کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، امیر سعید ایروانی در نشست شورای امنیت تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران هرگز تحت تهدید و فشار مذاکره نکرده و در برابر زور تسلیم نخواهد شد. او همچنین آمریکا و اسرائیل را به نقض مکرر آتشبس متهم کرد و با استناد به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، بر حق ایران برای دفاع از خود تأکید نمود. این مواضع در حالی مطرح میشود که طی ماههای اخیر موضوع مذاکرات، آتشبس و احتمال بازگشت تنشهای نظامی به یکی از مهمترین پروندههای سیاست بینالملل تبدیل شده است.
اهمیت سخنان ایروانی از آن جهت است که در یکی از حساسترین مقاطع منطقهای مطرح شدهاند. خاورمیانه طی ماههای گذشته شاهد یکی از بیسابقهترین دورههای تنش مستقیم میان ایران و اسرائیل بود. حملات متقابل، فعال شدن سامانههای پدافندی، درگیریهای نیابتی و افزایش سطح آمادهباش نظامی باعث شد بسیاری از مؤسسات مطالعاتی بینالمللی از احتمال گسترش جنگ به سطح منطقهای سخن بگویند. هرچند آتشبس مانع از گسترش فوری درگیری شد، اما بسیاری از ریشههای بحران همچنان پابرجاست.
محور نخست سخنان نماینده ایران، رد مذاکره تحت فشار بود. این موضع در واقع ادامه سیاستی است که تهران طی سالهای اخیر بارها بر آن تأکید کرده است. جمهوری اسلامی معتقد است هرگونه مذاکره زمانی میتواند معنا داشته باشد که مبتنی بر احترام متقابل و بدون تهدید نظامی یا فشار سیاسی باشد. از نگاه تهران، تجربه خروج آمریکا از توافق هستهای، اعمال تحریمهای گسترده و تداوم فشارهای اقتصادی موجب شده سطح اعتماد میان دو طرف به پایینترین حد خود در سالهای اخیر برسد.
این موضع تنها محدود به ایران نیست. بسیاری از نظریهپردازان روابط بینالملل معتقدند مذاکراتی که همزمان با تهدید نظامی یا فشار حداکثری دنبال شوند، معمولاً با بیاعتمادی بیشتری همراه هستند و احتمال دستیابی به توافق پایدار را کاهش میدهند. از همین رو، سخنان ایروانی را میتوان پیامی روشن به واشنگتن دانست که تهران حاضر نیست میان مذاکره و تهدید، یکی را انتخاب کند.
دومین محور مهم اظهارات نماینده ایران، استناد به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل بود. این ماده تصریح میکند که در صورت وقوع حمله مسلحانه، کشورها از حق ذاتی دفاع مشروع برخوردار هستند. جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر بارها اقدامات نظامی خود را در چارچوب همین ماده تفسیر کرده است. اهمیت این مسئله تنها جنبه حقوقی ندارد، بلکه بخشی از نبرد روایتها در عرصه بینالمللی محسوب میشود. تهران تلاش میکند اقدامات خود را نه به عنوان آغازگر تنش، بلکه به عنوان پاسخی به تهدیدات و حملات خارجی معرفی کند.
در همین زمینه آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، طی ماههای اخیر بارها هشدار داده است: «خاورمیانه توان تحمل یک جنگ گسترده دیگر را ندارد.» این هشدار بازتاب نگرانی عمیق جامعه جهانی از گسترش بحران در منطقهای است که بخش بزرگی از انرژی جهان، تجارت بینالمللی و معادلات امنیتی جهانی به آن وابسته است.
محور سوم سخنان ایروانی به حضور نظامی نیروهای خارجی در خلیج فارس مربوط میشود. وی تأکید کرد که حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای طی دهههای گذشته نتوانسته امنیت پایدار ایجاد کند و راهحل واقعی، همکاری و اعتمادسازی میان کشورهای منطقه است. این موضع یکی از اصول ثابت سیاست منطقهای جمهوری اسلامی محسوب میشود و تهران سالهاست بر ایده امنیت منطقهای بدون مداخله خارجی تأکید دارد.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به جایگاه راهبردی خلیج فارس نگاه کنیم. بر اساس آمارهای بینالمللی، حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان و نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت از تنگه هرمز عبور میکند. همچنین بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع جهان نیز وابسته به امنیت این مسیر آبی است. هرگونه تنش نظامی در این منطقه میتواند مستقیماً قیمت انرژی، هزینه حملونقل و حتی رشد اقتصادی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
آژانس بینالمللی انرژی بارها هشدار داده است که هرگونه اختلال طولانیمدت در امنیت خلیج فارس میتواند شوکهای شدیدی به بازار انرژی وارد کند. تجربه جنگ اوکراین و بحرانهای انرژی سالهای اخیر نیز نشان داده که بازار جهانی انرژی تا چه اندازه نسبت به تنشهای ژئوپلیتیکی حساس است.
در همین چارچوب، سخنان ایروانی را باید فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک ارزیابی کرد. این اظهارات در واقع حامل سه پیام همزمان بود؛ پیام نخست به آمریکا که ایران مذاکره تحت فشار را نمیپذیرد. پیام دوم به اسرائیل که تهران همچنان حق دفاع از خود را محفوظ میداند. و پیام سوم به کشورهای منطقه و جامعه بینالمللی که امنیت پایدار خلیج فارس را در همکاری منطقهای جستوجو میکند نه در حضور نظامی قدرتهای خارجی.
برای درک بهتر اهمیت این مواضع باید به شرایط فعلی منطقه نیز توجه کرد. اگرچه آتشبس از گسترش فوری درگیری جلوگیری کرده، اما سطح بیاعتمادی میان بازیگران اصلی همچنان بالاست. مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا ادامه دارد، اما همزمان تهدیدهای متقابل، تحریمها و اختلافات راهبردی پابرجاست. از سوی دیگر، اسرائیل نیز همچنان ایران را مهمترین تهدید امنیتی خود معرفی میکند و همین مسئله باعث شده احتمال بازگشت تنشها همچنان وجود داشته باشد.
در این میان، نقش سازمان ملل و نهادهای بینالمللی نیز اهمیت پیدا میکند. شورای امنیت در سالهای اخیر بارها به صحنه تقابل روایتهای ایران، آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است. هر یک از طرفها تلاش میکنند از ابزارهای حقوقی و سیاسی برای اثبات مشروعیت مواضع خود استفاده کنند. استناد مکرر ایران به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
از منظر راهبردی، آنچه امروز در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیده میشود، تلاش برای ترکیب بازدارندگی نظامی و دیپلماسی سیاسی است. تهران در عین تأکید بر حق دفاع مشروع، همچنان از مسیر دیپلماتیک نیز سخن میگوید؛ اما شرط آن را احترام متقابل و کنار گذاشتن زبان تهدید میداند. این رویکرد نشان میدهد که جمهوری اسلامی قصد ندارد از مواضع امنیتی خود عقبنشینی کند، اما همزمان تلاش میکند مسئولیت هرگونه تشدید تنش را متوجه طرف مقابل نشان دهد.
در نهایت، سخنان امیر سعید ایروانی در شورای امنیت را باید بخشی از نبرد سیاسی و دیپلماتیکی دانست که همزمان با تحولات میدانی جریان دارد. نبردی که در آن هر طرف میکوشد روایت خود را به عنوان روایت مشروع و قابل قبول جامعه جهانی تثبیت کند. آنچه مسلم است این است که پرونده ایران، آمریکا و اسرائیل همچنان یکی از مهمترین متغیرهای امنیتی خاورمیانه باقی خواهد ماند و هر تحول جدید در این مثلث میتواند آینده منطقه، بازارهای انرژی و حتی معادلات سیاست جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
دیدگاهتان را بنویسید