۴۰ درصد بیکارها مدرک دانشگاهی دارند؛ رؤیایی که برای یک نسل فرو ریخت
به گزارش آذربایجان آنلاین، روزنامه فایننشیال تایمز در گزارشی تحلیلی هشدار داده است که بحران تنگه هرمز، جهان را وارد مرحلهای تازه از رقابت بر سر آبراههای راهبردی کرده و قدرتهای بزرگ اکنون بیش از هر زمان دیگری برای کنترل مسیرهای حساس دریایی در حال رقابت هستند.
این روزنامه تأکید کرده تجارت دریایی همچنان ستون فقرات اقتصاد جهان محسوب میشود و روزانه دهها هزار کشتی حامل نفت، گاز، مواد غذایی، کالاهای اساسی و تجهیزات صنعتی از مسیر تنگهها و گذرگاههای باریک دریایی عبور میکنند؛ مسیرهایی که اختلال در آنها میتواند ظرف چند ساعت، بازارهای جهانی را دچار شوک کند.
بر اساس دادههای منتشرشده در این گزارش، حدود ۲۲ درصد تجارت دریایی جهان از تنگه مالاکا عبور میکند، تنگه تایوان ۲۱ درصد، جبلالطارق ۱۸ درصد، کانال سوئز ۱۶ درصد، تنگه دوور ۱۶ درصد و تنگه کره نیز حدود ۱۱ درصد از تجارت دریایی جهان را در اختیار دارند.
اما در ماههای اخیر، تنگه هرمز بیش از همه این مسیرها در مرکز توجه قرار گرفته است؛ زیرا بحران نظامی و امنیتی در خلیج فارس نشان داد هرگونه تنش در این آبراه میتواند نهفقط قیمت انرژی، بلکه کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
در واقع، آنچه اکنون در هرمز جریان دارد، صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه بخشی از نبرد بزرگتر بر سر کنترل شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی است.
اهمیت هرمز از آن جهت ویژه است که برخلاف بسیاری از آبراههای دیگر، این تنگه مستقیماً با امنیت انرژی جهان گره خورده است. بخش بزرگی از صادرات نفت خاورمیانه از این مسیر عبور میکند و هرگونه تهدید علیه آن، بلافاصله بازار جهانی نفت، هزینه بیمه کشتیها و زنجیره حملونقل جهانی را دچار تنش میکند.
بحران ماههای اخیر نیز دقیقاً همین واقعیت را آشکار کرد.
پس از تشدید تنشها میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بازار جهانی انرژی با موجی از نگرانی روبهرو شد. قیمت نفت جهش پیدا کرد، هزینه حملونقل دریایی افزایش یافت و بسیاری از شرکتهای بیمه بینالمللی نسبت به عبور کشتیها از خلیج فارس هشدار دادند.
همین مسئله باعث شد تنگه هرمز دوباره به یکی از مهمترین پروندههای امنیتی جهان تبدیل شود.
فایننشیال تایمز در گزارش خود تأکید کرده حتی پیش از بحران هرمز نیز جهان با ناامنی فزاینده در آبراههای راهبردی روبهرو بوده است؛ از حملات به کشتیها در دریای سرخ گرفته تا تنشهای چین و آمریکا در تنگه تایوان و رقابت دریایی فزاینده در شرق آسیا.
اما تفاوت هرمز با بسیاری از این مناطق در آن است که ایران طی سالهای اخیر نشان داده توان اثرگذاری واقعی بر امنیت این گذرگاه را دارد و همین مسئله باعث شده خلیج فارس به یکی از حساسترین نقاط تقابل ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شود.
در ماههای اخیر، حتی احتمال محدود شدن عبور و مرور در هرمز کافی بود تا بازارهای جهانی واکنش نشان دهند. بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند اگر بحران هرمز طولانی شود، اقتصاد جهان ممکن است با موج تازهای از تورم، افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تأمین مواجه شود؛ بحرانی که آثار آن از اروپا و آمریکا تا شرق آسیا گسترش خواهد یافت.
به همین دلیل، آمریکا امنیت هرمز را بخشی از امنیت راهبردی خود تلقی میکند.
مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا اخیراً گفته بود:
«آزادی کشتیرانی و باز ماندن آبراههای بینالمللی، یک منفعت حیاتی برای اقتصاد جهانی و امنیت بینالمللی است.»
این موضعگیری نشان میدهد واشنگتن بحران هرمز را صرفاً یک پرونده منطقهای نمیبیند، بلکه آن را مستقیماً با امنیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا مرتبط میداند.
