کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، شبکه ۱۳ اسرائیل گزارش داده است که ارتش این رژیم برای احتمال انجام عملیات مستقل علیه ایران آماده میشود و برنامههای مربوط به حمله بدون مشارکت مستقیم آمریکا همچنان حفظ شدهاند. بر اساس این گزارش، چنین گزینهای زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که واشنگتن تصمیم بگیرد از درگیری جاری عقبنشینی کند یا سطح مشارکت نظامی خود را کاهش دهد. تلآویو، به عبارت دیگر، نمیخواهد توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن یا تصمیم آمریکا برای پایان عملیات، آزادی عمل نظامی اسرائیل علیه ایران را از بین ببرد.
این خبر در خلأ منتشر نشده است. همزمان، سیانان به نقل از منابع آگاه گزارش داده ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، در رایزنی با مقامهای ارشد دولت دونالد ترامپ بر ضرورت یافتن راهی برای خروج از جنگ تأکید کرده است. اهمیت این موضع از آن جهت است که از سوی عالیترین مقام نظامی آمریکا مطرح میشود؛ یعنی مسئله دیگر فقط فشار افکار عمومی یا نگرانی دیپلماتها نیست، بلکه ارزیابی بخشی از فرماندهی نظامی آمریکا نیز این است که ادامه جنگ میتواند هزینههایی ایجاد کند که از دستاوردهای آن بیشتر باشد.
کین در ارزیابی خود، بر محدودیت قدرت هوایی برای تحقق اهداف سیاسی تأکید کرده است. مفهوم این هشدار روشن است: آمریکا ممکن است بتواند تأسیسات نظامی، زیرساختها یا برخی مراکز حساس ایران را هدف قرار دهد، اما نابود کردن اهداف نظامی الزاماً به معنای وادار کردن تهران به پذیرش شروط سیاسی واشنگتن نیست. این همان مسئلهای است که بسیاری از مطالعات جنگ از آن با عنوان شکاف میان «موفقیت تاکتیکی» و «پیروزی راهبردی» یاد میکنند؛ ارتش میتواند هدفی را منهدم کند، اما اگر رفتار سیاسی طرف مقابل تغییر نکند، نتیجه جنگ همچنان نامشخص خواهد بود.
قلاب اصلی بحران؛ اسرائیل میتواند ماشه را بکشد، اما آمریکا ممکن است هزینهاش را بدهد
مهمترین پیچیدگی سناریوی حمله یکجانبه اسرائیل این است که مرز میان جنگ اسرائیل و جنگ آمریکا در خاورمیانه بسیار باریک است. هزاران نیروی آمریکایی در منطقه مستقر هستند، آمریکا پایگاههای هوایی و دریایی متعددی در خلیج فارس و کشورهای عربی دارد و سامانههای دفاع موشکی و اطلاعاتی واشنگتن نیز بهشدت با ساختار دفاعی اسرائیل درهمتنیده است.
بنابراین حتی اگر آمریکا در موج نخست حمله مشارکت مستقیم نداشته باشد، تهران ممکن است میان حمله اسرائیل و حمایت راهبردی آمریکا از تلآویو تفکیک کامل قائل نشود. اگر پاسخ ایران به پایگاههای آمریکایی، شناورهای نظامی یا زیرساختهای مرتبط با واشنگتن گسترش پیدا کند، آمریکا عملاً با انتخاب دشواری روبهرو میشود: یا از نیروهای خود دفاع کند و دوباره وارد جنگ شود، یا اجازه دهد حملات بدون پاسخ باقی بماند؛ گزینهای که از منظر بازدارندگی نظامی تقریباً غیرقابل تصور است.
همین معادله باعث میشود یک حمله «مستقل» اسرائیل در عمل به جنگی کاملاً مستقل تبدیل نشود. اسرائیل میتواند شروعکننده عملیات باشد، اما نمیتواند تعیین کند پاسخ ایران دقیقاً به کجا محدود خواهد ماند.
چرا اسرائیل به حمله مستقل فکر میکند؟
برای فهم رفتار تلآویو باید تفاوت نگاه آمریکا و اسرائیل به «زمان» را در نظر گرفت. آمریکا معمولاً یک بحران را در چارچوب مجموعهای وسیعتر از منافع جهانی خود ارزیابی میکند؛ قیمت نفت، امنیت نیروهای آمریکایی، چین، روسیه، تجارت جهانی، انتخابات داخلی و هزینه نظامی همگی در تصمیم واشنگتن دخیلاند.
اما اسرائیل پرونده ایران را بیش از هر چیز یک مسئله امنیت ملی بلندمدت میبیند. از نگاه تلآویو، توافقی که صرفاً جنگ را متوقف کند اما برنامه موشکی، ظرفیت هستهای یا توان منطقهای ایران را به شکل مورد نظر اسرائیل محدود نکند، ممکن است تنها یک «وقفه» باشد، نه پایان تهدید.
همین تفاوت راهبردی میتواند شرایطی ایجاد کند که آمریکا بگوید «اکنون زمان توافق است» و اسرائیل بگوید «اکنون آخرین فرصت برای حمله است».
بنیامین نتانیاهو در سالهای گذشته بارها موضعی مشابه اتخاذ کرده و تأکید داشته که اسرائیل برای دفاع از خود منتظر اجازه دیگران نخواهد ماند. او در یکی از مواضع معروف خود گفته بود اسرائیل «هر کاری لازم باشد برای دفاع از خود انجام خواهد داد». این اصل در تفکر امنیتی تلآویو، آزادی عمل مستقل را به یکی از عناصر اصلی بازدارندگی تبدیل کرده است.
دن کین و هشداری که از دل پنتاگون میآید
در نقطه مقابل، سخنان گزارششده از دن کین تصویری متفاوت از محاسبات آمریکا ارائه میدهد. وقتی رئیس ستاد مشترک از یافتن «راه خروج» سخن میگوید، به این معناست که بخشی از فرماندهی نظامی در حال محاسبه نقطهای است که ادامه عملیات دیگر نسبت مناسبی میان هزینه و دستاورد ندارد.
در جنگهای فرسایشی، مسئله فقط تعداد جنگندهها یا موشکها نیست. ذخایر مهمات، سامانههای رهگیر، خستگی نیروها، هزینه استقرار، فشار بر زنجیره تأمین تسلیحات و ضرورت حفظ آمادگی برای بحرانهای دیگر همگی وارد محاسبات میشوند.
آمریکا علاوه بر ایران باید همزمان چین در اقیانوس آرام، روسیه در اروپا و دیگر تعهدات جهانی خود را مدیریت کند. بنابراین یک جنگ طولانی در خاورمیانه میتواند منابعی را مصرف کند که پنتاگون برای سناریوهای دیگر ذخیره کرده است.
این مسئله خصوصاً درباره رهگیرهای پدافندی اهمیت دارد. جنگهای موشکی نشان دادهاند که دفاع هوایی یک رقابت صرفاً فناورانه نیست؛ یک رقابت صنعتی نیز هست. اگر طرف مقابل بتواند موشک و پهپاد را سریعتر از سرعت تولید رهگیرهای گرانقیمت شلیک کند، حتی پیشرفتهترین سامانههای دفاعی هم با مسئله «عمق ذخایر» مواجه میشوند.
نقلقول اول؛ هشدار نظامی آمریکا
بر اساس گزارش سیانان، ژنرال دن کین به مقامهای دولت ترامپ گفته است واشنگتن باید «راهی برای خروج از جنگ با ایران پیدا کند». این جمله کوتاه شاید مهمترین بخش سیاسی گزارش باشد؛ زیرا نشان میدهد بخشی از رهبری نظامی آمریکا، ادامه نامحدود عملیات را گزینه مطلوب نمیبیند.
در تحلیل این موضع باید میان دو مفهوم تفاوت گذاشت: «خروج از جنگ» الزاماً به معنای پذیرش شکست نیست. در ادبیات راهبردی، خروج میتواند به معنای تبدیل دستاوردهای نظامی به توافق سیاسی باشد؛ یعنی واشنگتن تلاش کند پیش از آنکه هزینه جنگ از دستاوردها پیشی بگیرد، بحران را در نقطهای متوقف کند که بتواند آن را بهعنوان موفقیت معرفی کند.
توافق ایران و آمریکا؛ فرصتی برای واشنگتن، نگرانی برای تلآویو
انتشار گزارش شبکه ۱۳ همزمان با خبرهای مربوط به نزدیک شدن تهران و واشنگتن به توافق، اهمیت دوچندانی دارد. مذاکرات درباره هرمز، کاهش تنش و چارچوب سیاسی بعدی میتواند برای آمریکا همان دریچه خروجی باشد که فرماندهان نظامی به دنبال آن هستند.
اما دقیقاً همین نقطه میتواند برای اسرائیل نگرانکننده باشد.
اگر واشنگتن با تهران به توافقی برسد که در آن مسئله هرمز حل شود، حملات متوقف شوند و بخشی از تنش هستهای مدیریت شود، آمریکا احتمالاً انگیزه بسیار کمتری برای ادامه عملیات خواهد داشت. از نگاه کاخ سفید، این میتواند یک دستاورد دیپلماتیک باشد.
اما تلآویو ممکن است سؤال دیگری بپرسد: آیا توافق، توان ایران را واقعاً کاهش داده یا فقط جنگ را متوقف کرده است؟
اگر پاسخ اسرائیل دومی باشد، انگیزه حفظ گزینه حمله مستقل قابل فهمتر میشود.
نقلقول دوم؛ موضع دیرینه نتانیاهو درباره اقدام مستقل
نتانیاهو در سالهای گذشته بارها گفته است اسرائیل برای جلوگیری از تهدیدی که آن را حیاتی میداند، حق اقدام مستقل برای خود محفوظ میداند. او در یکی از مواضع صریح خود تأکید کرده بود: «اسرائیل هر کاری را که برای دفاع از خود لازم باشد انجام خواهد داد.» این خط فکری نشان میدهد اتکا به آمریکا هرگز در راهبرد امنیتی اسرائیل به معنای واگذاری کامل اختیار اقدام نظامی نبوده است.
اما تفاوت امروز در این است که اقدام مستقل اسرائیل ممکن است برخلاف جهت حرکت واشنگتن باشد؛ یعنی دقیقاً زمانی که آمریکا برای کاهش تنش تلاش میکند، اسرائیل بحران را دوباره تشدید کند.
ایران چه گزینههایی دارد؟
پاسخ ایران در صورت حمله مستقل اسرائیل لزوماً یک پاسخ تکبعدی نخواهد بود. تهران میتواند از چند سطح واکنش استفاده کند: حملات مستقیم موشکی یا پهپادی به اسرائیل، اقدامات دریایی در خلیج فارس، حملات سایبری، فشار بر زیرساختهای منطقهای یا هدف قرار دادن داراییهای نظامی مرتبط با آمریکا.
اما انتخاب نوع پاسخ به محاسبات سیاسی ایران نیز بستگی دارد. اگر تهران در آستانه توافق با واشنگتن باشد، ممکن است تلاش کند میان اسرائیل و آمریکا شکاف ایجاد کند و از گسترش پاسخ به نیروهای آمریکایی خودداری کند.
در مقابل، اگر ایران نتیجه بگیرد واشنگتن از حمله اسرائیل حمایت اطلاعاتی یا لجستیکی کرده است، احتمال گسترش دامنه پاسخ افزایش مییابد.
این همان نقطهای است که خطر «خطای محاسباتی» به اوج میرسد. اسرائیل ممکن است تصور کند آمریکا در حمله شرکت نمیکند؛ ایران ممکن است تصور کند آمریکا در پشت صحنه شریک عملیات است؛ و آمریکا ممکن است تصور کند میتواند بعد از حمله همچنان خارج از جنگ بماند. اگر هر سه برداشت همزمان غلط باشند، یک عملیات محدود میتواند به جنگ منطقهای گسترده تبدیل شود.
خطر خطای محاسباتی؛ مهمتر از تصمیم برای جنگ
در بسیاری از جنگها، طرفها از ابتدا تصمیم به یک جنگ تمامعیار نگرفتهاند. بحران زمانی از کنترل خارج شده که هر طرف واکنش دیگری را اشتباه پیشبینی کرده است.
اسرائیل ممکن است انتظار پاسخ محدود داشته باشد. ایران ممکن است برای بازگرداندن بازدارندگی ناچار به پاسخ گستردهتر شود. آمریکا ممکن است برای دفاع از نیروهای خود وارد عملیات شود و در نهایت همان جنگی شکل بگیرد که واشنگتن قصد خروج از آن را داشته است.
این سناریو دقیقاً به همین دلیل خطرناکتر از یک تصمیم رسمی و اعلامشده برای جنگ است؛ زیرا مکانیسمهای کنترل سیاسی در آن ضعیفترند.
آیا اسرائیل بدون آمریکا واقعاً توان حمله دارد؟
از نظر عملیاتی پاسخ مثبت است؛ اسرائیل توان اجرای عملیات هوایی و موشکی علیه اهدافی در ایران را دارد. اما سؤال اصلی، «توان آغاز حمله» نیست بلکه «توان ادامه جنگ» است.
عملیات در فاصله جغرافیایی زیاد نیازمند سوخترسانی، اطلاعات، شناسایی، برنامهریزی مسیر، جنگ الکترونیک، دفاع هوایی و توان تکرار موجهای حمله است. آمریکا در بسیاری از این حوزهها ظرفیتهایی دارد که عملیات اسرائیل را بسیار مؤثرتر میکند.
بنابراین اسرائیل میتواند مستقلاً حمله کند، اما بدون آمریکا دامنه عملیات، تعداد موجهای حمله و توان مدیریت جنگ طولانی محدودتر خواهد بود.
از همین رو، ممکن است گزینه یکجانبه اسرائیل بیشتر برای عملیات محدود علیه اهداف خاص مناسب باشد تا یک جنگ گسترده و طولانی.
اقتصاد؛ قربانی خاموش حمله تازه
هرگونه حمله دوباره به ایران تقریباً بلافاصله بازار انرژی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. تنگه هرمز یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان است و حتی احتمال اختلال در آن میتواند قیمت نفت، بیمه کشتیها و هزینه حملونقل را افزایش دهد.
اگر حمله اسرائیل مذاکرات هرمز را نابود کند، بازارها احتمالاً دوباره «پریمیوم جنگ» را وارد قیمت نفت خواهند کرد. این مسئله برای ترامپ نیز یک محاسبه سیاسی مهم است؛ افزایش قیمت سوخت مستقیماً به مصرفکننده آمریکایی منتقل میشود و میتواند دستاوردهای اقتصادی دولت را تحت فشار قرار دهد.
به همین دلیل، واشنگتن دلایل اقتصادی نیز برای مهار عملیات مستقل اسرائیل دارد.
اسرائیل چه چیزی را ممکن است هدف قرار دهد؟
اگر حمله یکجانبه واقعاً انجام شود، منطق نظامی حکم میکند تلآویو اهدافی را انتخاب کند که به باور خود «ارزش راهبردی بالا و زمان محدود برای هدفگیری» دارند؛ یعنی تأسیساتی که اسرائیل تصور میکند در آینده دسترسی یا تخریب آنها دشوارتر خواهد شد.
اما هرچه اهداف حساستر باشند، احتمال پاسخ شدیدتر ایران نیز افزایش مییابد. این رابطه مستقیم میان «ارزش هدف» و «شدت پاسخ» یکی از مهمترین محدودیتهای تصمیم اسرائیل است.
حمله کوچک ممکن است دستاورد ناکافی داشته باشد؛ حمله بزرگ ممکن است جنگی بزرگ ایجاد کند. این همان معضل راهبردی تلآویو است.
آیا آمریکا میتواند اسرائیل را متوقف کند؟
ایالات متحده ابزارهای قدرتمندی برای اثرگذاری بر تصمیم اسرائیل دارد؛ از اطلاعات و تسلیحات گرفته تا پشتیبانی دیپلماتیک. اما تاریخ روابط دو کشور نشان داده که واشنگتن همیشه قادر نیست تلآویو را از عملیاتی که اسرائیل آن را مسئله حیاتی امنیت ملی میداند منصرف کند.
در عین حال، وابستگی اسرائیل به حمایت نظامی آمریکا به واشنگتن اهرم مهمی میدهد. اگر ترامپ به این نتیجه برسد که حمله اسرائیل توافقی را که آمریکا برای پایان جنگ ساخته نابود میکند، احتمال فشار شدید سیاسی بر نتانیاهو افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، اختلاف میان دو متحد میتواند از یک تفاوت تاکتیکی به یک تقابل سیاسی جدی تبدیل شود.
