شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در یک بازه هفت‌روزه، در برابر کاهش فشار نظامی و رفع بخشی از محدودیت‌های اقتصادی آمریکا، با واکنش منفی دونالد ترامپ مواجه شد؛ تصمیمی که نشان می‌دهد واشنگتن در مقطع فعلی معتقد است ادامه فشار می‌تواند تهران را به پذیرش شروط گسترده‌تری وادار کند، هرچند همزمان هزینه‌های اقتصادی و امنیتی تداوم بحران برای آمریکا و متحدانش نیز افزایش یافته است.
پیشنهاد ایران؛ ترامپ به دنبال امتیازهای بیشتری از تهران است؟

به گزارش آذربایجان آنلاین، ایران در جریان مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهاد کرد در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا، رفع محاصره بنادر ایران و برداشته شدن برخی محدودیت‌های اقتصادی، روند بازگشایی تنگه هرمز آغاز شود. بر اساس طرح اعلام‌شده از سوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اجرای اقدامات مورد انتظار از طرف آمریکا می‌توانست طی چهار تا پنج روز انجام شود و پس از آن، مذاکرات درباره توافق نهایی آغاز شود.
دونالد ترامپ اما این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت ایران به دلیل فشارهای ایجادشده به دنبال توافق است. رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی اعلام کرد: «آنها می‌خواهند توافق کنند و من هم دوست دارم توافق کنم، اما پیشنهادی که ارائه کرده‌اند قابل قبول نیست.»
در واقع، اختلاف اصلی فقط بر سر باز یا بسته بودن هرمز نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که کدام طرف باید نخستین امتیاز قابل توجه را بدهد. ایران می‌گوید بازگشایی مسیر کشتیرانی باید در چارچوب کاهش فشار نظامی و اقتصادی آمریکا انجام شود، در حالی که واشنگتن تلاش دارد پیش از کاهش فشار، از تهران تضمین‌هایی درباره آزادی کشتیرانی، برنامه هسته‌ای و مسائل منطقه‌ای دریافت کند.
اینجاست که رد پیشنهاد ایران از سوی ترامپ را می‌توان بخشی از راهبرد فشار حداکثری برای بهبود موقعیت مذاکره‌ای آمریکا دانست. تحلیل منتشرشده از سوی الجزیره نیز همین پرسش را مطرح کرده که آیا ترامپ معتقد است با ادامه فشار اقتصادی و تحریم‌ها می‌تواند امتیازات بیشتری از تهران بگیرد.
با این حال، این محاسبه یک سوی دیگر هم دارد. ادامه بحران تنها هزینه‌ای برای ایران ایجاد نمی‌کند. اختلال در مسیر انرژی، افزایش هزینه حمل‌ونقل، فشار بر بازار نفت و نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز بخشی از پیامدهای تداوم وضعیت موجود است. تنگه هرمز یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود و تحولات آن مستقیماً بر بازارهای جهانی اثر می‌گذارد.
از همین منظر، زمان برای هر دو طرف اهمیت دارد. واشنگتن ممکن است تصور کند ادامه فشار، توان اقتصادی ایران را بیشتر فرسوده می‌کند؛ اما تهران نیز می‌تواند محاسبه کند که افزایش هزینه انرژی و ناامنی منطقه‌ای، به‌تدریج فشار بیشتری بر آمریکا و متحدانش وارد خواهد کرد.
عباس عراقچی پس از واکنش اولیه ترامپ اعلام کرد : تهران هنوز منتظر پاسخ رسمی آمریکا از مسیر میانجی‌هاست و تأکید کرد که راه‌حل بحران را باید از مسیر مذاکره دنبال کرد.
اما تحولات چند روز بعد نشان داد که مسیر ارتباطی کاملاً قطع نشده است. ایران در ۳۰ سپتامبر اعلام کرد پاسخ آمریکا به پیشنهاد اخیر خود را از طریق میانجی قطری دریافت کرده است؛ هرچند تهران تأکید کرده بود که دریافت پاسخ به معنای پذیرش شروط آمریکا نیست.
این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد رد پیشنهاد اولیه الزاماً به معنای پایان دیپلماسی نیست. اختلاف اصلی همچنان بر سر ترتیب اقدامات، میزان امتیازات و تضمین‌های مورد انتظار دو طرف باقی مانده است.
از طرف دیگر، برای کشورهای منطقه نیز ادامه این وضعیت هزینه‌زا است. عربستان، قطر، امارات و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس در شرایطی قرار گرفته‌اند که هرگونه طولانی شدن بحران می‌تواند امنیت زیرساخت‌های انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، ممکن است محاسبه ترامپ این باشد که ایران تحت فشار بیشتری قرار دارد و بنابراین پذیرش یک پیشنهاد محدود در مقطع فعلی، فرصت گرفتن امتیازات بیشتر را از واشنگتن خواهد گرفت. در مقابل، تهران می‌تواند معتقد باشد که افزایش فشار لزوماً به معنای افزایش آمادگی برای عقب‌نشینی نیست و حتی ممکن است مواضع دو طرف را سخت‌تر کند.
این همان نقطه‌ای است که خطر «اشتباه در محاسبه» بالا می‌رود؛ یک طرف ممکن است فشار اقتصادی را نشانه نزدیک شدن طرف مقابل به توافق بداند و طرف دیگر همان فشار را نشانه بی‌اعتمادی بیشتر و ضرورت حفظ اهرم‌های بازدارنده تلقی کند.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که ترامپ چرا پیشنهاد ایران را رد کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که واشنگتن بعد از رد این پیشنهاد چه چیزی می‌خواهد و تهران در برابر آن تا کجا حاضر به مذاکره است؟ اگر هدف آمریکا گرفتن امتیازات بیشتر باشد و ایران نیز حاضر به پذیرش آنها نباشد، ادامه وضعیت می‌تواند هزینه‌های اقتصادی
و امنیتی بحران را برای منطقه و بازار انرژی افزایش دهد.
از سوی دیگر، اگر میانجی‌ها بتوانند درباره ترتیب اقدامات به یک فرمول قابل قبول برای دو طرف برسند، بازگشت به مسیر مذاکره همچنان امکان‌پذیر است. دریافت پاسخ آمریکا از مسیر قطر نشان می‌دهد که کانال ارتباطی، دست‌کم در سطح غیرمستقیم، همچنان فعال است.
بنابراین، رد پیشنهاد ایران را نباید پایان دیپلماسی دانست؛ اما این تصمیم نشان می‌دهد که واشنگتن در مقطع فعلی حاضر نیست برای بازگشایی هرمز و کاهش تنش، بدون دریافت امتیازات مورد نظر خود از اهرم‌های فشارش عقب‌نشینی کند. در مقابل، تهران نیز تلاش دارد بازگشایی مسیر و کاهش فشار را به بخشی از یک توافق متقابل تبدیل کند. نتیجه این کشمکش، به این بستگی دارد که کدام طرف حاضر است نخستین گام عملی را بردارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *