۴۰ درصد بیکارها مدرک دانشگاهی دارند؛ رؤیایی که برای یک نسل فرو ریخت
به گزارش آذربایجان آنلاین، وانگ یی وزیر امور خارجه چین در نشست شورای امنیت سازمان ملل خواستار ادامه روند نزدیک شدن مواضع ایران و آمریکا شد و تأکید کرد طرفهای درگیر باید با اتخاذ رویکردی مبتنی بر مصالحه، از تشدید بحران جلوگیری کنند.
وزیر خارجه چین گفت پکن امیدوار است طرفهای ذیربط «در میانه راه به یکدیگر نزدیک شوند» و از همه بازیگران خواست برای تثبیت آتشبس شکننده و پایان دادن به درگیریها تلاش کنند.
او همچنین اعلام کرد چین از ابتکارهای دیپلماتیک و میانجیگریهای جاری، بهویژه تلاشهای پاکستان، حمایت میکند و آماده ادامه هماهنگی با طرفهای اصلی بحران است.
اظهارات وانگ یی در شرایطی مطرح میشود که تنشها میان تهران و واشنگتن همچنان بالا باقی مانده و جمهوری اسلامی آمریکا را به نقض آتشبس متهم کرده است.
مقامهای ایرانی طی روزهای اخیر اعلام کردهاند حملات آمریکا به مواضع موشکی و قایقهای ایرانی در جنوب کشور، پس از برقراری آتشبس انجام شده و این مسئله نشانهای از ادامه فشارهای نظامی واشنگتن علیه ایران است.
در همین حال، گزارشهای منتشرشده از خلیج فارس و اطراف تنگه هرمز نیز نشان میدهد وضعیت منطقه همچنان ناپایدار است و هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند دوباره بحران را وارد فاز نظامی کند.
اما اهمیت موضعگیری اخیر چین فقط در دعوت به آرامش خلاصه نمیشود.
در واقع، ورود فعالتر پکن به بحران ایران و آمریکا نشان میدهد چین اکنون خاورمیانه را بخشی از رقابت بزرگتر خود با آمریکا میبیند و دیگر حاضر نیست صرفاً از دور نظارهگر تحولات منطقه باشد.
پکن طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای روی امنیت انرژی، مسیرهای تجاری و نفوذ سیاسی خود در خاورمیانه انجام داده است.
چین بزرگترین واردکننده انرژی جهان محسوب میشود و بخش مهمی از نفت مورد نیاز خود را از منطقه خلیج فارس تأمین میکند. به همین دلیل، هرگونه بحران در تنگه هرمز یا تشدید جنگ میان ایران و آمریکا، مستقیماً منافع اقتصادی و امنیتی چین را تهدید میکند.
از همین زاویه، مواضع اخیر وانگ یی را باید فراتر از یک دعوت دیپلماتیک معمولی تحلیل کرد.
پکن بهخوبی میداند ادامه بیثباتی در خاورمیانه میتواند زنجیره انرژی و تجارت جهانی را مختل کند؛ مسئلهای که در شرایط رکود اقتصادی و بحران بازارهای جهانی، برای چین هزینههای سنگینی خواهد داشت.
به همین دلیل، چین اکنون تلاش میکند همزمان چند هدف را دنبال کند:
جلوگیری از گسترش جنگ، حفظ جریان انرژی، تقویت نقش خود بهعنوان بازیگر دیپلماتیک و کاهش نفوذ انحصاری آمریکا در مدیریت بحرانهای منطقه.
در ماههای اخیر، پکن بهتدریج حضور سیاسی خود در معادلات خاورمیانه را افزایش داده است.
نقشآفرینی چین در توافق ایران و عربستان، حمایت از میانجیگریهای منطقهای و اکنون ورود مستقیمتر به پرونده تنش ایران و آمریکا، همگی نشان میدهد پکن در حال ساختن جایگاه جدیدی برای خود در منطقه است.
برخی تحلیلگران معتقدند چین تلاش میکند خود را بهعنوان «قدرت ثباتساز» در برابر رویکرد نظامی آمریکا معرفی کند.
در همین چارچوب، وانگ یی در شورای امنیت بر ضرورت احترام به آتشبس و بازگرداندن ثبات به منطقه تأکید کرد؛ ادبیاتی که در تضاد با فضای تهدید و فشار نظامی واشنگتن قرار میگیرد.
این موضعگیری برای ایران نیز اهمیت ویژهای دارد.
در شرایطی که تهران آمریکا را به نقض آتشبس متهم میکند، حمایت سیاسی چین از ادامه مسیر دیپلماتیک میتواند بخشی از موازنه سیاسی در سطح بینالمللی را به سود ایران تغییر دهد.
بهویژه آنکه پکن طی سالهای اخیر روابط اقتصادی و راهبردی خود با تهران را گسترش داده و جمهوری اسلامی را بخشی از پروژههای کلان ژئوپلیتیکی خود، از جمله طرح «کمربند و جاده»، میداند.
از سوی دیگر، چین نگران آن است که تشدید بحران در خلیج فارس، باعث افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و تقویت ائتلافهای ضدچینی شود.
پکن بهخوبی میداند هر بحران بزرگ در آبراههای راهبردی، میتواند بهانهای برای گسترش حضور دریایی و امنیتی واشنگتن در مسیرهای تجاری جهان باشد؛ مسئلهای که مستقیماً با منافع راهبردی چین
در تضاد است.
به همین دلیل، سیاست چین در قبال بحران ایران و آمریکا بر سه محور اصلی استوار شده است:
جلوگیری از جنگ گسترده، حفظ امنیت انرژی و جلوگیری از افزایش هژمونی نظامی آمریکا در منطقه.
در همین حال، حمایت آشکار وانگ یی از میانجیگری پاکستان نیز قابل توجه است.
پاکستان طی هفتههای اخیر به یکی از کانالهای اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و چین نیز بهدلیل روابط راهبردی عمیق با اسلامآباد، تلاش میکند از این مسیر بر روند مذاکرات اثر بگذارد.
در واقع، چین اکنون بهدنبال آن است که بدون ورود مستقیم به تقابل با آمریکا، از طریق شبکهای از متحدان و شرکای منطقهای، نقش خود را در مدیریت بحران افزایش دهد.
از منظر کلانتر، بحران اخیر نشان داد خاورمیانه دیگر صرفاً میدان رقابت منطقهای نیست، بلکه به بخشی از رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
آمریکا تلاش میکند جایگاه امنیتی خود را حفظ کند، چین بهدنبال گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی است و روسیه نیز از بیثباتی منطقه برای فشار بر غرب بهره میبرد.
در این میان، ایران به یکی از مهمترین نقاط تلاقی این رقابتها تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی طی ماههای اخیر نشان داده همچنان توان اثرگذاری مستقیم بر امنیت انرژی، مسیرهای دریایی و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را دارد؛ مسئلهای که باعث شده حتی قدرتهایی مانند چین نیز بحران ایران و آمریکا را با حساسیت بسیار بالا دنبال کنند.
در سطحی عمیقتر، مواضع اخیر چین یک پیام روشن دیگر نیز دارد:
پکن نگران آن است که ادامه جنگ و بیثباتی در خاورمیانه، روند انتقال مرکز ثقل اقتصاد جهانی به آسیا را مختل کند.
چین برای تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی جهان، به ثبات در مسیرهای انرژی و تجارت نیاز دارد و به همین دلیل، هرگونه تنش طولانی در خلیج فارس را تهدیدی مستقیم علیه آینده راهبردی خود تلقی میکند.
به همین دلیل، برخلاف گذشته که چین معمولاً در بحرانهای خاورمیانه موضعی محتاط و کمتحرک داشت، اکنون نشانههای ورود فعالتر و هدفمندتر پکن به معادلات منطقهای دیده میشود.
در چنین شرایطی، بحران ایران و آمریکا دیگر فقط یک رویارویی دوجانبه نیست؛ بلکه به بخشی از رقابت گستردهتر بر سر نظم آینده جهان تبدیل شده است؛ نظمی که در آن، نقش قدرتهای شرقی بهویژه چین، روزبهروز پررنگتر میشود.
دیدگاهتان را بنویسید