، این تفاهم بیشتر یک سند روی کاغذ خواهد بود تا یک نقشه راه برای کاهش تنش. آینده آن اکنون بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سیاسی تهران و واشنگتن و نقش میانجیهای منطقهای وابسته است.
دیدگاهتان را بنویسید