کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، تصمیم امارات برای خروج از اوپک، اگرچه در ظاهر یک تغییر سازمانی است، اما در واقع باید آن را نتیجه چند سال تنش پنهان و آشکار میان تولیدکنندگان نفت، بهویژه در درون محور عربی خلیج فارس دانست.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این تصمیم از اول مه ۲۰۲۶ اجرایی میشود و ابوظبی آن را در چارچوب «راهبرد اقتصادی بلندمدت» خود تعریف کرده است. این عبارت در ادبیات رسمی انرژی معنای مشخصی دارد: فاصله گرفتن از تعهدات محدودکننده تولید و حرکت به سمت استفاده حداکثری از ظرفیتهای سرمایهگذاریشده در صنعت نفت.
این نکته زمانی مهمتر میشود که به ظرفیت تولیدی امارات توجه کنیم. وزیر انرژی این کشور پیشتر اعلام کرده بود که ظرفیت تولید نفت امارات به حدود ۴.۸۵ میلیون بشکه در روز رسیده و هدفگذاری برای رسیدن به ۵ میلیون بشکه تا سال ۲۰۲۷ در دستور کار است. او حتی تأکید کرده بود: «اگر بازار نیاز داشته باشد، میتوانیم تولید را تا ۶ میلیون بشکه در روز افزایش دهیم.»
این جمله، عملاً فلسفه خروج از اوپک را توضیح میدهد. کشوری که میلیاردها دلار برای افزایش ظرفیت تولید هزینه کرده، تمایل ندارد در چارچوب سهمیههای محدودکننده باقی بماند.
در همین حال، گزارش رویترز خروج امارات را «ضربهای بزرگ به اوپک و اوپکپلاس» توصیف کرده و نوشته است این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که بحران جنگ ایران، بازار جهانی نفت را با بیثباتی کمسابقه مواجه کرده است.
در این گزارش به یک نکته مهم اشاره شده است: نارضایتی امارات از سطح حمایت سیاسی و امنیتی متحدان منطقهای در برابر تحولات اخیر، از جمله عوامل زمینهای این تصمیم بوده است. انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، نیز در اظهاراتی با اشاره به شرایط منطقه تأکید کرده که «واکنش کشورهای عربی در برابر تحولات اخیر، کمتر از حد انتظار بوده است»؛ جملهای که در واقع به شکاف درون بلوک عربی اشاره دارد.
این مسئله نشان میدهد تصمیم امارات صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه ریشه در بازتعریف نقش این کشور در معادلات منطقهای دارد.
از منظر بازار نفت، خروج امارات چند پیامد همزمان دارد.
نخست، تضعیف انسجام اوپکپلاس. این ائتلاف که حدود نیمی از نفت جهان را تولید میکند، بر پایه هماهنگی عرضه شکل گرفته است. اما دادهها نشان میدهد حتی پیش از خروج امارات نیز، این هماهنگی با چالش روبهرو بوده است. دبیرخانه اوپک اعلام کرده بود برخی کشورها از جمله امارات ناچار به ارائه «برنامههای جبرانی تولید» شدهاند، زیرا بیش از سهمیه تعیینشده تولید کرده بودند.
این یعنی اختلاف بر سر سهم بازار، پیش از خروج نیز وجود داشته است.
دوم، افزایش ریسک نوسان قیمت. در شرایطی که تنگه هرمز—گلوگاه عبور حدود یکپنجم نفت جهان—با اختلال مواجه شده، تحلیلگران تأکید میکنند حتی افزایش تولید روی کاغذ، لزوماً به افزایش واقعی عرضه منجر نمیشود. یک تحلیلگر سابق اوپک در اینباره گفته است:
«وقتی تنگه هرمز بسته باشد، افزایش تولید اوپکپلاس عملاً تأثیر محدودی بر بازار دارد.»
این جمله نشان میدهد عامل تعیینکننده در بازار فعلی، فقط تولید نیست، بلکه امنیت انتقال انرژی است؛ مسئلهای که در بستر جنگ تحمیلی علیه ایران به شدت برجسته شده است.
سوم، تشدید رقابت درون خلیج فارس. اختلاف میان امارات و عربستان بر سر سهمیه تولید، سابقه چندساله دارد. در یکی از گزارشهای تحلیلی، این اختلاف «نشانهای از واگرایی سیاستهای منطقهای و اقتصادی دو کشور» توصیف شده است.
خروج امارات این واگرایی را از سطح اختلاف تاکتیکی، به سطح تصمیم راهبردی ارتقا داده است.
در کنار این موارد، باید به بُعد اقتصادی داخلی امارات نیز توجه کرد. اقتصاد این کشور بهشدت به درآمدهای نفتی برای تأمین پروژههای بزرگ توسعهای وابسته است. در شرایطی که جنگ منطقهای، رشد اقتصادی کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار داده، افزایش تولید نفت میتواند برای ابوظبی بهعنوان یک ابزار جبران مالی عمل کند.
اما مهمترین نکته در تحلیل این تصمیم، جایگاه آن در معادله بزرگتر انرژی است.
بازار نفت امروز دیگر یک بازار صرفاً عرضهمحور نیست. عوامل متعددی از جمله امنیت مسیرها، تحریمها، سیاستهای آمریکا، رفتار چین و حتی وضعیت ذخایر راهبردی کشورها در تعیین قیمت نقش دارند. در چنین بازاری، حتی یک تولیدکننده بزرگ نیز بهتنهایی قادر به «کنترل بازار» نیست.
بنابراین، این ادعا که خروج امارات به معنای تسلط کامل این کشور بر بازار نفت است، بیشتر یک برداشت سیاسی یا رسانهای است تا یک تحلیل دقیق اقتصادی. در مقابل، آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که خروج امارات، به معنای کاهش توان اوپکپلاس در مدیریت هماهنگ بازار است. این ائتلاف برای حفظ قیمتها، سالها تولید را محدود کرده و طبق دادهها، حدود ۵ تا ۶ درصد از عرضه جهانی را بهصورت داوطلبانه کاهش داده است.
وقتی یکی از اعضای مهم این سازوکار از آن خارج میشود، این نظم بهطور طبیعی تضعیف میشود.
از زاویه ایران، این تحول یک پیام مهم دارد. جنگ تحمیلی و فشارهای خارجی نهتنها اقتصاد ایران را هدف قرار داده، بلکه نظم انرژی منطقهای را نیز دچار اختلال کرده است. اکنون یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت در خلیج فارس، در حال فاصله گرفتن از سازوکار جمعی است؛ نشانهای از اینکه فشارها به جای ایجاد انسجام، به واگرایی در میان متحدان منطقهای منجر شده است.
خروج امارات از اوپک، یک تصمیم چندلایه است:
در سطح اقتصادی، تلاش برای افزایش درآمد و سهم بازار؛
در سطح سیاسی، نشانهای از فاصلهگیری از سیاستهای جمعی؛
و در سطح ژئوپلیتیک، واکنشی به بیثباتی ناشی از جنگ در منطقه.
بازار نفت در ماههای آینده نشان خواهد داد که این تصمیم، آغاز یک روند جدید است یا یک استثنا در شرایط بحران. اما آنچه اکنون روشن است، این است که معادله انرژی در خلیج فارس دیگر مانند گذشته یکپارچه نیست.
دیدگاهتان را بنویسید