چهارشنبه / ۶ خرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 27 May / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - مواضع تند و هم‌زمان چند مقام ایرانی درباره امارات نشان می‌دهد تهران در برابر هرگونه همراهی ابوظبی با پروژه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در خلیج فارس، وارد مرحله هشدار علنی و بازدارندگی سیاسی شده است؛ هشداری که فقط خطاب به امارات نیست، بلکه پیامی به همه کشورهایی است که در میانه جنگ تحمیلی، ممکن است زیرساخت، حریم هوایی یا ظرفیت بندری خود را در اختیار فشار علیه ایران قرار دهند.
هشدار چندلایه تهران به ابوظبی؛ امارات میان همجواری با ایران و بازی پرهزینه آمریکا
  • اردیبهشت 16, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، روح‌الله متفکر آزاد، عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، در واکنش به تحولات اخیر خلیج فارس و نقش‌آفرینی احتمالی امارات در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی، هشدار داد که ابوظبی نباید خود را وارد «بازی بزرگ‌تر از توان و ظرفیت خود» کند. او گفت: «در نبردی که دشمنان آمریکایی و صهیونیستی با ملت بزرگ ایران و رزمندگان آن آغاز کرده‌اند، شکست آنان قطعی است و نشانه‌های این شکست در همه جبهه‌ها آشکار شده است.»

    متفکر آزاد در ادامه با لحنی صریح‌تر تأکید کرد: «اگر امارات از عقلانیت استراتژیک برخوردار باشد، هرگز به‌خاطر منافع صهیونیست‌ها و آمریکا که در این میدان ناکام مانده‌اند، خود را در مهلکه‌ای بزرگ‌تر از توان و ظرفیت خود قرار نخواهد داد.» او همچنین از امارات خواست به‌جای «سرسپردگی برای آمریکا و صهیونیست‌ها و ایجاد خصومت با ملت ایران»، مسیر «حسن همجواری و همکاری منطقه‌ای» را در پیش بگیرد.

    هم‌زمان، اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، هشدارهای تهران را مستقیماً به تنگه هرمز و حضور احتمالی آمریکا پیوند زد و گفت: «اگر آمریکا بخواهد عملیاتی را در اطراف تنگه هرمز انجام دهد، باید سربازان خود را به حالت عمودی بفرستد و سپس آنان را به شکل افقی تحویل بگیرد.» او افزود: «این کشور بداند در صورت انجام هر اقدامی، با آنچنان برخوردی مواجه خواهد شد که از کرده خود پشیمان شود.»

    کوثری زاویه مهم‌تری را مطرح کرد و گفت: «امارات باید سرنخ‌های توطئه علیه خود را در اسرائیل پیدا کند، زیرا نتانیاهو به دنبال گسترش جنگ است تا برگزاری جلسات دادگاه خود را به تأخیر بیندازد و اساساً زندگی‌اش با جنگ ادامه دارد.» این جمله نشان می‌دهد از نگاه بخشی از مجلس، امارات در صورت همراهی با پروژه‌های تل‌آویو و واشنگتن، نه بازیگر مستقل، بلکه ابزاری در طرحی بزرگ‌تر برای گسترش جنگ خواهد بود.

    در کنار این مواضع پارلمانی، دستگاه دیپلماسی ایران نیز در روزهای اخیر همین خط را در سطح حقوقی و بین‌المللی دنبال کرده است. امیرسعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، در پاسخ به نامه قطر، بحرین، عربستان، امارات، کویت و اردن اعلام کرده است که این کشورها از طریق پایگاه‌های نظامی مستقر در خاک خود که مبدأ حملات هوایی و موشکی به ایران بوده‌اند، در تجاوز به ایران مشارکت داشته‌اند. او تأکید کرده است: «کشورهایی که در تجاوز به ایران مشارکت کرده یا اجازه استفاده از پایگاه‌ها، حریم هوایی، آب‌ها و خاک خود را برای این حملات داده‌اند، مسئول هستند و باید پاسخگو باشند.»

    ایروانی در همین نامه با اشاره به نقش ادعایی این شش کشور در حملات علیه ایران، خواستار جبران خسارات شد و تصریح کرد: «ما خواستار آن هستیم که کشورهای قطر، بحرین، عربستان، امارات، کویت و اردن مسئولیت جبران کامل خسارات وارده به ایران را بر عهده گیرند.» او همچنین تأکید کرده ایران آغازگر درگیری نبوده و اقدامات خود را در چارچوب «حق مسلم و مشروع دفاع از خود» می‌داند.

    این مواضع نشان می‌دهد هشدار تهران به امارات فقط یک واکنش رسانه‌ای یا احساسی نیست؛ بلکه بخشی از یک خط سیاسی، حقوقی و امنیتی است. در سطح مجلس، متفکر آزاد و کوثری پیام بازدارندگی را منتقل می‌کنند؛ در سطح سازمان ملل، ایروانی همان موضوع را به زبان مسئولیت بین‌المللی و مطالبه غرامت صورت‌بندی می‌کند؛ و در سطح وزارت خارجه، اسماعیل بقایی نیز درباره احتمال ورود نیروهای آمریکایی به تنگه هرمز گفته است: «نیروهای مسلح می‌دانند چگونه پاسخ تهدیدات آمریکا را بدهند.»

    از منظر تحلیلی، این هم‌زمانی اتفاقی نیست. ایران در برابر جنگی قرار گرفته که آن را تحمیلی و محصول طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌داند. در چنین شرایطی، هر کشوری که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به زیرساخت نظامی، لجستیکی یا دریایی این جنگ کمک کند، از نگاه تهران دیگر نمی‌تواند ادعای بی‌طرفی کامل داشته باشد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که امارات را در موقعیت حساسی قرار داده است.

    امارات از یک‌سو یکی از بازیگران مهم تجارت، بنادر و انرژی در جنوب خلیج فارس است و اقتصاد آن به ثبات دریایی، بیمه کشتیرانی، امنیت بندر فجیره و
    جریان آزاد تجارت وابستگی بالایی دارد. از سوی دیگر، نزدیکی امنیتی و سیاسی آن به آمریکا و ارتباطات آشکار با رژیم صهیونیستی، این کشور را در معرض محاسبات پرخطر قرار می‌دهد. پیام تهران این است که ابوظبی نباید هزینه پروژه‌ای را بپردازد که از نگاه ایران، هدف آن نجات آمریکا و رژیم صهیونیستی از بن‌بست جنگ تحمیلی است.

    در همین چارچوب، جمله متفکر آزاد درباره اینکه «امارات در این معادله برای ایران عددی محسوب نمی‌شود» را باید بیش از یک عبارت تند سیاسی دانست. منظور این است که تهران وزن اصلی تقابل را میان ایران و محور آمریکا ـ رژیم صهیونیستی می‌بیند و امارات را در صورت ورود به این میدان، بازیگری می‌داند که توان تحمل هزینه‌های یک تقابل بزرگ را ندارد. چنین ارزیابی‌ای، در ادبیات بازدارندگی، یعنی هشدار به بازیگر کوچک‌تر که از ورود به جنگ نیابتی یا پشتیبانانه پرهیز کند.

    از سوی دیگر، کوثری با طرح این ادعا که «تمام کشتی‌ها تنها با مجوز ایران می‌توانند از تنگه هرمز عبور کنند»، بحث را از سطح امارات فراتر برده و به نظم جدید دریایی در هرمز وصل کرده است. این موضع هم‌راستا با طرح‌هایی است که در مجلس برای قانونمند کردن تردد در تنگه هرمز مطرح شده و نشان می‌دهد تهران می‌خواهد از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، هم در میدان و هم در قانون‌گذاری، برای تثبیت قواعد جدید استفاده کند.

    در این میان، نقش رژیم صهیونیستی در تحلیل مقام‌های ایرانی برجسته است. کوثری صراحتاً گفته امارات باید سرنخ توطئه علیه خود را در اسرائیل جست‌وجو کند. این نگاه بر این فرض استوار است که تل‌آویو، به‌ویژه در شرایط فشار داخلی بر نتانیاهو، به دنبال گسترش دامنه بحران و کشاندن بازیگران عربی به میدان است. از این زاویه، هشدار به امارات فقط هشدار به یک کشور همسایه نیست؛ تلاشی برای شکستن زنجیره‌ای است که به باور تهران، از تل‌آویو طراحی و با حمایت واشنگتن اجرا می‌شود.

    در سطح بین‌المللی نیز نامه ایروانی اهمیت دارد، زیرا ایران با ثبت رسمی ادعاهای خود در سازمان ملل، تلاش می‌کند بحث نقش کشورهای عربی را از فضای رسانه‌ای به سطح مسئولیت حقوقی منتقل کند. وقتی تهران می‌گوید پایگاه‌ها، حریم هوایی، آب‌ها و خاک برخی کشورهای منطقه برای حمله به ایران استفاده شده، در واقع در حال ساختن پرونده‌ای است که در آینده می‌تواند مبنای مطالبه غرامت و پاسخگویی باشد. این، بعد حقوقی همان هشداری است که نمایندگان مجلس با زبان سیاسی و امنیتی بیان می‌کنند.

    از نظر منطقه‌ای، پیام تهران دو لایه دارد. لایه اول هشدار است: هرگونه همراهی با عملیات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، می‌تواند هزینه مستقیم داشته باشد. لایه دوم دعوت به بازگشت به حسن همجواری است: اگر کشورهای جنوبی خلیج فارس مسیر همکاری منطقه‌ای را انتخاب کنند، ایران همچنان آن‌ها را در چارچوب همسایگی می‌بیند، نه دشمنی. متفکر آزاد نیز دقیقاً همین دوگانه را مطرح کرده و گفته همسایگان جنوبی بهتر است «چهره رحمت و تعامل ایران» را ببینند، نه «واکنش سخت و قاطع» آن.

    در چنین شرایطی، امارات در برابر یک انتخاب حساس قرار دارد. اگر ابوظبی مسیر همراهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی را ادامه دهد، ممکن است بخشی از هزینه‌های جنگی را بپردازد که نه آغازگر اصلی آن بوده و نه توان کنترل پایان آن را دارد. اما اگر به سمت کاهش تنش و همکاری منطقه‌ای حرکت کند، می‌تواند از تبدیل شدن به میدان تسویه‌حساب قدرت‌های بزرگ جلوگیری کند.

    مواضع متفکر آزاد، کوثری، ایروانی و بقایی نشان می‌دهد تهران در برابر امارات و برخی همسایگان جنوبی، وارد مرحله هشدار هماهنگ شده است؛ هشدار در مجلس، هشدار در دستگاه دیپلماسی، هشدار در سازمان ملل و هشدار در میدان هرمز. محور مشترک همه این مواضع یک چیز است: ایران جنگ را تحمیلی می‌داند، خود را در موقعیت دفاع مشروع می‌بیند و به کشورهای منطقه هشدار می‌دهد که نباید ابزار فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران شوند.

    در نهایت، پیام تهران به ابوظبی روشن است: امنیت خلیج فارس با سرسپردگی به پروژه‌های خارجی تأمین نمی‌شود. امارات اگر منافع واقعی خود را می‌بیند، باید میان همجواری با ایران و ورود به بازی پرهزینه‌ای که فراتر از ظرفیت آن است، یکی را انتخاب کند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *