از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
نیروهای آتشنشانی، دلیر مردانی که اغلب برای نجات جان انسانها آموزش دیدهاند، در کوران حوادث، بهخصوص در روزهای پرالتهاب جنگ، نقشی فراتر از تصور ایفا میکنند. وقتی دود و خاکستر آسمان را میپوشاند و صدای جنگندهها با غرش موشک و پهپادها در هم میآمیزد، آنها با بهخطر انداختن جان شیرین خود، پا به دل شعلهها میگذارند تا شاید بتوانند دستی را بگیرند و نفسی تازه به جانهای خسته ببخشند.
این بار، حضورشان فقط با تجهیزات و توان لجستیکی نیست؛ بلکه فداکاری و ازخودگذشتگی است که آنها را در خط مقدم امداد، سپر بلای مردم میکند. سربازان جانبرکف آتشنشانی، در دل نبردهای نفسگیر جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر، شجاعانه برای نجات هموطنان خود قدم برداشتند. آنها، درست مانند رزمندگان در خطوط مقدم جبهه، با عشق به وطن و همنوع، بیوقفه تلاش میکنند تا لبخندی بر لبان آسیبدیدگان بنشانند و امید را در دلهای ناامید زنده کنند!
در جریان حملات وحشیانه دشمن در دوران جنگ رمضان به برخی نقاط استان نیز، نیروهای آتشنشانی بیلحظهای درنگ، خود را به محل حادثه رساندند تا جان هموطنان خود را نجات دهند. در آن دوران سخت، آنها جزو معدود نیروهایی بودند که حتی یک لحظه هم دست از خدمت نکشیدند و در دل سختترین شرایط، شبانهروز در کنار مردم ماندند.
هرچند مسیر امدادرسانی، گاه ممکن است به قیمت جان شیرین این عزیزان تمام شود، اما آنها نیز مانند بسیاری از ایرانیان غیور، شب و روز نمیشناسند و تنها هدفشان، خدمت به مردم است.
در دوران جنگ، بار مسئولیت آتشنشانان چندین برابر میشود. آنها نه تنها باید به حوادث روزمره رسیدگی کنند، بلکه باید آماده مقابله با پیامدهای ویرانگر جنگ باشند؛ از انفجارها گرفته تا آتشسوزیهای گسترده! این حجم عظیم از کار و مسئولیت، سختی ماموریتهایشان را دوچندان میکند. زحماتی که شاید کمتر دیده شود، اما فداکاری و ایثار این نیروها، قلب تپنده جامعه در دل بحرانهاست.
پشت هر عملیات موفق، دستهایی خسته اما پر توان دیده میشود؛ دستانی که گرمای جهنمی شعلهها، دود غلیظ انفجار و سختی طاقتفرسا را لمس کردهاند تا شاید لبخندی از سرِ آسودگی را بر لبان انسانهای دردمند بنشانند.
دیدگاهتان را بنویسید