از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
مهر هنوز برای بچهها همان مهر است؛ مسئله این است که برای پدر و مادرها دیگر به همان شیرینی گذشته نیست.
بررسی بازار در روزهای منتهی به بازگشایی مدارس نشان میدهد یک دفتر ۴۰ برگ در برخی فروشگاهها حدود ۸۶ هزار تومان، دفتر ۱۰۰ برگ تا حدود ۳۵۰ هزار تومان و کولهپشتی از حدود ۷۰۰ هزار تومان تا چند میلیون تومان قیمتگذاری شده است. در یک گزارش میدانی دیگر نیز فروشندهای از دو برابر شدن قیمت برخی دفترهای مشق نسبت به مهر گذشته خبر داده است.
وقتی این اقلام کنار کفش، لباس فرم و دیگر نیازهای دانشآموز قرار میگیرند، تصویر جدیتر میشود. در برخی برآوردهای منتشرشده در آستانه مهر، هزینه آمادهکردن یک دانشآموز با مجموعهای از لوازم مورد نیاز تا حدود ۱۵ میلیون تومان برآورد شده است؛ رقمی که البته بسته به کیفیت کالا، شهر، مقطع تحصیلی و انتخاب خانواده میتواند بسیار متفاوت باشد و نباید آن را هزینه ثابت همه دانشآموزان دانست.
فشار فقط به نوشتافزار محدود نیست. برای نمونه، نرخ اعلامشده لباس فرم مدارس در اردبیل امسال از حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان تا سه میلیون تومان تعیین شده است؛ هزینه سرویس مدرسه و کفش نیز جداگانه به سبد مهر اضافه میشود.
اما شاید مهمتر از قیمتها، تغییری باشد که در رفتار خانوادهها دیده میشود. گزارش میدانی تسنیم از بازار شهریور نشان میدهد مسئله کمبود کالا نیست؛ خانوادهها هنوز خرید میکنند، اما بسیاری دیگر نمیتوانند همان کیفیت، همان مقدار و حتی همه اقلام مورد نیاز را یکجا بخرند. خرید مهر برای بخشی از جامعه از یک رسم شیرین خانوادگی، به تمرین حذف و اولویتبندی تبدیل شده است: این دفتر ارزانتر، آن کیف برای سال بعد، مدادرنگی فعلاً نه، کفش اگر هنوز اندازه است همان قبلی.
اینجاست که گرانی از یک مسئله اقتصادی به مسئلهای اجتماعی تبدیل میشود.
کودک نباید نخستین مواجههاش با نابرابری را پشت نیمکت مدرسه تجربه کند. نباید یکی با کیف و دفتر تازه وارد کلاس شود و دیگری از همان روز نخست یاد بگیرد بعضی خواستههای سادهاش را نگوید، چون میداند پدر و مادر توان خریدشان را ندارند.
موضوع تجمل نیست. قرار نیست هر دانشآموزی گرانترین کیف یا فانتزیترین نوشتافزار را داشته باشد. سخن از تأمین سادهترین ملزومات آموزشی است؛ چیزهایی که زمانی خریدشان بخشی معمولی از زندگی یک خانواده بود و امروز برای بخشی از خانوارها به یک صورتحساب چندمیلیونی تبدیل شده است.
شاید تلخترین نشانه تورم همین باشد: وقتی حتی خاطرات مشترک یک جامعه را هم تغییر میدهد.
نسلی «بوی ماه مهر» را با جلد کردن کتابها، نوشتن اسم روی دفتر و ذوق پوشیدن لباس مدرسه به خاطر میآورد؛ نسل دیگری ممکن است آن را با جملههایی به خاطر بسپارد که این روزها در بعضی خانهها بیشتر شنیده میشود: «کیف پارسال هنوز خوبه»، «این یکی رو بعداً میخریم»، «دفتر سادهتر بردار.»
هیچکدام از این انتخابها شرمآور نیست؛ اتفاقاً روایت تلاش خانوادههایی است که زیر فشار اقتصادی همچنان نمیخواهند چیزی از آموزش فرزندشان کم شود. آنچه باید محل پرسش باشد، اقتصادی است که خرید چند وسیله معمولی برای آغاز مدرسه را به دغدغهای جدی تبدیل کرده است.
مهر باید ماه امید باشد؛ ماه باز شدن درِ مدرسه و آغاز یک سال تازه. اگر قرار است کودکان با شوق به کلاس برگردند، سیاستگذاری اقتصادی و حمایت اجتماعی نیز باید کاری کند که پدر و مادرها برای فرستادن آنها به همان کلاس، زیر بار هزینهها خم نشوند.
بوی ماه مهر هنوز شیرین است؛ کودکان همان شوق را دارند و مدرسه هنوز همان خاطره را میسازد. اما مراقب باشیم گرانی، آرامآرام بوی دفتر و کتاب را برای خانوادهها به بوی نگرانی تبدیل نکند.
مهر نباید فصلی باشد که بچهها برای مدرسه آماده شوند و پدر و مادرها برای شرمندگی.
دیدگاهتان را بنویسید