کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جمع خبرنگاران در دفتر بیضی کاخ سفید اعلام کرد احتمال دستیابی به توافق با ایران «بسیار بالا» است و مدعی شد طی ۲۴ ساعت گذشته «گفتوگوهای بسیار خوبی» انجام شده است. او همچنین گفت آمریکا مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شده و تهران نیز «با این موضوع موافقت کرده است.»
ترامپ در ادامه، بار دیگر تلاش کرد روایت پیروزی نظامی آمریکا را تکرار کند و مدعی شد: «بیشتر رهبران ایران کشته شدهاند و آمریکا پیروز شده است.» این ادعا در حالی مطرح میشود که مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند ساختار فرماندهی، توان بازدارندگی و ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی همچنان فعال است و کشور در برابر جنگ تحمیلی دچار فروپاشی نشده است.
همزمان، وبسایت آمریکایی آکسیوس به نقل از دو مقام آمریکایی و دو منبع مطلع گزارش داد واشنگتن معتقد است به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ در خاورمیانه نزدیک شده است. طبق این گزارش، تفاهمنامهای یکصفحهای در حال بررسی است که هم به پایان جنگ و هم به چارچوب مذاکرات هستهای آینده مربوط میشود و آمریکا انتظار دارد طی ۴۸ ساعت آینده پاسخ تهران را دریافت کند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تنها چند روز پیش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرده بود عملیات نظامی اصلی آمریکا علیه ایران پایان یافته و واشنگتن اکنون بر ابزارهای غیرنظامی، فشار اقتصادی و پروژه موسوم به «فریدام» در تنگه هرمز متمرکز شده است. همین تغییر لحن نشان میدهد کاخ سفید بهتدریج در حال انتقال بحران از فاز جنگ مستقیم به فاز مذاکره و فشار ترکیبی است.
اما در تهران، نگاه متفاوتی وجود دارد. مقامهای ایرانی طی روزهای اخیر تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی مذاکره تحت تهدید و محاصره را نمیپذیرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، پیشتر گفته بود: «عادت آمریکا به زیادهخواهی و مطالبات نامحدود تمامی ندارد» و تصریح کرده بود که ایران در این مرحله فقط درباره «توقف کامل جنگ» صحبت میکند، نه عقبنشینی از حقوق هستهای.
از منظر تحلیلی، اظهارات ترامپ را باید بخشی از جنگ روایتها نیز دانست. او از یک سو میگوید آمریکا پیروز شده و ایران تضعیف شده است، اما از سوی دیگر، همزمان از «احتمال بالای توافق» سخن میگوید و برای پاسخ تهران ضربالاجل تعیین میکند. اگر واشنگتن واقعاً به اهداف نهایی خود رسیده بود، نیازی به این سطح از عجله برای توافق، مذاکره درباره هرمز و مدیریت بحران انرژی وجود نداشت.
واقعیت این است که بحران تنگه هرمز، محاسبات آمریکا را پیچیده کرده است. حدود یکپنجم نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند و ادامه اختلال در آن، مستقیماً بر قیمت انرژی، هزینه حملونقل و اقتصاد جهانی اثر گذاشته است. به همین دلیل، بخش مهمی از فشار فعلی واشنگتن، نه صرفاً درباره پرونده هستهای، بلکه درباره بازگرداندن ثبات به بازار انرژی جهانی است.
در همین چارچوب، ترامپ تلاش میکند توافق احتمالی را بهعنوان موفقیت شخصی و سیاسی خود معرفی کند؛ بهویژه در شرایطی که در داخل آمریکا، فشارها درباره هزینههای جنگ، اختیارات رئیسجمهور و پیامدهای اقتصادی بحران افزایش یافته است. نظرسنجیهای اخیر رویترز و ایپسوس نشان داده بود بخش قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا، نسبت به ادامه درگیری و هزینههای آن تردید دارند.
از سوی دیگر، ایران نیز تلاش میکند نشان دهد برخلاف روایت واشنگتن، در موقعیت شکست قرار ندارد. تهران معتقد است مقاومت در برابر جنگ تحمیلی، آمریکا را وادار کرده از فاز حملات گسترده فاصله بگیرد و اکنون بهدنبال راهی برای خروج کمهزینهتر از بحران باشد. به همین دلیل، مقامهای ایرانی تأکید دارند هر توافقی باید شامل توقف فشار نظامی، رفع محاصره و تضمینهای واقعی باشد، نه صرفاً آتشبس موقت یا توقف تاکتیکی درگیری.
نکته مهم دیگر، مسئله هستهای است. ترامپ میگوید ایران با جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای موافقت کرده، اما تاکنون هیچ مقام رسمی ایرانی چنین ادعایی را تأیید نکرده است. برعکس، تهران همچنان بر حق غنیسازی و حفظ ظرفیت هستهای خود تأکید دارد و رسانههای نزدیک به حاکمیت نیز گزارش دادهاند که ایران حاضر نیست در شرایط فشار نظامی، درباره موضوعات راهبردی امتیاز اساسی بدهد.
در همین حال، نقش پاکستان و برخی میانجیهای منطقهای نیز پررنگتر شده است. طی هفتههای اخیر،
گزارشهای متعددی درباره انتقال پیامها میان تهران و واشنگتن از طریق اسلامآباد منتشر شده و حتی برخی مقامهای مجلس گفتهاند بخشی از روند مذاکرات با «اجازه مستقیم رهبر انقلاب» آغاز شده است. این موضوع نشان میدهد تهران در عین حفظ موضع سخت، مسیر دیپلماسی را کاملاً نبسته است.
با این حال، فضای بیاعتمادی همچنان بسیار عمیق است. ایران معتقد است آمریکا حتی در زمان مذاکره نیز سیاست فشار، تهدید و محاصره را کنار نگذاشته و به همین دلیل نمیتوان صرفاً بر اساس اظهارات رسانهای واشنگتن، از نزدیک بودن توافق نهایی سخن گفت.
از منظر منطقهای نیز هر توافق احتمالی، فقط به پرونده هستهای محدود نخواهد بود. مسئله تنگه هرمز، امنیت خلیج فارس، محاصره دریایی، حضور نظامی آمریکا و حتی جنگ در لبنان، همگی به بخشی از معادله تبدیل شدهاند. به همین دلیل، تفاهمنامهای که آکسیوس از آن سخن گفته، اگر واقعاً وجود داشته باشد، احتمالاً بیشتر یک چارچوب اولیه برای مدیریت بحران است تا توافق نهایی و جامع.
در این میان، نکتهای که نباید نادیده گرفت، تفاوت جدی روایت دو طرف است. واشنگتن میگوید ایران تحت فشار به سمت توافق آمده؛ تهران میگوید مقاومت ایران باعث عقبنشینی نسبی آمریکا از جنگ مستقیم شده است. همین اختلاف روایت، نشان میدهد حتی اگر دو طرف به آتشبس یا تفاهم موقت برسند، بیاعتمادی ساختاری همچنان باقی خواهد ماند.
اظهارات تازه ترامپ و گزارش آکسیوس، نشانهای از افزایش تحرکات دیپلماتیک و احتمال ورود بحران به مرحله مذاکره فشردهتر است؛ اما در عین حال، واقعیت میدان نشان میدهد نه جنگ بهطور کامل پایان یافته و نه اختلافات اساسی حل شده است. آمریکا هنوز محاصره را حفظ کرده، ایران همچنان بر حقوق راهبردی خود تأکید دارد و هرمز نیز به مهمترین اهرم فشار متقابل تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، آنچه امروز بیش از هر چیز دیده میشود، نه «صلح قطعی»، بلکه تلاش دو طرف برای مدیریت پرهزینهترین بحران منطقه در سالهای اخیر است؛ بحرانی که آمریکا میخواهد آن را با روایت پیروزی به پایان برساند و ایران تلاش میکند بدون عقبنشینی از خطوط قرمز خود، آن را به نقطهای قابلقبول برساند.
دیدگاهتان را بنویسید