چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
صبح که از خواب بیدار می‌شویم، گاهی بی‌آنکه کاری کرده باشیم، فقیرتر شده‌ایم. نه خریدی انجام داده‌ایم، نه سرمایه‌ای را از دست داده‌ایم، نه تصمیم اقتصادی اشتباهی گرفته‌ایم. فقط چند ساعت خوابیده‌ایم؛ اما در اقتصادی که قیمت‌ها شبانه‌روز حرکت می‌کنند، همین چند ساعت هم کافی است تا فاصله درآمد و هزینه بیشتر شود.
وقتی خواب هم از جیب مردم کم می‌کند؛ روایت تورمی که شبانه‌روز نمی‌شناسد
  • اردیبهشت 16, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    این تفاسیر شاید در نگاه اول تلخ و شاعرانه به نظر برسد، اما واقعیت امروز بسیاری از خانوارهاست. تورم دیگر فقط یک عدد در گزارش‌های اقتصادی نیست؛ به تجربه روزمره مردم تبدیل شده است. تجربه‌ای که در صف نانوایی، در اجاره خانه، در خرید گوشت و برنج، در قبض‌ها و حتی در تصمیم‌های ساده خانوادگی خودش را نشان می‌دهد.

    براساس گزارش‌های منتشرشده از داده‌های مرکز آمار ایران، تورم نقطه‌به‌نقطه فروردین ۱۴۰۵ به ۷۳/۵ درصد رسیده است؛ یعنی خانوارها برای خرید یک مجموعه تقریباً مشابه از کالاها و خدمات، به‌طور میانگین ۷۳/۵ درصد بیشتر از فروردین سال قبل هزینه کرده‌اند. تورم سالانه نیز در همین ماه ۵۳/۷ درصد اعلام شده و تورم ماهانه فروردین ۵ درصد بوده است. این اعداد، وقتی کنار زندگی واقعی قرار می‌گیرند، معنای ساده‌ای دارند: درآمدها با همان سرعتی که قیمت‌ها بالا می‌روند، جلو نمی‌آیند.

    مسئله فقط بالا رفتن قیمت‌ها نیست؛ مسئله سرعت و بی‌وقفه بودن آن است. وقتی قیمت کالاها هر روز تغییر می‌کند، مردم دیگر فقط خریدار نیستند؛ تبدیل به محاسبه‌گرانی خسته می‌شوند که قبل از هر انتخاب، باید چند بار دخل‌وخرجشان را مرور کنند. خریدهای معمولی به تصمیم‌های سنگین تبدیل می‌شود و بسیاری از نیازها، بی‌صدا از سبد خانواده حذف می‌شوند.

    فشار تورم برای همه یکسان نیست. گزارش‌ها نشان می‌دهد نرخ تورم سالانه در فروردین ۱۴۰۵ برای دهک‌های مختلف از ۵۲ درصد برای دهک دهم تا ۵۸/۲ درصد برای دهک دوم نوسان داشته است؛ یعنی گروه‌های کم‌درآمدتر، در عمل فشار بیشتری را حس می‌کنند. این همان جایی است که تورم، فقط یک پدیده اقتصادی نیست؛ به مسئله عدالت معیشتی تبدیل می‌شود.

    در کنار کالاهای مصرفی، مسکن هم همچنان یکی از سنگین‌ترین فشارها بر خانوار است. طبق گزارش‌های مبتنی بر آمار رسمی، تورم نقطه‌به‌نقطه اجاره مسکن در فروردین ۱۴۰۵ حدود ۳۱/۱ درصد و تورم سالانه اجاره ۳۳/۷ درصد اعلام شده است. حتی اگر شیب رشد اجاره کمتر از تورم عمومی باشد، برای خانواری که بخش بزرگی از درآمدش صرف اجاره می‌شود، همین عدد هم سنگین و تعیین‌کننده است.

    از سوی دیگر، افزایش حقوق و دستمزد، اگرچه روی کاغذ رخ داده، اما در برابر موج قیمت‌ها خیلی زود اثر خود را از دست می‌دهد. حداقل مزد روزانه کارگران در سال ۱۴۰۵ طبق بخشنامه مزدی، ۵ میلیون و ۵۴۱ هزار و ۸۵۰ ریال تعیین شده و پایه حقوق ماهانه نیز در برخی گزارش‌ها حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان اعلام شده است؛ اما وقتی تورم نقطه‌به‌نقطه بالای ۷۰ درصد است، افزایش مزد بیشتر شبیه دویدن روی زمینی متحرک می‌شود.

    تورم، آرام و پیوسته، معنای طبقه متوسط را هم تغییر می‌دهد. خانواده‌ای که تا دیروز می‌توانست برای سفر، آموزش فرزند، درمان بهتر یا خرید یک کالای ضروری برنامه‌ریزی کند، امروز ناچار است بسیاری از این تصمیم‌ها را به تعویق بیندازد. این تعویق‌ها در ظاهر کوچک‌اند، اما در مجموع، کیفیت زندگی را پایین می‌آورند و آینده را مبهم‌تر می‌کنند.

    در چنین وضعیتی، فقر فقط نداشتن پول نیست؛ نداشتن قدرت پیش‌بینی است. وقتی مردم نمی‌دانند قیمت فردا چه خواهد بود، برنامه‌ریزی دشوار می‌شود. پس‌انداز معنای خود را از دست می‌دهد، خریدهای ضروری جلو انداخته می‌شود، سرمایه‌گذاری خانوادگی کم‌رنگ می‌شود و اضطراب اقتصادی جای آرامش را می‌گیرد.

    تورم از جیب مردم پول برمی‌دارد، اما فقط به جیب محدود نمی‌ماند. از اعتماد هم کم می‌کند. از امید هم کم می‌کند. از توان تصمیم‌گیری هم کم می‌کند. جامعه‌ای که هر روز نگران قیمت فرداست، سخت‌تر می‌تواند به آینده بلندمدت فکر کند.

    شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد: مردم برای فقیرتر شدن، لازم نیست اشتباه کنند. گاهی کافی است فقط یک شب بخوابند و صبح، با قیمت‌هایی بیدار شوند که از آن‌ها جلوتر رفته‌اند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *