کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه بیش از خود یادداشت تفاهم اهمیت دارد، شکاف آشکار میان روایت تهران و واشنگتن از محتوای آن است. مقامهای آمریکایی مدعیاند که ایران با اصولی نظیر خروج مواد هستهای حساس، محدودسازی فعالیتهای هستهای و حفظ امنیت کشتیرانی در منطقه همراهی کرده است، اما بررسی جزئیات منتشرشده نشان میدهد بخش عمده این موارد هنوز در حد مطالبات آمریکا باقی مانده و در متن تفاهم الزام اجرایی مشخصی برای آنها دیده نمیشود.
همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران از «توافق دو روایتی» سخن بگویند؛ توافقی که هر طرف تلاش میکند آن را به گونهای تفسیر کند که در داخل کشور خود به عنوان یک پیروزی سیاسی معرفی شود. این اتفاق پیش از این نیز در پروندههای مهم بینالمللی سابقه داشته است. تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵، توافقهای آتشبس غزه و حتی برخی توافقهای میان آمریکا و کره شمالی نشان داده که فاصله میان متن توافق و روایت سیاسی طرفها میتواند به یکی از عوامل اصلی شکست مذاکرات تبدیل شود.
نکته مهم اینجاست که یادداشت تفاهم فعلی ظاهراً بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، چارچوبی برای ورود به مرحله بعدی مذاکرات است. به عبارت دیگر، سختترین پروندهها هنوز روی میز باقی ماندهاند. مسئله ذخایر اورانیوم غنیشده، آینده تأسیسات هستهای ایران، سطح غنیسازی، نحوه نظارتهای بینالمللی و همچنین موضوعات منطقهای و امنیتی همگی به مذاکرات بعدی موکول شدهاند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پیشتر درباره پرونده هستهای ایران گفته بود: «موضوع اصلی نه صرفاً میزان مواد هستهای، بلکه یافتن یک راهحل پایدار و قابل راستیآزمایی است.» این اظهارات نشان میدهد حتی در صورت دستیابی به توافق سیاسی، چالشهای فنی و نظارتی همچنان پابرجا خواهند بود.
در این میان، یکی از مهمترین محورهای اختلاف، موضوع ذخایر اورانیوم با غنای بالا است. طبق آخرین گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران طی سالهای اخیر میزان ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. همین موضوع به یکی از اصلیترین دغدغههای آمریکا و کشورهای غربی تبدیل شده است. با این حال، تهران بارها تأکید کرده که برنامه هستهای کشور ماهیتی صلحآمیز دارد و هدفی برای تولید سلاح هستهای دنبال نمیشود.
دونالد ترامپ نیز با انتشار پیام تند اخیر خود نشان داد که حتی در داخل دولت آمریکا نیز نگرانیهایی درباره سرنوشت این تفاهم وجود دارد. تغییر ناگهانی لحن رئیسجمهور آمریکا از خوشبینی به تردید، از نگاه بسیاری از ناظران نشانهای از شکننده بودن روند فعلی است. ترامپ در حالی از تفاوت میان شروط مورد توافق و روایت منتشرشده از سوی ایران سخن میگوید که هنوز هیچ متن رسمی و نهایی از توافق منتشر نشده است.
این وضعیت یادآور تجربه توافق آتشبس غزه است. در آن پرونده نیز مرحله نخست توافق اجرایی شد، اما موضوعات پیچیدهتر به مراحل بعدی منتقل شد و در نهایت بخش مهمی از اختلافات حلنشده باقی ماند. اکنون برخی تحلیلگران معتقدند پرونده ایران نیز ممکن است وارد روندی مشابه شود؛ یعنی توافق بر سر مسائل آسانتر و تعویق تصمیمگیری درباره موضوعات اصلی و پرهزینه.
از منظر اقتصادی، اهمیت این مذاکرات فراتر از موضوع هستهای است. ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان محسوب میشود و هرگونه تحول در روابط تهران و واشنگتن میتواند بر بازارهای جهانی انرژی اثر بگذارد. در روزهای اخیر نیز تنها انتشار اخبار مرتبط با توافق و آتشبس موجب نوسانات محسوس در بازار نفت شد. این مسئله نشان میدهد سرمایهگذاران جهانی همچنان پرونده ایران را یکی از عوامل مهم تعیینکننده آینده بازار انرژی میدانند.
موضوع تنگه هرمز نیز یکی دیگر از محورهای مهم این معادله است. حدود یکپنجم نفت جهان از این گذرگاه راهبردی عبور میکند و هرگونه تنش در منطقه میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. به همین دلیل آمریکا تلاش میکند امنیت مسیرهای انرژی را به بخشی از مذاکرات آینده تبدیل کند.
در کنار این موارد، موضوع گروههای همپیمان منطقهای ایران نیز همچنان یکی از نقاط اختلاف اصلی باقی مانده است.
واشنگتن بارها خواستار محدود شدن حمایتهای منطقهای ایران شده، اما جمهوری اسلامی این موضوع را بخشی از سیاستهای امنیتی و راهبردی خود میداند. بسیاری از ناظران معتقدند این پرونده حتی پیچیدهتر از مسئله هستهای است و رسیدن به توافق در این زمینه بسیار دشوار خواهد بود.
محمد البرادعی، مدیرکل پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سالها پیش جملهای مطرح کرده بود که امروز نیز درباره پرونده ایران مصداق دارد: «توافقهای پایدار زمانی شکل میگیرند که هر دو طرف احساس کنند چیزی به دست آوردهاند، نه اینکه صرفاً چیزی را از دست دادهاند.» این دیدگاه نشان میدهد موفقیت مذاکرات آینده تنها زمانی امکانپذیر است که هر دو طرف بتوانند دستاوردی قابل دفاع برای افکار عمومی خود ارائه کنند.
در نهایت، آنچه امروز میان ایران و آمریکا شکل گرفته را نمیتوان توافق نهایی نامید. آنچه روی میز قرار دارد، بیشتر شبیه یک آتشبس سیاسی و دیپلماتیک است که فرصت آغاز مذاکرات سختتر را فراهم میکند. مهمترین اختلافات هنوز حل نشدهاند و پروندههایی مانند ذخایر اورانیوم، آینده تأسیسات هستهای، تحریمها، امنیت منطقهای و نقش بازیگران همپیمان ایران همچنان در مرکز مذاکرات آینده قرار خواهند داشت.
به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا دو طرف به یک تفاهم اولیه رسیدهاند یا نه؛ بلکه این است که آیا میتوانند از مرحله توافقهای کلی عبور کنند و درباره دشوارترین مسائل نیز به راهحلی پایدار برسند. پاسخ این پرسش، نه در متن یادداشت تفاهم فعلی، بلکه در مذاکراتی نهفته است که طی هفتهها و ماههای آینده برگزار خواهد شد. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از تحلیلگران معتقدند مهمترین بخش توافق ایران و آمریکا هنوز آغاز نشده است.
دیدگاهتان را بنویسید