چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - آنچه امروز از واشنگتن شنیده می‌شود، فقط یک واکنش عصبی به جنگ تحمیلی علیه ایران نیست؛ دونالد ترامپ دارد از همین جنگ برای بازتعریف رابطه آمریکا با اروپا و ناتو استفاده می‌کند. او هم‌زمان می‌گوید آمریکا می‌تواند جنگ را ظرف دو تا سه هفته تمام کند، هم تهدید خروج از ناتو را روی میز می‌گذارد و هم متحدان اروپایی را به‌خاطر همراهی نکردن در جنگ علیه ایران تحت فشار می‌گذارد. در سوی دیگر، اروپا در عمل به درخواست‌های نظامی واشنگتن پاسخ منفی داده و همین، شکاف در بلوک غرب را از سطح اختلاف تاکتیکی به سطح بحران راهبردی رسانده است.
تهدید به خروج از ناتو؛ ترامپ جنگ تحمیلی علیه ایران را به ابزار فشار بر غرب تبدیل کرد
  • فروردین 12, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به گزارش آذربایجان آنلاین، ترامپ در تازه‌ترین موضع‌گیری‌هایش گفته است آمریکا می‌تواند جنگ علیه ایران را ظرف دو تا سه هفته تمام کند و بعد، اگر لازم بود، برای «ضربه‌های موردی» برگردد. اما مهم‌تر از این جمله، بخش دیگری از پیام اوست: او به اطرافیانش گفته در حال بررسی خروج از ناتو است و قصد دارد در یک سخنرانی سراسری شبانه، این موضوع را با صراحت بیشتری مطرح کند. طبق گزارش رویترز، علت اصلی این تهدید، نارضایتی او از همراهی نکردن متحدان اروپایی در جنگ تحمیلی علیه ایران و به‌ویژه در موضوع باز نگه داشتن تنگه هرمز است. به بیان ساده، ترامپ جنگ را نه فقط برای فشار بر تهران، بلکه برای فشار بر خودِ اروپا هم به کار گرفته است.

    این تهدید وقتی معنا پیدا می‌کند که موضع پنتاگون را هم کنار آن بگذاریم. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، از تأیید دوباره تعهد واشنگتن به اصل دفاع جمعی ناتو خودداری کرده و گفته این تصمیم «به ترامپ بستگی دارد». این موضع در مورد بنیادی‌ترین اصل ناتو، یعنی ماده پنج، اتفاق کوچکی نیست. در عمل، واشنگتن دارد به متحدانش می‌گوید اگر در جنگ ایران همراهی نکنید، خودِ ستون‌های امنیت جمعی غرب هم قابل اتکا نیست. این همان نقطه‌ای است که تهدید خروج از ناتو از یک جمله تند فراتر می‌رود و به ابزار فشار واقعی تبدیل می‌شود.

    واکنش اروپا هم نشان می‌دهد این شکاف واقعی است، نه نمایشی. رویترز گزارش داده فرانسه اجازه عبور به هواپیماهای حامل سلاح اسرائیلی نداد، ایتالیا اجازه فرود برخی هواپیماهای نظامی آمریکا را در سیگونلا رد کرد و اسپانیا هم حریم هوایی خود را برای هواپیماهای نظامی آمریکا بست. فرانسه صریحاً گفته این موضع از آغاز جنگ ثابت بوده و حاضر نیست از خاک خود برای عملیات علیه ایران استفاده شود. اسپانیا هم اعلام کرده که در جنگی که آن را یک‌جانبه و خلاف حقوق بین‌الملل می‌داند، مشارکت نخواهد کرد. آلمان و بریتانیا هم اگرچه سطحی از همکاری را حفظ کرده‌اند، اما در سطح سیاسی، وارد همراهی کامل با واشنگتن نشده‌اند.

    آن‌چه موضع اروپا را برای تهران مهم‌تر می‌کند، این است که مخالفت‌ها فقط به دولت‌ها محدود نمانده و افکار عمومی هم با ورود مستقیم به جنگ مخالف است. رویترز نوشته در نظرسنجی‌ها، اکثریت مردم آلمان، بریتانیا و اسپانیا با ورود مستقیم کشورشان به این جنگ همراه نیستند. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا در بیانیه رسمی خود خواستار «حداکثر خویشتنداری» شده و هشدار داده که هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی و آب، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کل منطقه و اروپا داشته باشد. همین هم‌زمانیِ فشار افکار عمومی و احتیاط دولت‌ها، دست ترامپ را برای تبدیل ناتو به ابزار فشار بر ایران کوتاه‌تر کرده است.

    ترامپ در روایت خود از ماجرا، اروپا را نه فقط «غیرهمکار»، بلکه در مواردی «بزدل» و «غیرهمراه» توصیف کرده و حتی ناتو را «ببر کاغذی» خوانده است. او از متحدان اروپایی خواسته بود برای باز نگه داشتن تنگه هرمز به آمریکا کمک کنند، اما وقتی این درخواست با مقاومت روبه‌رو شد، تهدید خروج از ناتو را بالا برد. این یعنی جنگ تحمیلی علیه ایران، به یک ابزار چانه‌زنی درون بلوک غرب تبدیل شده است: ترامپ به اروپا می‌گوید اگر در این بحران همراهی نکنید، ممکن است کل نظم امنیتی قدیم را زیر سؤال ببرم.

    فشار داخلی در خودِ آمریکا هم این محاسبه را تشدید کرده است. در نظرسنجی مشترک رویترز و ایپسوس، دو سوم آمریکایی‌ها گفته‌اند پایان سریع جنگ را ترجیح می‌دهند، حتی اگر اهداف اولیه محقق نشود. پنجاه‌و‌نه درصد هم با ادامه حملات مخالف‌اند و بیش از نیمی از پاسخ‌گویان نگران اثر جنگ بر وضعیت مالی خود هستند. این اعداد برای ترامپ مهم‌اند، چون نشان می‌دهند هزینه جنگ فقط در سطح خارجی بالا نرفته، بلکه در داخل آمریکا هم به مسئله سیاسی تبدیل شده است. به همین دلیل، تهدید خروج از ناتو را باید بخشی از تلاش او برای فشار بیشتر بر اروپا و هم‌زمان، مدیریت بحران داخلی خودش دانست.

    در سطح راهبردی، تهدید خروج از ناتو فقط درباره ایران نیست؛ درباره آینده امنیت جمعی غرب هم هست. ترامپ با این تهدید می‌خواهد هم به تهران پیام قدرت بدهد و هم به اروپا بگوید اگر در این جنگ سمت آمریکا نایستید، خودِ اتحاد فراآتلانتیک هم می‌تواند لرزان شود. اما همین تهدید، یک نتیجه معکوس هم دارد: هرچه شکاف در غرب بیشتر شود، تصمیم‌سازی علیه ایران دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود. اروپا اکنون از یک سو نمی‌خواهد هزینه جنگی را که در طراحی آن نقشی نداشته بپردازد، و از سوی دیگر نمی‌خواهد در برابر فشار ترامپ، استقلال امنیتی خود را به‌طور کامل از دست بدهد.

    جمع‌بندی این تحولات روشن است: ترامپ از جنگ تحمیلی علیه ایران فقط برای فشار بر تهران استفاده نمی‌کند، بلکه آن را به اهرمی برای بازتعریف ناتو و نظم امنیتی غرب تبدیل کرده است. در مقابل، اروپا حاضر نیست هزینه کامل این جنگ را بپردازد و همین، شکاف در بلوک غرب را علنی کرده است. برای ایران، این شکاف یک متغیر مهم است؛ چون هرچه غرب کم‌اتحادتر باشد، فشار چندجانبه علیه تهران سخت‌تر می‌شود و فضای مانور سیاسی و دیپلماتیک ایران بازتر می‌ماند. برای واشنگتن هم این یک هشدار است: جنگی که قرار بود ابزار فشار بر ایران باشد، حالا دارد انسجام خودِ غرب را فرسوده می‌کند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *