چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - گزارش تازه اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی، تصویری کم‌سابقه از بازتاب جنگ ایران در بازار جهانی نفت به دست می‌دهد؛ بازاری که هم در سمت تقاضا عقب‌نشینی کرده، هم در سمت عرضه با اختلالی تاریخی روبه‌رو شده و هم در قیمت‌گذاری، نفت خاورمیانه را به گران‌ترین نفت جهان رسانده است. اوپک برای نخستین بار اثر جنگ را به‌صورت رسمی در پیش‌بینی سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ وارد کرده و آژانس بین‌المللی انرژی از «بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت در تاریخ» سخن گفته است.
نفت ایران در اوج جنگ؛ وقتی بازار جهانی به برتری قیمت و نقش تهران اعتراف کرد
  • فروردین 25, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به‌ گزارش آذربایجان آنلاین، اوپک در تازه‌ترین گزارش ماهانه خود، پیش‌بینی تقاضای نفت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ را ۵۰۰ هزار بشکه در روز پایین آورد و آن را از ۱۰۵.۵۷ میلیون بشکه به ۱۰۵.۰۷ میلیون بشکه رساند. این نخستین ارزیابی علنی و رسمی این سازمان از اثر جنگ بر بازار است. خود اوپک در توضیح این بازنگری گفته است که رشد تقاضای سه‌ماهه دوم برای کشورهای OECD و غیر-OECD «به‌دلیل ضعف گذرای تقاضا، با توجه به تحولات جاری در خاورمیانه» نزولی شده است. با این حال، این سازمان پیش‌بینی رشد سالانه تقاضا را همچنان ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز نگه داشته و عملاً فرض کرده که بخشی از کاهش فعلی، در نیمه دوم سال جبران می‌شود.

    هم‌زمان، گزارش اوپک نشان می‌دهد که خودِ تولید نیز زیر فشار بحران افت کرده است. بر اساس این گزارش، تولید اوپک‌پلاس در مارس به ۳۵.۰۶ میلیون بشکه در روز رسید؛ یعنی ۷.۷ میلیون بشکه کمتر از فوریه. عراق و عربستان بیشترین کاهش را ثبت کردند. در همین فضا، تصمیم اوپک‌پلاس برای افزایش ۲۰۶ هزار بشکه‌ای سهمیه ماه مه، بیشتر جنبه نمادین دارد تا اثر واقعی؛ چون همان‌طور که گزارش‌ها می‌گویند، بسیاری از اعضای کلیدی سازمان در عمل توان بالا بردن تولید را ندارند و محدودیت‌های ناشی از بحران هرمز و اختلال‌های منطقه‌ای دست بالا را گرفته‌اند.

    از سوی دیگر، آژانس بین‌المللی انرژی لحن صریح‌تری دارد. این نهاد در گزارش ۱۴ آوریل خود نوشته است که جنگ در خاورمیانه «بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت در تاریخ» را رقم زده است. آژانس می‌گوید در مارس، عرضه جهانی نفت ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز سقوط کرده و این افت، از نظر ابعاد، بی‌سابقه بوده است. در همان گزارش آمده که در اوایل آوریل، جریان عبوری از تنگه هرمز به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز رسیده؛ در حالی که پیش از آغاز بحران، این مسیر بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز را جابه‌جا می‌کرد. آژانس صریح می‌گوید: «بازگشت جریان نفت از تنگه هرمز، مهم‌ترین متغیر برای کاهش فشار بر عرضه، قیمت‌ها و اقتصاد جهانی است.»

    این جمله آخر فقط یک هشدار فنی نیست، بلکه اعترافی روشن به جایگاه راهبردی ایران در معادلات انرژی جهان است. آژانس در همان گزارش توضیح داده که قیمت نفت در پی این بحران، در مقاطعی تا نزدیکی ۱۵۰ دلار هم جهش کرده و در عین حال، نفت فیزیکی بسیار گران‌تر از قراردادهای آتی معامله شده است. در ارزیابی این نهاد، اگر اختلال‌ها ادامه پیدا کند، تقاضای نفت در سال ۲۰۲۶ می‌تواند به‌طور میانگین ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کند و افت سه‌ماهه دوم به ۱.۵ میلیون بشکه در روز برسد؛ شدیدترین افت فصلی از زمان کرونا. IEA همچنین هشدار داده که در صورت تداوم بحران، بازار باید برای فشارهای بیشتر بر ذخایر و قیمت‌ها آماده باشد.

    همین تصویر را بازار به‌صورت روزمره هم نشان می‌دهد. در روزهای اخیر، برنت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و سپس با خبر احتمال ازسرگیری گفت‌وگوها اندکی عقب نشست. اما حتی این عقب‌نشینی هم نشانه آرامش نیست. رویترز به نقل از تحلیلگران نوشته است که بازار از حالت «معامله مکانیکی خبرها» به سمت «فضای ترس بیشتر» حرکت کرده است؛ به‌عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران دیگر فقط تیترهای لحظه‌ای را قیمت‌گذاری نمی‌کنند، بلکه خودِ نااطمینانی را به قیمت اضافه می‌کنند. در همان گزارش، یک تحلیلگر گفته بازارها از واکنش صرف به خبرها عبور کرده‌اند و وارد «حالت ترس» شده‌اند.