در سوی دیگر، چین نیز با نگرانی تحولات آبراههای جهانی را دنبال میکند.
پکن طی سالهای اخیر سرمایهگذاری عظیمی روی امنیت مسیرهای دریایی انجام داده، زیرا اقتصاد چین بهشدت به واردات انرژی و تجارت دریایی وابسته است.
وانگ یی وزیر خارجه چین پیشتر هشدار داده بود:
«بیثباتی در مسیرهای انرژی و تجارت جهانی، تهدیدی علیه ثبات اقتصاد بینالملل است و باید از تشدید تنش در آبراههای راهبردی جلوگیری شود.»
این موضعگیریها نشان میدهد بحران هرمز دیگر فقط مسئله ایران و آمریکا نیست، بلکه به بخشی از رقابت گستردهتر قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
از منظر تحلیلی، جهان اکنون وارد دورهای شده که در آن «جغرافیا» دوباره به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت تبدیل شده است.
در دهههای گذشته، بسیاری تصور میکردند جهانیسازی و فناوری، اهمیت موقعیتهای جغرافیایی را کاهش دادهاند، اما بحرانهای اخیر نشان داد چند تنگه باریک همچنان میتوانند اقتصاد جهان را فلج کنند.
به همین دلیل، رقابت بر سر کنترل آبراهها اکنون وارد مرحلهای بیسابقه شده است.
چین برای کاهش وابستگی خود به تنگه مالاکا، پروژههای عظیم ترانزیتی و دریایی طراحی کرده، آمریکا حضور نظامی خود را در اقیانوس آرام و خلیج فارس گسترش داده و اروپا نیز بهشدت نگران امنیت مسیرهای انرژی و تجارت دریایی است.
در این میان، هرمز جایگاهی متفاوت دارد؛ زیرا این تنگه نهفقط یک مسیر اقتصادی، بلکه بخشی از معادلات امنیتی و نظامی خاورمیانه است.
همین مسئله باعث شده هر تنش محدود در خلیج فارس، بلافاصله ابعاد جهانی پیدا کند.
بحران اخیر همچنین یک واقعیت مهم دیگر را آشکار کرد؛ اینکه ساختار اقتصاد جهانی بهشدت شکنندهتر از چیزی است که تصور میشد.
جهانیسازی طی دهههای گذشته، اقتصاد کشورها را به شبکهای بههمپیوسته تبدیل کرده که امنیت آن به چند گلوگاه محدود وابسته است.
به همین دلیل، حتی یک حادثه امنیتی محدود در هرمز، بابالمندب یا تایوان میتواند زنجیره تأمین جهانی را مختل کند.
در ماههای اخیر، اختلال در دریای سرخ و حملات به کشتیها باعث شد بسیاری از خطوط کشتیرانی مجبور شوند مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری را انتخاب کنند؛ مسئلهای که مستقیماً قیمت کالاها و هزینه تجارت جهانی را افزایش داد.
اکنون نیز بسیاری از شرکتهای بینالمللی نگراناند که تشدید بحران در هرمز، شوک جدیدی به اقتصاد جهان وارد کند.
در همین چارچوب، رقابت قدرتهای جهانی بر سر آبراهها فقط نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، اطلاعاتی و فناورانه نیز پیدا کرده است.
آمریکا تلاش میکند حضور نظامی و دریایی خود را در مسیرهای حساس حفظ کند، چین بهدنبال ایجاد شبکههای جایگزین ترانزیتی است و روسیه نیز از بحران آبراهها برای افزایش فشار بر غرب استفاده میکند.
در چنین شرایطی، ایران نیز تلاش میکند نشان دهد بدون در نظر گرفتن نقش جمهوری اسلامی، هیچ معادله پایداری در امنیت خلیج فارس و مسیرهای انرژی شکل نخواهد گرفت.
بحران هرمز طی ماههای اخیر نشان داد برخلاف برخی تصورات غربی، حذف ایران از معادلات منطقهای عملاً ممکن نیست و جمهوری اسلامی همچنان یکی از بازیگران تعیینکننده امنیت انرژی جهان محسوب میشود.
از همین زاویه، تنشهای اخیر در هرمز را باید بخشی از تغییر بزرگتر در نظم جهانی دانست؛ نظمی که در آن، آبراههای باریک دریایی دوباره به قلب رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شدهاند.
از هرمز و بابالمندب تا مالاکا و تایوان، اکنون جنگ واقعی دنیا نه فقط بر سر سرزمینها، بلکه بر سر کنترل مسیرهایی است که اقتصاد جهان بدون آنها عملاً از حرکت میایستد.
دیدگاهتان را بنویسید