مسئله بزرگتر؛ چه کسی زمان پایان جنگ را تعیین میکند؟
شاید عمیقترین اختلاف احتمالی میان واشنگتن و تلآویو همین باشد.
آمریکا ممکن است به این نتیجه برسد که اهداف قابل دستیابی جنگ محقق شده و ادامه آن دیگر توجیه ندارد. اسرائیل ممکن است معتقد باشد تهدید اصلی هنوز پابرجاست و توقف جنگ به ایران فرصت بازیابی میدهد.
در واقع، سؤال فقط درباره ایران نیست؛ درباره اختیار تصمیمگیری نیز هست.
آیا پایان جنگ زمانی است که واشنگتن اعلام کند مأموریت تمام شده، یا زمانی که اسرائیل احساس کند تهدید برطرف شده است؟
تا زمانی که پاسخ مشترکی به این سؤال وجود نداشته باشد، احتمال اقدام یکجانبه اسرائیل باقی خواهد ماند.
سه سناریوی اصلی پیشرو
در سناریوی نخست، مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه میرسد و واشنگتن از اسرائیل تضمین میگیرد که عملیات جدیدی انجام ندهد. این سناریو کمهزینهترین مسیر برای منطقه است و میتواند زمینه تثبیت توافق درباره هرمز و آغاز مذاکرات گستردهتر را فراهم کند.
در سناریوی دوم، آمریکا از جنگ خارج میشود اما اسرائیل حمله محدود مستقلی انجام میدهد. ایران نیز پاسخ را عمدتاً به اسرائیل محدود میکند تا توافق با واشنگتن از بین نرود. در این حالت، یک جنگ محدود میان تهران و تلآویو میتواند در کنار یک آتشبس نسبی میان ایران و آمریکا ادامه یابد؛ مدلی بسیار شکننده و بیثبات.
در سناریوی سوم، حمله اسرائیل پاسخ گسترده ایران را به دنبال دارد و نیروها یا پایگاههای آمریکایی نیز درگیر میشوند. آمریکا برای دفاع از نیروهای خود دوباره وارد عملیات میشود و تمام تلاشهای دیپلماتیک برای خروج از جنگ فرو میریزد. این خطرناکترین سناریوست و میتواند منطقه را وارد دور تازهای از جنگ کند.
پایان جنگ یا فقط مکث قبل از دور بعد؟
گزارش شبکه ۱۳ اسرائیل و هشدار منتسب به ژنرال دن کین دو تصویر کاملاً متفاوت از آینده ارائه میکنند. یکی میگوید زمان پیدا کردن راه خروج رسیده؛ دیگری میگوید حتی اگر آمریکا خارج شود، گزینه حمله هنوز زنده است.
این تضاد ممکن است در هفتههای آینده به مهمترین عامل تعیینکننده بحران تبدیل شود.
اگر واشنگتن و تهران به توافق برسند اما اسرائیل احساس کند منافع امنیتیاش در آن تأمین نشده، پایان جنگ آمریکا الزاماً به معنای پایان جنگ منطقه نخواهد بود. و اگر تلآویو دست به عملیات یکجانبه بزند، تصمیم ایران درباره محدوده پاسخ مشخص خواهد کرد که آیا آمریکا واقعاً میتواند از میدان خارج شود یا بار دیگر به آن بازخواهد گشت.
در نهایت، مسئله اصلی دیگر توان حمله اسرائیل نیست. اسرائیل بارها نشان داده توان اجرای عملیات مستقل را دارد. مسئله این است که یک حمله مستقل چه زنجیرهای از واکنشها را فعال خواهد کرد.
واشنگتن اکنون ممکن است در حال یافتن در خروجی جنگ باشد؛ اما اگر تلآویو ماشه را دوباره بکشد، همان در خروجی ممکن است در چند ساعت بسته شود. و این همان خطری است که گزارشهای تازه را مهم میکند: منطقه ممکن است به توافق نزدیک شده باشد، اما هنوز تنها یک تصمیم نظامی اشتباه با بازگشت به نقطه صفر فاصله دارد.
دیدگاهتان را بنویسید