کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، این آمار در نگاه نخست شاید صرفاً یک تصمیم مدیریتی برای کاهش هزینهها به نظر برسد، اما در واقع نشانه ورود اقتصاد جهانی به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن رقابت دیگر فقط میان شرکتها نیست، بلکه میان انسان و ماشین نیز شکل گرفته است. اگر انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم بسیاری از مشاغل یدی را تغییر داد، اکنون هوش مصنوعی مشاغل فکری، اداری، تحلیلی و حتی خلاقانه را هدف قرار داده است.
اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که به آمارهای جهانی نگاه کنیم. گزارش مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی میکند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۹۲ میلیون شغل در جهان از بین خواهد رفت، در حالی که حدود ۱۷۰ میلیون شغل جدید ایجاد میشود. اما نکته مهم اینجاست که مشاغل جدید الزاماً در دسترس افرادی که شغل خود را از دست میدهند نخواهد بود. بسیاری از نیروهای کار فعلی مهارتهای لازم برای ورود به اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی را ندارند و همین مسئله میتواند به شکاف عمیقتری در بازار کار منجر شود.
در همین راستا، صندوق بینالمللی پول نیز هشدار داده است که حدود ۴۰ درصد مشاغل جهان بهطور مستقیم تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار خواهند گرفت. در اقتصادهای پیشرفته این عدد حتی به حدود ۶۰ درصد میرسد. برخلاف تصور عمومی، این بار تنها کارگران خط تولید یا مشاغل تکراری در معرض تهدید نیستند؛ حسابداران، تحلیلگران مالی، کارشناسان خدمات مشتریان، تولیدکنندگان محتوا، برنامهنویسان و حتی برخی مشاغل حقوقی نیز در معرض تغییرات جدی قرار گرفتهاند.
اما شاید نگرانکنندهترین بخش گزارش مِرسِر نه موضوع تعدیل نیرو، بلکه وضعیت روانی کارکنان باشد. این گزارش نشان میدهد درصد کارکنانی که خود را در محیط کار «شکوفا» توصیف کردهاند از ۶۶ درصد در سال ۲۰۲۴ به تنها ۴۴ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. این افت ۲۲ واحدی در فاصلهای کوتاه، نشاندهنده شکلگیری موجی از اضطراب شغلی در محیطهای کاری است؛ اضطرابی که بسیاری از کارشناسان آن را «ترس از جایگزینی» مینامند.
ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، پیشتر گفته بود: «هوش مصنوعی جای انسان را نخواهد گرفت؛ اما انسانی که از هوش مصنوعی استفاده میکند جای انسانی را میگیرد که از آن استفاده نمیکند.» این جمله اگرچه در ظاهر امیدوارکننده به نظر میرسد، اما واقعیت بازار کار نشان میدهد بسیاری از شرکتها به دنبال کاهش هزینههای نیروی انسانی هستند و هوش مصنوعی ابزاری جذاب برای تحقق این هدف محسوب میشود.
داریو آمودی، مدیرعامل یکی از بزرگترین شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی نیز اخیراً هشدار داده بود که هوش مصنوعی میتواند طی چند سال آینده بخش قابل توجهی از مشاغل دفتری سطح ابتدایی را از بین ببرد و نرخ بیکاری را به شکل محسوسی افزایش دهد. این هشدار از سوی فردی مطرح شده که خود در قلب توسعه این فناوری قرار دارد و به همین دلیل اهمیت ویژهای پیدا میکند.
اما آیا هدف اصلی شرکتها واقعاً افزایش بهرهوری است یا کنترل بیشتر نیروی کار؟ برخی اقتصاددانان معتقدند آنچه امروز در حال وقوع است صرفاً یک تحول فناورانه نیست، بلکه بازتعریف رابطه قدرت میان کارفرما و کارکنان است. زمانی که یک شرکت بتواند بخشی از وظایف انسانی را با سامانههای هوش مصنوعی انجام دهد، قدرت چانهزنی نیروی کار نیز کاهش پیدا میکند. به همین دلیل برخی پژوهشگران از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای «انضباطبخشی دیجیتال» در محیط کار یاد میکنند.
از منظر اقتصادی نیز انگیزه شرکتها کاملاً روشن است. هزینه استخدام، آموزش، بیمه، مزایا، مرخصی و مدیریت نیروی انسانی در بسیاری از کشورها به طور مداوم در حال افزایش است. در مقابل، هزینه استفاده از سامانههای هوش مصنوعی هر سال کاهش پیدا میکند. برآوردهای شرکت مشاورهای مککینزی نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند سالانه بین ۲.۶ تا ۴.۴ تریلیون دلار ارزش اقتصادی جدید در جهان ایجاد کند. طبیعی است که شرکتها بخواهند سهمی از این سود عظیم داشته باشند.
با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد هر موج بزرگ فناوری در کنار فرصتها، بحرانهای اجتماعی نیز ایجاد کرده است.
انقلاب صنعتی باعث رشد اقتصاد جهانی شد، اما همزمان میلیونها کارگر را با بیکاری و فقر روبهرو کرد. اینترنت کسبوکارهای جدیدی خلق کرد، اما بسیاری از مشاغل سنتی را از میان برد. اکنون نیز هوش مصنوعی میتواند بهرهوری را افزایش دهد، اما اگر سیاستگذاری مناسبی وجود نداشته باشد، احتمال افزایش نابرابری اقتصادی و شکاف درآمدی نیز وجود خواهد داشت.
دکتر دیرک ریختر، از مدیران انجمن بینالمللی جراحی پلاستیک زیبایی، در گزارشی درباره مقاومت برخی صنایع در برابر رکود اقتصادی گفته بود: «تقاضا برای خدمات زیبایی در جهان همچنان رو به رشد است و این صنعت حتی در بسیاری از دورههای رکود اقتصادی نیز انعطافپذیری بالایی دارد.» این دیدگاه درباره برخی بخشهای خدماتی نیز صادق است. هنوز بسیاری از مشاغل مبتنی بر اعتماد انسانی، تعامل اجتماعی، خلاقیت عمیق و تصمیمگیری پیچیده به راحتی قابل جایگزینی نیستند. اما دامنه این مشاغل هر روز محدودتر میشود.
برای کشورهایی مانند ایران، این تحول ابعاد متفاوتی نیز دارد. از یک سو، هوش مصنوعی میتواند به افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و توسعه اقتصاد دیجیتال کمک کند. از سوی دیگر، بازار کار ایران که هماکنون با چالشهایی مانند بیکاری فارغالتحصیلان، رشد پایین اشتغال تخصصی و مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، ممکن است در برابر موج جدید اتوماسیون آسیبپذیرتر شود. بر اساس آمارهای رسمی، سهم قابل توجهی از بیکاران کشور را افراد دارای تحصیلات دانشگاهی تشکیل میدهند؛ گروهی که بسیاری از مشاغل هدف هوش مصنوعی نیز در میان آنها قرار دارد.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی مشاغل را از بین خواهد برد یا نه؛ زیرا این روند عملاً آغاز شده است. سؤال مهمتر این است که دولتها، دانشگاهها، شرکتها و خود کارکنان تا چه اندازه برای این تغییر بزرگ آماده هستند. تاریخ نشان داده فناوری متوقف نمیشود، اما جوامعی موفقتر خواهند بود که بتوانند نیروی انسانی خود را با تحولات جدید تطبیق دهند.
آنچه امروز در بازار کار جهان در حال رخ دادن است، شاید بزرگترین دگرگونی اشتغال از زمان انقلاب صنعتی باشد. جنگی خاموش که در آن خبری از موشک و تانک نیست، اما میلیونها شغل، امنیت روانی کارکنان و آینده اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. شاید به همین دلیل باشد که برای نخستین بار، بسیاری از کارکنان جهان دیگر نگران رقیب انسانی خود نیستند؛ آنها نگران ماشینی هستند که هر روز هوشمندتر میشود.
دیدگاهتان را بنویسید