از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد مذاکرات با ایران برای پایان دادن به درگیریها در حال پیشرفت است، اما هنوز مشخص نیست این روند بتواند واشنگتن را به «خط قرمز» تعیینشده از سوی دونالد ترامپ برساند.
ونس در جمع خبرنگاران در کاخ سفید گفت:
«ایالات متحده تنها در صورتی توافق را خواهد پذیرفت که تضمینهای کافی برای جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای وجود داشته باشد.»
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تنها ساعاتی قبل، دونالد ترامپ پاسخ ایران به پیشنهاد اخیر واشنگتن را «غیرقابل قبول» توصیف کرده بود.
همین تناقض ظاهری میان ادامه مذاکرات و تشدید ادبیات تهدیدآمیز، نشان میدهد دولت آمریکا هنوز نتوانسته درباره مسیر نهایی خود در قبال ایران به جمعبندی قطعی برسد.
در واقع، واشنگتن اکنون میان دو واقعیت گرفتار شده است: از یکسو ناتوانی در تحمیل کامل خواستههای خود به ایران، و از سوی دیگر نگرانی از هزینههای سنگین ورود دوباره به یک درگیری گسترده در منطقه.
اهمیت تحولات امروز فقط به سخنان ونس محدود نمیشود.
همزمان، سنای آمریکا نیز با اختلافی بسیار اندک، طرحی را رد کرد که خواستار خروج نیروهای آمریکایی مشارکتکننده در جنگ با ایران بود.
این طرح با ۴۹ رأی موافق در برابر ۵۰ رأی مخالف شکست خورد؛ نتیجهای که بهخوبی نشان میدهد شکاف سیاسی در آمریکا درباره ادامه درگیری با ایران به مرحلهای جدی رسیده است.
نکته مهمتر آنکه سه سناتور جمهوریخواه نیز برخلاف موضع رسمی دولت ترامپ، از این طرح حمایت کردند.
لیزا مورکوفسکی، سناتور جمهوریخواه آمریکایی، پس از رأیگیری صراحتاً اعلام کرد: «دولت ترامپ هنوز توضیح شفافی درباره موضع آمریکا در این درگیری ارائه نکرده است.»
این جمله، یکی از مهمترین نشانههای تردید در داخل ساختار سیاسی آمریکا محسوب میشود.
واقعیت آن است که پس از هفتهها تنش نظامی، محاصره دریایی، درگیری در تنگه هرمز و افزایش هزینههای امنیتی، بخشی از جریان سیاسی آمریکا نگران گرفتار شدن واشنگتن در یک بحران طولانی و پرهزینه دیگر در خاورمیانه است.
این نگرانی فقط سیاسی نیست؛ بلکه ابعاد اقتصادی و راهبردی نیز دارد.
طبق گزارشهای رسانههای آمریکایی، جنگ اخیر و عملیاتهای مرتبط با تنگه هرمز، فشار سنگینی بر ذخایر موشکی، هزینههای نظامی و توان لجستیکی آمریکا وارد کرده است.
روزنامه نیویورک تایمز اخیراً گزارش داده بود ارتش آمریکا طی ماههای گذشته حجم بزرگی از موشکهای رهگیر و سامانههای دفاعی خود را مصرف کرده و اکنون برای جبران ذخایر، فروش اضطراری تسلیحات به کشورهای خلیج فارس را در دستور کار قرار داده است.
همین مسئله باعث شده بخشی از سیاستمداران آمریکایی نسبت به ادامه تنش با ایران هشدار دهند.
در همین حال، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، نیز در اظهاراتی هشدارآمیز مدعی شد:
«ایران تنها چند هفته با غنیسازی اورانیوم تا سطح قابل استفاده در سلاح هستهای فاصله دارد.»
او تأکید کرد واشنگتن باید این روند را «بهطور کامل متوقف کند.»
با این حال، مقامات ایرانی بارها تأکید کردهاند برنامه هستهای جمهوری اسلامی ماهیت صلحآمیز دارد و فشار نظامی یا تهدید، تأثیری بر حقوق هستهای ایران نخواهد گذاشت.
از منظر تحلیلی، آنچه اکنون در واشنگتن دیده میشود، نشانه آشکار شکست راهبرد «فشار بدون هزینه» علیه ایران است.
آمریکا تصور میکرد میتواند همزمان با حفظ فشار نظامی، محاصره دریایی و تهدید مستمر، تهران را به پذیرش کامل خواستههای خود وادار کند، اما مقاومت ایران در حوزه میدانی، دریایی و سیاسی، این محاسبه را پیچیده کرده است.
در هفتههای اخیر، جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در برابر فشارهای ترکیبی آمریکا و اسرائیل، صرفاً در موضع دفاعی قرار ندارد و توان اثرگذاری بر معادلات انرژی، امنیت دریایی و توازن منطقهای را حفظ کرده است.
همین مسئله باعث شده کاخ سفید، در عین حفظ ادبیات تهدید، همچنان مسیر مذاکره را باز نگه دارد.
در واقع، ادامه گفتوگوها را باید نشانهای از این واقعیت دانست که واشنگتن نیز به محدودیتهای گزینه نظامی آگاه است.
بهویژه آنکه هرگونه درگیری گستردهتر در خلیج فارس، میتواند مستقیماً بازار انرژی، اقتصاد جهانی و حتی وضعیت داخلی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، اختلافنظر در داخل آمریکا نیز عمیقتر شده است.
دموکراتها معتقدند ترامپ عملاً بدون مجوز روشن کنگره، آمریکا را وارد یک درگیری فرسایشی کرده است.
طبق قانون اساسی آمریکا، اختیار اعلام جنگ در اختیار کنگره است، اما دولت ترامپ با استناد به شرایط آتشبس و «ضرورتهای امنیتی»، تلاش کرده دامنه اختیارات خود را حفظ کند.
منتقدان اما میگویند حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه، اجرای محاصره دریایی و عملیاتهای مرتبط با تنگه هرمز، عملاً بهمعنای ادامه جنگ است؛ حتی اگر نام رسمی آن تغییر کرده باشد.
از سوی دیگر، شکست بسیار نزدیک طرح محدودسازی حضور نظامی آمریکا، نشان میدهد مخالفتها با ادامه تنش علیه ایران دیگر محدود به دموکراتها نیست و بخشی از جمهوریخواهان نیز نگران تبعات این مسیر شدهاند.
این مسئله برای ترامپ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا او در آستانه انتخابات، نمیخواهد درگیر بحرانی شود که هم هزینه مالی سنگین داشته باشد و هم بازارهای جهانی را بیثباتتر کند.
به همین دلیل، کاخ سفید اکنون تلاش میکند همزمان دو پیام متناقض ارسال کند: از یکسو حفظ فشار و تهدید نظامی، و از سوی دیگر تأکید بر ادامه مذاکرات و امکان دستیابی به توافق.
اما آنچه معادلات واشنگتن را پیچیدهتر کرده، این واقعیت است که ایران طی ماههای اخیر نشان داده حاضر نیست تحت فشار مستقیم نظامی و اقتصادی، از خطوط اصلی خود عقبنشینی کند.
در نتیجه، دولت آمریکا اکنون با وضعیتی روبهرو شده که نه میتواند بهراحتی از فشارها عقبنشینی کند و نه اطمینان دارد تشدید تنش، نتیجه مطلوبی برایش به همراه خواهد داشت.
تحولات امروز در واشنگتن، بیش از هر چیز نشاندهنده عمیقتر شدن تردید و شکاف سیاسی آمریکا درباره ادامه تقابل با ایران است.
اظهارات متناقض مقامهای آمریکایی، ادامه مذاکرات در کنار تهدید نظامی، اختلاف در سنا و نگرانی فزاینده از هزینههای جنگ، همگی نشان میدهد راهبرد آمریکا در برابر ایران وارد مرحلهای پیچیده و فرسایشی شده است؛ مرحلهای که در آن، نه گزینه نظامی تضمینکننده پیروزی است و نه فشار سیاسی توانسته تهران را از مواضع اصلی خود عقب براند.
دیدگاهتان را بنویسید