    در کنار این، ANZ هم با لحن کم‌سابقه‌ای هشدار داده که «بازگشت عرضه، کند و نامتوازن خواهد بود». این بانک پیش‌بینی خود از بهای برنت را بالا برده و گفته قیمت نفت در پایان سال به ۸۸ دلار می‌رسد و تا مدت‌ها بالای ۹۰ دلار می‌ماند. ANZ همچنین برآورد کرده است که کاهش عرضه ناشی از جنگ و اختلال‌های منطقه‌ای، حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز بوده و حتی ممکن است تا ۲ میلیون بشکه از تولید، به‌طور دائم آسیب دیده باشد. این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد جنگ، فقط یک شوک لحظه‌ای به بازار نیست؛ بلکه می‌تواند مسیر سرمایه‌گذاری، تعمیرات، نگهداشت و حتی ظرفیت تولید آینده را هم تغییر دهد.

    دولت آمریکا هم، به‌طور غیرمستقیم، همین واقعیت را پذیرفته است. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، به رویترز گفته است که قیمت نفت
    احتمالاً «در چند هفته آینده» به اوج می‌رسد؛ یعنی زمانی که عبور کشتی‌ها از هرمز دوباره معنا پیدا کند. این جمله مهم است، چون نشان می‌دهد حتی واشنگتن هم می‌داند تا وقتی گلوگاه هرمز باز و پایدار نشده، بازار آرام نخواهد شد. در همان خبر، رویترز نوشته دونالد ترامپ هم اذعان کرده که قیمت نفت و گاز ممکن است تا انتخابات میان‌دوره‌ای بالا بماند. این یعنی جنگی که به ایران تحمیل شده، حالا به معضل سیاسی داخلی آمریکا هم تبدیل شده است.

    اما اثر این بحران فقط در قیمت خام دیده نمی‌شود؛ در قیمت‌گذاری رسمی نفت خاورمیانه هم موج می‌زند. رویترز گزارش داده که کویت قیمت رسمی فروش نفت صادراتی خود به آسیا برای ماه مه را به ۱۷ دلار بالاتر از میانگین عمان/دبی رسانده؛ در حالی که این رقم برای آوریل فقط ۵۰ سنت بود. عربستان نیز عرب‌لایت را با پریمیوم بی‌سابقه ۱۹.۵ دلار فروخته و عراق بصره متوسط را ۱۷ دلار بالاتر قیمت‌گذاری کرده است. رویترز در همان گزارش نوشته است: «نفت خاورمیانه اکنون گران‌ترین نفت جهان شده است.» این جمله برای تهران اهمیت زیادی دارد، چون به‌روشنی نشان می‌دهد بازار، نفت خاورمیانه را نه صرفاً به‌عنوان کالا، بلکه به‌عنوان حامل ریسک ژئوپلیتیکی قیمت‌گذاری می‌کند.

    در کنار همه این‌ها، بخش دیگری از اقتصاد جهانی هم زیر فشار رفته است. صندوق بین‌المللی پول در ارزیابی تازه خود، رشد خاورمیانه و شمال آفریقا را به ۱.۱ درصد کاهش داده و رشد اقتصاد ایران را منفی ۶.۱ درصد برآورد کرده است. این نهاد همچنین برای اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه، چشم‌انداز رشد ۲۰۲۶ را از ۴.۲ درصد به ۳.۹ درصد پایین آورده و هشدار داده که اگر جنگ طولانی‌تر شود، سیاست‌گذاران ناچار به انقباض پولی شدیدتر خواهند شد. در گزارش‌های رویترز از این ارزیابی آمده که «بانک‌های مرکزی شاید مجبور شوند سخت‌گیرانه‌تر عمل کنند» تا جلوی ریشه‌دار شدن تورم را بگیرند. به‌عبارت ساده، موجی که از تنگه هرمز شروع شده، حالا به بودجه دولت‌ها، سیاست پولی بانک‌های مرکزی و سطح معیشت مردم در کشورهای مختلف رسیده است.

    جمع‌بندی این ماجرا برای ایران روشن است. در روایتی که تهران از این جنگ ارائه می‌کند، ایران آغازگر بحران نیست، بلکه کشوری است که زیر فشار جنگ تحمیلی و محاصره قرار گرفته و حالا اثر همان فشار، نه‌فقط در میدان نبرد، بلکه در جدول‌های رسمی اوپک، در گزارش‌های IEA، در پیش‌بینی‌های ANZ و حتی در ارزیابی‌های صندوق بین‌المللی پول دیده می‌شود. وقتی اوپک تقاضا را پایین می‌آورد، IEA از شوک عرضه تاریخی حرف می‌زند، بانک‌های جهانی از بازگشت کند بازار می‌گویند و قیمت رسمی نفت خاورمیانه جهش می‌کند، یعنی اقتصاد جهانی عملاً پذیرفته است که بدون ایران و بدون هرمز، توازن بازار نفت قابل تصور نیست.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *