از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، سفر ژان آرنو به تهران را باید در بستر یک تحول مهمتر دید؛ سازمان ملل از چند روز قبل صریحاً اعلام کرده بود که او بهعنوان فرستاده شخصی دبیرکل برای «مناقشه خاورمیانه و پیامدهای آن» مأمور شده تا از مسیرهای منطقهای، برای پایان دادن به جنگ کار کند. آنتونیو گوترش در سخنرانی ۲۵ مارس هشدار داده بود که این جنگ «از کنترل خارج شده» و جهان با خطر یک درگیری گستردهتر و یک شوک اقتصادی عمیقتر روبهروست. او همانجا گفته بود وقت آن رسیده که کشورها از «نردبان تشدید» پایین بیایند و به «نردبان دیپلماسی» برگردند. در همین چارچوب، انتصاب آرنو و سفر منطقهای او نه یک حرکت تشریفاتی، بلکه نشانهای از اعتراف سازمان ملل به این واقعیت است که میدان، بهتنهایی، توان بستن این بحران را ندارد.
در روایت تهران هم، این سفر یک معنا دارد: جمهوری اسلامی ایران خود را در موقعیت آغازگر بحران نمیبیند، بلکه میگوید این جنگ به کشور تحمیل شده و راه خروج از آن، نه فشار بیشتر، بلکه توقف تجاوز و بازگشت به مسیر مذاکره واقعی است. امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت گفته بود ایران از تلاشهای دبیرکل، از جمله انتصاب ژان آرنو، استقبال میکند و «آماده است با همه تلاشهای دیپلماتیک واقعی، از جمله از طریق پاکستان، ترکیه و مصر و نیز تلاشهای چین و روسیه، بهصورت سازنده وارد گفتوگو شود»؛ البته بهشرط آنکه این تلاشها بتواند «پایانی پایدار» برای این جنگ «غیرقانونی و غیرموجه» فراهم کند. این موضع برای تهران مهم است، چون در عین باز گذاشتن مسیر دیپلماسی، جنگ را از حیث مشروعیت زیر سؤال میبرد و مسئولیت آغاز و ادامه آن را متوجه طرفهای مهاجم میداند.
نکته مهمتر، بازدید آرنو از محلهای غیرنظامیِ آسیبدیده در تهران است؛ جایی که رویترز نوشته او از یک دانشگاه و یک مجتمع مسکونی که در حملات هوایی آسیب دیده بودند بازدید کرد و همچنین با نمایندگان هلالاحمر ایران دیدار داشت. همین انتخاب محلها اتفاقی نیست. سازمان ملل با این بازدید عملاً دارد بر بخشِ انسانیِ جنگ دست میگذارد؛ جایی که معادله از تعداد موشک و پهپاد فراتر میرود و به خانهها، دانشگاهها، بیمارستانها، خانوادهها و زندگی روزمره مردم میرسد. برای تهران، این بازدید یک فرصت دیپلماتیک مهم است، چون میتواند هزینه انسانی جنگ را مستندتر و قابلدیدنتر کند و روایت ایران از «جنگ تحمیلی» را از سطح شعار به سطح تصویر و سند منتقل کند.
از سوی دیگر، اینکه آرنو قرار است به پاکستان هم برود، خود یک پیام سیاسی دارد. رویترز نوشته پاکستان در شکلگیری آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا نقش داشته و اکنون هم در حال آمادهسازی برای ادامه تماسها و گفتوگوهای صلح است. سازمان ملل نیز گفته است مأموریت آرنو در منطقه، حمایت از یک راهحل «جامع و پایدار» و حفظ فضای ایجادشده برای دیپلماسی است. این یعنی حتی در سطح میانجیگری، وزن کشورهای منطقه بیش از قبل دیده میشود و مدل یکجانبه فشار از بیرون، فعلاً نتوانسته بحران را جمع کند. از نگاه ایران، این نکته مهم است: هرچه جنگ بیشتر به مسیرهای منطقهای و میانجیگرانه متکی شود، دست تهران برای تأکید بر حقوق خود، مطالبه توقف تجاوز و تثبیت بازدارندگی مشروع، بازتر میشود.
بهصورت تحلیلی، سفر آرنو را نباید با «حل بحران» یکی گرفت؛ هنوز هیچ نشانهای وجود ندارد که طرف مقابل از منطق فشار و تهدید فاصله گرفته باشد. اما همین که دبیرکل سازمان ملل رسماً میگوید جنگ از کنترل خارج شده، و فرستادهاش را برای گفتوگو با تهران و سپس پاکستان میفرستد، یعنی ساختار بینالمللی هم پذیرفته که ادامه این مسیر، نه فقط برای ایران، بلکه برای امنیت منطقه و اقتصاد جهان هزینهزاست. برای تهران، این یک سرنخ مهم است: هرچه حجم خسارتهای غیرنظامی و فشار منطقهای بیشتر مستند شود، امکان تبدیل «مظلومیت میدانی» به «دستاورد دیپلماتیک» بالاتر میرود.در چنین فضایی، سازمان ملل اگر بخواهد نقش مؤثری داشته باشد، ناگزیر است از توصیههای کلی فاصله بگیرد و روی توقف واقعی تجاوز، حفاظت از غیرنظامیان و ایجاد تضمینهای پایدار تمرکز کند؛ و این همان نقطهای است که روایت ایران از جنگ تحمیلی، در سطح بینالمللی شنیدهتر میشود.
دیدگاهتان را بنویسید