کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل مدعی شده است واشنگتن در تلاش است از طریق توافقی محدود، زمینه بازگشت بازرسان آژانس به برخی مراکز هستهای ایران را فراهم کند و در مقابل، بخشی از منابع مالی بلوکهشده ایران را آزاد سازد. طبق این گزارش، منابع مالی مورد نظر قرار است برای تأمین دارو، مواد غذایی و سایر نیازهای بشردوستانه مورد استفاده قرار گیرد.
فارغ از صحت یا نادرستی جزئیات منتشرشده، آنچه اهمیت دارد تغییر تدریجی فضای مذاکرات از تقابل سیاسی به سمت معاملههای فنی و اقتصادی است. تجربه پرونده هستهای ایران طی بیش از دو دهه گذشته نشان داده هر زمان گفتوگوها از سطح شعارهای سیاسی فاصله گرفته و وارد حوزه اقدامات عملی شدهاند، امکان دستیابی به تفاهم نیز افزایش یافته است.
موضوع اصلی در این مذاکرات صرفاً بازگشت چند بازرس به تأسیسات هستهای نیست. بر اساس آخرین گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی در اختیار دارد؛ ذخایری که از نگاه کشورهای غربی مهمترین محور نگرانیها درباره برنامه هستهای ایران محسوب میشود. به همین دلیل، بازگشت بازرسان برای آمریکا و متحدانش تنها یک اقدام نظارتی نیست، بلکه تلاشی برای ارزیابی دقیق وضعیت تأسیسات و ذخایر هستهای ایران پس از تحولات نظامی سال گذشته به شمار میرود.
در مقابل، از نگاه تهران، مسئله اصلی حقوق اقتصادی ملت ایران است. جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده که منابع مالی بلوکهشده کشور متعلق به مردم ایران است و آزادسازی آنها نباید به عنوان امتیازی ویژه از سوی دیگران تلقی شود. در واقع یکی از مهمترین مطالبات ایران در سالهای اخیر، دسترسی به داراییهایی بوده که در نتیجه تحریمها یا محدودیتهای بانکی در خارج از کشور مسدود شدهاند.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در مواضع اخیر خود تأکید کرده است: «ایران هیچگاه تحت فشار و تهدید مذاکره نکرده و هر توافقی باید مبتنی بر احترام متقابل، حفظ حقوق ملت ایران و تأمین منافع کشور باشد.» این موضع نشان میدهد تهران همچنان بر اصل توازن تعهدات و منافع تأکید دارد و حاضر نیست بدون دریافت امتیازهای ملموس اقتصادی وارد تعهدات جدید شود.
محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، نیز پیشتر اعلام کرده بود: «فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران کاملاً در چارچوب برنامههای اعلامشده انجام میشود و همکاری با آژانس باید حرفهای، فنی و به دور از مداخلات سیاسی باشد.» این اظهارات نشان میدهد تهران اصل همکاری فنی را رد نمیکند، اما نسبت به سیاسی شدن عملکرد آژانس حساسیت جدی دارد.
در سوی دیگر، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بارها تأکید کرده است: «برای ارائه تضمینهای معتبر درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران، همکاری و دسترسیهای فنی ضروری است.» همین تفاوت نگاه میان تهران و آژانس، یکی از مهمترین محورهای اختلاف در سالهای اخیر بوده است.
اما فراتر از موضوع هستهای، مذاکرات سوئیس در بستری بسیار پیچیدهتر جریان دارد. منطقه خاورمیانه همچنان با تنشهای متعدد امنیتی روبهرو است و هرگونه تشدید بحران میتواند آثار گستردهای بر بازارهای جهانی انرژی برجای بگذارد. بر اساس آمارهای بینالمللی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز عبور میکند که معادل نزدیک به یکپنجم تجارت نفت جهان است. همین مسئله باعث شده هر تحول مرتبط با ایران، فراتر از یک موضوع دوجانبه میان تهران و واشنگتن تلقی شود.
در کنار این موضوع، شرایط امروز با دوران برجام نیز تفاوتهای مهمی دارد. ایران طی سالهای گذشته بخش قابل توجهی از توانمندیهای فنی خود را توسعه داده است. پیشرفت در حوزه سانتریفیوژهای پیشرفته، افزایش سطح غنیسازی و گسترش دانش بومی هستهای باعث شده موقعیت مذاکراتی ایران نسبت به یک دهه قبل متفاوت باشد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند تهران اکنون با دست پرتری نسبت به گذشته وارد گفتوگوها میشود و همین مسئله بر محاسبات طرف مقابل نیز تأثیر گذاشته است.
از سوی دیگر، واشنگتن نیز با محدودیتهای خاص خود روبهرو است. تجربه شکست سیاست فشار حداکثری، هزینههای تنشهای منطقهای و نگرانی از ورود به بحرانهای جدید باعث شده دولت آمریکا بیش از گذشته به دنبال مدیریت اختلافات از مسیر دیپلماسی باشد. به همین دلیل برخی ناظران معتقدند آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران میتواند به عنوان نخستین گام برای کاهش تنش و ایجاد فضای اعتماد مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال، سابقه روابط ایران و آمریکا نشان میدهد بیاعتمادی همچنان بزرگترین مانع پیش روی هر توافق احتمالی است. خروج آمریکا از برجام، بازگشت تحریمها و تجربه توافقهای نیمهتمام گذشته باعث شده تهران نسبت به هرگونه وعده جدید با احتیاط فراوان برخورد کند. بسیاری از کارشناسان داخلی معتقدند هرگونه توافق جدید تنها زمانی میتواند پایدار باشد که دارای ضمانتهای اجرایی روشن و منافع اقتصادی ملموس برای ایران باشد.
در نهایت، مذاکرات پیش رو را نمیتوان صرفاً یک گفتوگوی فنی درباره بازرسان آژانس دانست. آنچه در سوئیس در حال شکلگیری است، تلاشی برای یافتن نقطه تعادل میان امنیت، اقتصاد و دیپلماسی است. از یک سو آمریکا به دنبال افزایش نظارت بر برنامه هستهای ایران است و از سوی دیگر تهران بر حفظ حقوق هستهای و دسترسی به منابع مالی خود تأکید دارد. اینکه این دو مسیر در نقطهای مشترک به هم برسند یا نه، پرسشی است که پاسخ آن میتواند بر آینده پرونده هستهای ایران، وضعیت تحریمها و حتی معادلات ژئوپلیتیکی منطقه تأثیر قابل توجهی بگذارد. فعلاً اما یک واقعیت روشن است؛ بدون تأمین منافع ملی ایران و بدون احترام به حقوق ملت ایران، هیچ توافقی شانس پایداری نخواهد داشت.
دیدگاهتان را بنویسید