کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
دیشب، تبریز نه فقط یک شهر، که تپش قلب یک ملت بود. تراکتور، این اسطوره سرخپوشِ آذربایجان، با پیروزی شکوهمندش در لیگبرتر، جام قهرمانی را به خانه آورد و خیابانهای شهر را به دریایی از شور و غرور بدل کرد. از میدان ساعت تا خیابانهای سنگفرش ولیعصر، از کویهای قدیمی اهراب تا بلوارهای مدرن ائلگلی، مردم آذربایجان با پرچمهای سرخ تراکتور، یکپارچه فریاد شادی سر دادند: «یاشاسین تراکتور، یاشاسین آذربایجان!»
این قهرمانی، تنها یک پیروزی در مستطیل سبز نبود؛ روایتی بود از اصالت، همبستگی و عشقی ریشهدار که در جان مردم این دیار جریان دارد. خیابانهای تبریز، دیشب شاهد حضور مردمی بود که گویی تاریخ و فرهنگشان را در دست داشتند. پیرمردی با کلاه پشمی و عصای چوبی، کنار جوانی با شال تراکتور بر دوش، شانه به شانه شعار میدادند. مادری با کودکی در آغوش، پرچم سرخ تیم را تکان میداد و دخترکی با گونههای سرخ از هیجان، نام بازیکنان را فریاد میزد. این تصاویر، نه فقط یک جشن، که تابلویی از اتحاد نسلی بود؛ اتحادی که ریشه در غیرت و اصالت آذربایجانی دارد.
مردم در خیابانها، با طبل و ساز، با آوازهای ترکی که از دل تاریخ این سرزمین برمیخاست، جشنی به پا کردند که انگار سهند و سبلان هم آن را شنید و ارس برایش دست زد. پرچمهای تراکتور در باد میرقصیدند و نور قرمز فشفشهها، آسمان تبریز را رنگین کرد. در میان این همهمه، داستانهایی از همبستگی شکل گرفت: غریبههایی که در شادی یکدیگر شریک شدند، دستفروشهایی که پرچمهای کوچک تراکتور را به کودکان هدیه دادند، و رانندهای که بوق ممتدش، بخشی از سمفونی شادی شهر شد.
تراکتور برای مردم آذربایجان، بیش از یک تیم است؛ نماد هویتی است که در گذر سالها، با غیرت و استقامت گره خورده. دیشب، کارگری که پس از شیفت شبانهاش به خیابان آمد، دانشجویی که با صدای گرفته از فریاد، باز هم شعار سر داد، و پیرزنی که در خانهاش دعای خیر برای بازیکنان خواند، همه در این پیروزی شریک بودند. این قهرمانی، متعلق به مردمی است که در سرمای استخوانسوز زمستان و گرمای سوزان تابستان، در استادیوم یادگار امام و کوچهپسکوچههای شهر، هرگز دست از حمایت نکشیدند.
دیشب، تبریز فقط جشن نگرفت؛ تبریز نشان داد که چگونه میتوان با عشق و همبستگی، حماسه آفرید. تراکتور، با هر گلش، با هر دفاع جانانهاش، و با جام طلایی که در دستان کاپیتانش درخشید، قلب میلیونها آذربایجانی را فتح کرد. این پیروزی، نه فقط برای امروز، که برای آیندگان روایت خواهد شد؛ روایتی از روزی که مردم آذربایجان، با اصالت و غرور، نام تراکتور را در تاریخ حک کردند.
یاشاسین تراکتور، یاشاسین آذربایجان!
دیدگاهتان را بنویسید