کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، نفت برنت در اوج نگرانیها تا محدوده ۹۵ دلار در هر بشکه افزایش یافت و نفت خام آمریکا نیز به محدوده ۹۲ دلار رسید. هرچند پس از کاهش تنشها بخشی از این رشد تعدیل شد و نفت برنت به محدوده ۹۳ دلار و نفت آمریکا به حوالی ۹۰ دلار بازگشت، اما همین جهش قیمتی نشان داد بازار انرژی نسبت به تحولات خلیج فارس حساستر از همیشه است.
علت اصلی این واکنش به جایگاه راهبردی منطقه بازمیگردد. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان و نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت از تنگه هرمز عبور میکند. روزانه بین ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این مسیر راهبردی جابهجا میشود. به همین دلیل هرگونه تهدید علیه امنیت این آبراه بلافاصله در قیمتهای جهانی منعکس میشود.
فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی، پیشتر هشدار داده بود: «بازار انرژی جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به اختلال در مسیرهای اصلی انتقال نفت حساس است و هرگونه تنش در خاورمیانه میتواند آثار فراتر از منطقه داشته باشد.» این هشدار در روزهای اخیر بار دیگر معنای خود را نشان داد؛ زیرا حتی بدون اختلال واقعی در صادرات نفت، صرف نگرانی از احتمال گسترش درگیری برای جهش قیمتها کافی بود.
اما نفت تنها بازاری نبود که تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار گرفت. بازار طلا نیز روزهای پرنوسانی را پشت سر گذاشت. طلا که در ماههای اخیر بارها رکوردهای تاریخی را جابهجا کرده بود، تحت تأثیر دو نیروی متضاد قرار گرفت؛ از یک سو افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی تقاضا برای داراییهای امن را افزایش داد و از سوی دیگر سیاستهای پولی آمریکا و تقویت دلار فشار نزولی بر قیمت فلزات گرانبها وارد کرد.
طلا در اقتصاد جهانی همواره به عنوان «پناهگاه امن سرمایه» شناخته میشود. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸، همهگیری کرونا، جنگ اوکراین و تنشهای خاورمیانه نشان داده است که در دورههای نااطمینانی سیاسی و اقتصادی، سرمایهگذاران بخشی از داراییهای خود را به سمت طلا منتقل میکنند. به همین دلیل هر خبر مرتبط با احتمال گسترش جنگ یا افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی معمولاً به رشد تقاضا برای این فلز منجر میشود.
کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بینالمللی پول، اخیراً هشدار داده بود: «اقتصاد جهانی با شوکهای پیدرپی مواجه است و کشورها و بازارها باید خود را برای دورهای طولانی از نااطمینانی آماده کنند.» این اظهارات بازتابدهنده نگرانی گستردهای است که امروز در میان سرمایهگذاران جهانی وجود دارد؛ نگرانی از اینکه جهان وارد دورهای شده که در آن بحرانهای سیاسی، جنگها و شوکهای اقتصادی با فاصلههای کوتاهتری رخ میدهند.
در کنار طلا، نقره نیز روندی مشابه را تجربه کرده است. هرچند نقره نیز یک دارایی امن محسوب میشود، اما تفاوت مهمی با طلا دارد؛ بخش قابل توجهی از تقاضای نقره از صنایع مختلف تأمین میشود. صنایع الکترونیک، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و تجهیزات پزشکی از بزرگترین مصرفکنندگان نقره هستند. به همین دلیل قیمت نقره علاوه بر تحولات سیاسی، به چشمانداز رشد اقتصادی جهان نیز وابسته است.
آنچه امروز بازارها را نگران کرده، صرفاً وضعیت فعلی نیست؛ بلکه سناریوهای پیش رو است. بسیاری از مؤسسات مالی بینالمللی معتقدند اگر تنشهای خاورمیانه بار دیگر تشدید شود، عبور نفت از مرز ۱۰۰ دلار چندان دور از ذهن نخواهد بود. بانکهای سرمایهگذاری بزرگ جهان در گزارشهای اخیر خود هشدار دادهاند که هرگونه اختلال واقعی در صادرات نفت منطقه میتواند قیمتها را حتی فراتر از سطوح کنونی سوق دهد.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم افزایش قیمت نفت تنها به بازار انرژی محدود نمیماند. نفت گرانتر به معنای افزایش هزینه حملونقل، رشد قیمت مواد اولیه، افزایش هزینه تولید و در نهایت فشار بیشتر بر تورم جهانی است. به همین دلیل بانکهای مرکزی جهان نیز تحولات خاورمیانه را با دقت دنبال میکنند.
در همین حال، سیاست پولی آمریکا نیز عامل مهم دیگری در تعیین مسیر بازارهاست.
نرخهای بهره بالا معمولاً به نفع دلار و به ضرر طلا عمل میکنند. فدرال رزرو طی دو سال اخیر برای مهار تورم یکی از سختگیرانهترین سیاستهای پولی دهههای اخیر را اجرا کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، بخشی از جذابیت طلا برای سرمایهگذاران کاهش خواهد یافت؛ اما اگر همزمان تنشهای سیاسی افزایش یابد، اثرات این دو عامل میتواند یکدیگر را خنثی کند.
از منظر تحلیلی، مهمترین نکته این است که بازارهای جهانی اکنون در نقطهای قرار گرفتهاند که اقتصاد و سیاست بیش از هر زمان دیگری به هم گره خوردهاند. سرمایهگذاران دیگر تنها به دادههای اقتصادی نگاه نمیکنند؛ بلکه اخبار سیاسی، تحولات نظامی، مذاکرات دیپلماتیک و حتی اظهارنظر مقامات سیاسی نیز بر تصمیمهای آنها اثر مستقیم دارد.
تجربه روزهای اخیر نشان داد که خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین کانونهای ریسک برای اقتصاد جهانی است. اگر تنشها کنترل شود، احتمال بازگشت آرامش نسبی به بازارها وجود دارد و بخشی از فشار صعودی بر نفت و فلزات گرانبها کاهش خواهد یافت. اما اگر درگیریها وارد مرحله جدیدی شوند، نه تنها بازار انرژی بلکه کل اقتصاد جهانی ممکن است با موج تازهای از بیثباتی مواجه شود.
در نهایت، نفت، طلا و نقره امروز تنها کالاهای اقتصادی نیستند؛ بلکه به شاخصهایی برای سنجش میزان نگرانی جهان از آینده تبدیل شدهاند. هرچه سایه نااطمینانی سیاسی گستردهتر شود، واکنش این بازارها نیز شدیدتر خواهد بود. به همین دلیل مسیر آینده قیمتها بیش از هر زمان دیگری به تحولات خاورمیانه، تصمیمهای قدرتهای بزرگ و میزان موفقیت تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش بحران وابسته است.
دیدگاهتان را بنویسید