کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، مصر در فاصلهای کوتاه، از یک تماس دیپلماتیک عادی به یکی از مسیرهای فعال میانجیگری در بحران ایران تبدیل شده است. وزارت خارجه مصر در ۲۸ ژانویه اعلام کرد بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه این کشور، جداگانه با عباس عراقچی و استیو ویتکاف گفتوگو کرده تا «تنشها کاهش یابد» و «فضای لازم برای ازسرگیری گفتوگو» میان تهران و واشنگتن فراهم شود. کمتر از دو ماه بعد، در ۲۴ مارس، همان وزارتخانه خبر داد عبدالعاطی با مجموعهای از طرفها ــ از امارات، عربستان، عمان و ترکیه تا فرانسه، قبرس و ویتکاف ــ تماس گرفته و بر «تلاشهای هماهنگ برای کاهش تنش در منطقه» تأکید کرده است. در بیانیه رسمی آمده بود که قاهره از همه ابتکارهای «مبتنی بر آرامش و پایان جنگ» حمایت میکند و هشدار میدهد که گسترش درگیری میتواند منطقه را به بیثباتی گسترده بکشاند.
این خط در ۱۳ مارس هم از سطح تماس تلفنی فراتر رفت؛ زمانی که عبدالفتاح السیسی در گفتوگو با مسعود پزشکیان، با وجود محکومکردن «هدفگرفتن برخی کشورهای عربی توسط ایران»، صراحتاً گفت مصر آماده است «هر تلاشی» برای میانجیگری انجام دهد و «حلوفصل سیاسی و دیپلماتیک» را در اولویت بگذارد. در همان بیانیه رسمیِ ریاست جمهوری مصر، السیسی تأکید کرد که تمام طرفها باید به حقوق بینالملل، منشور سازمان ملل و تمامیت ارضی کشورها احترام بگذارند و از دخالت در امور داخلی دیگران خودداری کنند. این موضع، از یکسو نشان میدهد قاهره نمیخواهد کاملاً در یک سوی منازعه قرار بگیرد و از سوی دیگر، میخواهد کانال ارتباطی با تهران را باز نگه دارد.
در سطح منطقهای هم، مصر تنها بازیگر جدید نیست، اما یکی از مهمترین آنهاست. گزارشها نشان میدهد در کنار قاهره، پاکستان و ترکیه نیز بهعنوان میانجیهای فعال وارد صحنه شدهاند و در اسلامآباد حتی نشستی برای بررسی پیشنهادهای کاهش تنش و بازگشایی تنگه هرمز برگزار شده است. همین تغییر آرایش باعث شده نقشهای سنتیِ میانجیگری در خلیج فارس، بهویژه عمان و قطر، دیگر انحصاری نباشد. در گزارشهای بینالمللی آمده که این جابهجایی، نشانهای از خروج بحران از یک الگوی تککاناله و ورود آن به یک معماری چندمسیره است؛ معماریای که در آن، هر بازیگر تازهای میکوشد به کانال اصلی گفتوگو تبدیل شود.
از زاویه تهران، این تغییر بهخودیخود به معنای ورود به مذاکره نیست. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، بهصراحت گفته است: «تماسها بین ما و طرفهای مقابل با واسطه کم و بیش ادامه دارد ولی این به این معنا نیست که وارد مذاکره شدیم.» او همچنین تأکید کرده: «مذاکره وقتی شکل میگیرد که طرفها حقوق یکدیگر را محترم بشمارند؛ ما در این مرحله نیستیم.» این موضع، بهویژه وقتی در کنار جمله دیگری از او قرار میگیرد که «مصر بهعنوان یکی از ضامنان آتشبس غزه، در هر گفتوگویی مدنظر قرار میگیرد»، روشن میکند که تهران مصر را نه بهعنوان طرف جنگ، بلکه بهعنوان کانال انتقال پیام و کاهش تنش میبیند.
همزمان، عباس عراقچی هم در مواضع اخیر خود چارچوب نگاه ایران را صریحتر کرده است. او گفته: «ما این جنگ را نمیخواستیم، اما برای آن آماده بودیم» و همانجا تأکید کرده: «این یک منازعه نیست؛ یک اقدام تجاوزکارانه است.» در موضعی دیگر هم تصریح کرده: «تا ادامه تجاوزات، مذاکره با آمریکا منتفی است.» این سه جمله، برای فهم رویکرد ایران کلیدیاند: از نگاه تهران، بحران کنونی نتیجه یک جنگ تحمیلی است، نه یک اختلاف عادی دیپلماتیک؛ بنابراین میانجیگری فقط وقتی معنا پیدا میکند که طرف متجاوز از فشار و تهدید دست بردارد. به همین دلیل، ورود مصر از دید ایران بیشتر به معنای باز شدن یک مسیر انتقال پیام است تا آغاز مستقیم یک روند توافق.
نکته مهم این است که قاهره هم این بحران را صرفاً یک پرونده منطقهای نمیبیند. در تماسهای اخیر وزارت خارجه مصر، بارها بر این تأکید شده که تداوم تنش میتواند به «بیثباتی گسترده» منجر شود و حتی «عواقب اقتصادی جهانی» داشته باشد.
در همین فضا، رسانههای بینالمللی نوشتند عبدالفتاح السیسی گفته فقط دونالد ترامپ میتواند جنگ را متوقف کند و اگر بحران ادامه پیدا کند، قیمت نفت میتواند از ۲۰۰ دلار هم عبور کند. این هشدار، فارغ از لحن سیاسی آن، نشان میدهد مصر جنگ را از زاویه خطر سرایت به اقتصاد جهانی و امنیت عربی میبیند، نه فقط از زاویه رقابت تهران و واشنگتن.
از اینجا، اهمیت ورود مصر روشنتر میشود: قاهره از یک طرف، با تکیه بر روابطش با آمریکا، اروپا و برخی پایتختهای عربی، میتواند پیامها را بهسرعت جابهجا کند؛ از طرف دیگر، بهدلیل تماسهای مستقیم با تهران و موضعگیری نسبتاً متوازنتر نسبت به برخی بازیگران، میتواند فضای گفتوگو را بازتر نگه دارد. اینجاست که دیپلماسیِ جنگ دیگر در انحصار عمان، قطر یا حتی پاکستان باقی نمیماند و به یک شبکه چندلایه تبدیل میشود. برای ایران، این وضعیت یک فرصت است؛ چون هرچه کانالهای ارتباطی متنوعتر باشند، امکان مدیریت فشار و شکستن اجماع علیه تهران بیشتر میشود. اما در عین حال، همین تعدد کانالها مدیریت بحران را پیچیدهتر هم میکند، چون هر میانجی منافع، حساسیتها و سقف تأثیر متفاوتی دارد.
جمعبندی ماجرا روشن است: مصر نه بهعنوان جانشین همه میانجیها، بلکه بهعنوان یک بازیگر تازهنفس و اثرگذار وارد معادله شده است. قاهره همزمان با باز نگه داشتن خطوط تماس با واشنگتن، تهران و چند پایتخت منطقهای، سعی دارد از سرریز شدن جنگ به قلب جهان عرب جلوگیری کند. در مقابل، تهران میگوید تا وقتی تجاوز ادامه دارد، مذاکرهای در کار نیست و فقط کانالهای غیرمستقیم و واسطهای میتوانند برای کاهش تنش کار کنند. بنابراین، ورود مصر بیش از آنکه نشانه حل بحران باشد، نشانه این است که بحران از حالت دوطرفه خارج شده و به یک پرونده چندمسیره و چندبازیگره تبدیل شده است؛ پروندهای که همچنان ریشهاش، از نگاه ایران، یک جنگ تحمیلی و نه یک منازعه برابر است.
دیدگاهتان را بنویسید