سه شنبه / ۵ خرداد / ۱۴۰۵ Tuesday / 26 May / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - سفر هم‌زمان محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و عبدالناصر همتی به قطر را باید یکی از مهم‌ترین تحرکات دیپلماتیک ماه‌های اخیر ایران دانست؛ سفری که در حساس‌ترین مرحله مذاکرات تهران و واشنگتن انجام می‌شود و نشان می‌دهد پرونده گفت‌وگوها دیگر صرفاً به موضوع هسته‌ای محدود نیست. اکنون هم‌زمان مسئله جنگ، تنگه هرمز، آزادسازی منابع مالی، امنیت خلیج فارس و آینده حضور آمریکا در منطقه روی میز قرار گرفته و تهران تلاش می‌کند معادله جدید منطقه را نه از موضع فشار، بلکه از جایگاه یک بازیگر تعیین‌کننده بازتعریف کند.
دوحه به مرکز تعیین سرنوشت جنگ و توافق تبدیل شد؛ ایران با تیم کامل وارد میدان شد
  • خرداد 4, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، هم‌زمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در رأس هیأتی سیاسی و اقتصادی وارد دوحه شدند تا با مقام‌های قطری درباره روند مذاکرات، تحولات منطقه و آینده تنش میان تهران و واشنگتن گفت‌وگو کنند.

    خبرگزاری رویترز گزارش داده این سفر در چارچوب رایزنی‌های فشرده برای کاهش تنش‌ها و بررسی مسیرهای دستیابی به تفاهم میان دو کشور انجام شده است. بر اساس این گزارش، مذاکرات در دوحه تنها بر موضوع آتش‌بس متمرکز نیست و محورهایی مانند وضعیت تنگه هرمز، ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده تهران و ترتیبات امنیتی منطقه نیز در دستور کار قرار دارد.

    اهمیت این سفر بیش از هر چیز به ترکیب هیأت ایرانی بازمی‌گردد.

    حضور هم‌زمان رئیس مجلس، وزیر امور خارجه و رئیس کل بانک مرکزی نشان می‌دهد جمهوری اسلامی این مرحله از مذاکرات را صرفاً یک گفت‌وگوی سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از بازتعریف توازن قدرت در منطقه تلقی می‌کند؛ مذاکراتی که ابعاد امنیتی، اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیکی آن به‌هم گره خورده است.

    در واقع، تهران اکنون تنها درباره توقف درگیری یا کاهش تنش مذاکره نمی‌کند، بلکه درباره شکل آینده نظم امنیتی خلیج فارس، نحوه مدیریت تنگه هرمز، کاهش فشار اقتصادی و چارچوب جدید تعاملات منطقه‌ای گفت‌وگو می‌کند.

    منابع نزدیک به مذاکرات گفته‌اند یکی از محورهای اصلی رایزنی‌ها، آینده تنگه هرمز و نحوه مدیریت شرایط پس از تنش‌های اخیر است.

    این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران در بحران اخیر محسوب می‌شود.

    بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این آبراه عبور می‌کند و هرگونه ناامنی در آن، مستقیماً بازار جهانی انرژی را دچار شوک می‌کند.

    همین مسئله بود که پس از تشدید تنش‌ها و محدود شدن تردد دریایی در منطقه، قیمت جهانی نفت را به‌سرعت افزایش داد و نگرانی گسترده‌ای در اقتصاد جهانی به‌وجود آورد.

    اکنون نیز بازارهای انرژی با حساسیت بالا روند مذاکرات دوحه را دنبال می‌کنند.

    افت اخیر قیمت نفت پس از انتشار گزارش‌هایی درباره پیشرفت مذاکرات، نشان داد معامله‌گران معتقدند هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن می‌تواند بخشی از ریسک انرژی جهان را کاهش دهد.

    اما یکی از مهم‌ترین ابعاد مذاکرات فعلی، مسئله منابع مالی و دارایی‌های بلوکه‌شده ایران است.

    برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تهران در این مرحله بیش از هر چیز به‌دنبال دریافت تضمین‌های اقتصادی عملی است؛ به‌ویژه در حوزه دسترسی به منابع مالی، نقل‌وانتقالات بانکی و کاهش محدودیت‌های اقتصادی.

    در همین چارچوب، حضور عبدالناصر همتی در ترکیب هیأت ایرانی معنادار تلقی می‌شود.

    ورود رئیس کل بانک مرکزی به مذاکرات نشان می‌دهد تهران این‌بار تلاش دارد هرگونه تفاهم سیاسی را به نتایج ملموس اقتصادی پیوند بزند.

    از نگاه ایران، تجربه سال‌های گذشته ثابت کرده توافق بدون تضمین اجرایی و دسترسی واقعی به منافع اقتصادی، نمی‌تواند پایدار بماند.

    به همین دلیل، پرونده آزادسازی منابع مالی و رفع محدودیت‌های بانکی اکنون به یکی از مهم‌ترین محورهای مذاکرات تبدیل شده است.

    از منظر سیاسی نیز حضور قالیباف در این سفر اهمیت ویژه‌ای دارد.

    رئیس مجلس طی ماه‌های اخیر یکی از چهره‌های مؤثر در پرونده سیاست خارجی و مذاکرات بوده و حضور او در دوحه این پیام را منتقل می‌کند که روند فعلی صرفاً در سطح دولت دنبال نمی‌شود، بلکه بخش‌های مختلف ساختار سیاسی کشور در جریان جزئیات مذاکرات قرار دارند.

    محمدباقر قالیباف پیش‌تر تأکید کرده بود:
    «هیچ توافقی خارج از چارچوب منافع ملت ایران پذیرفته نخواهد شد و طرف مقابل باید واقعیت‌های جدید منطقه را درک کند.»

    عباس عراقچی نیز طی روزهای گذشته گفته بود:
    «ایران تحت فشار و تهدید مذاکره نمی‌کند و هرگونه تفاهم باید مبتنی بر احترام متقابل و حقوق ملت ایران باشد.»

    این مواضع نشان می‌دهد تهران تلاش دارد مذاکرات را نه به‌عنوان عقب‌نشینی، بلکه به‌عنوان تثبیت موقعیت جدید خود پس از تحولات اخیر منطقه معرفی کند.

    در سطح منطقه‌ای، نقش قطر نیز در ماه‌های اخیر به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است.

    دوحه اکنون به یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی میان ایران و آمریکا تبدیل شده و تلاش می‌کند جایگاه خود را به‌عنوان بازیگر اصلی مدیریت بحران در خلیج فارس تثبیت کند.

    قطر به‌خوبی می‌داند هرگونه گسترش جنگ در منطقه می‌تواند امنیت انرژی، سرمایه‌گذاری و تجارت دریایی را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

    به همین دلیل، سیاست خارجی دوحه طی ماه‌های اخیر بر جلوگیری از تشدید بحران و حفظ کانال‌های گفت‌وگو متمرکز بوده است.

    در سوی دیگر معادله، آمریکا نیز با شرایط پیچیده‌ای مواجه است.

    دونالد ترامپ از یک‌سو تحت فشار اسرائیل و جریان‌های تندرو داخلی قرار دارد که خواهان ادامه فشار حداکثری علیه ایران هستند و از سوی دیگر، نگران آن است که جنگ به بحرانی فرسایشی و پرهزینه تبدیل شود.

    گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد واشنگتن همچنان ترجیح می‌دهد بخشی از بحران از مسیر مذاکرات مدیریت شود، اما اختلافات اصلی درباره برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و نقش منطقه‌ای ایران همچنان پابرجاست.

    اسرائیل نیز نسبت به روند فعلی مذاکرات نگرانی جدی دارد.

    تل‌آویو معتقد است هرگونه توافقی که به کاهش فشار اقتصادی یا آزادسازی منابع مالی ایران منجر شود، در نهایت موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی را تقویت خواهد کرد.

    به همین دلیل، طی هفته‌های اخیر رسانه‌های اسرائیلی بارها از اختلاف نظر میان واشنگتن و تل‌آویو بر سر نحوه مواجهه با ایران خبر داده‌اند.

    اما در مقابل، تهران معتقد است مقاومت در برابر فشار نظامی و اقتصادی، معادلات منطقه را تغییر داده و اکنون حتی متحدان آمریکا نیز به این نتیجه رسیده‌اند که بدون در نظر گرفتن نقش و منافع ایران، امکان ایجاد ثبات در منطقه وجود ندارد.

    همین مسئله باعث شده جمهوری اسلامی مذاکرات را از موضع مدیریت بحران و تثبیت جایگاه منطقه‌ای خود دنبال کند، نه از موضع ضعف.

    از منظر کارشناسی، سفر هم‌زمان قالیباف، عراقچی و همتی به دوحه را باید نشانه ورود مذاکرات به مرحله‌ای بسیار حساس‌تر دانست؛ مرحله‌ای که در آن، موضوعات هسته‌ای، امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز، اقتصاد انرژی، تحریم‌ها و ترتیبات منطقه‌ای به‌صورت هم‌زمان روی میز قرار گرفته‌اند.

    اکنون پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر خواهد شد بخشی از مطالبات اقتصادی و امنیتی ایران را بپذیرد یا نه.

    همچنین مشخص نیست اسرائیل تا چه اندازه اجازه خواهد داد مسیر مذاکرات به یک تفاهم پایدار نزدیک شود.

    اما آنچه روشن به‌نظر می‌رسد این است که دوحه اکنون به یکی از مهم‌ترین مراکز تعیین‌کننده آینده بحران تبدیل شده و مذاکرات جاری، صرفاً گفت‌وگویی برای توقف جنگ نیست، بلکه تلاشی برای شکل دادن به نظم جدید منطقه‌ای پس از ماه‌ها تنش و درگیری است.

     

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *