اینستاگرام؛ دادگاهی که شبانهروز در آن محاکمه و شکنجه میشوید
برخط یا آنلاین؛ کاربران در سرگردانی پیامرسانهای داخلی و خارجی
به گزارش آذربایجان آنلاین، دادههای منتشرشده از سوی وبگاه «ردیاب هزینههای جنگ ایران» نشان میدهد مجموع هزینههای مستقیم آمریکا از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه از مرز ۹۵ میلیارد دلار عبور کرده و به آستانه ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده است. این برآورد بر اساس گزارشی است که وزارت دفاع آمریکا در ۱۰ مارس به کنگره ارائه کرده بود؛ گزارشی که نشان میداد واشنگتن تنها در شش روز نخست جنگ بیش از ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه کرده و برای هر روز ادامه عملیات نیز حدود یک میلیارد دلار هزینه اضافی در نظر گرفته شده است.
اما بسیاری از کارشناسان معتقدند رقم واقعی بسیار فراتر از این اعداد است. تجربه جنگهای عراق و افغانستان نشان داده هزینههای اعلامی پنتاگون معمولاً تنها بخشی از هزینه واقعی جنگ را نشان میدهد. در اغلب موارد، هزینههای پشتیبانی، استهلاک تجهیزات، بازسازی ذخایر تسلیحاتی، نگهداری ناوهای هواپیمابر، جابهجایی نیروها، خدمات درمانی نظامیان و پیامدهای اقتصادی جنگ سالها بعد خود را در بودجه آمریکا نشان میدهد. به همین دلیل برخی مراکز مطالعاتی در آمریکا معتقدند هزینه نهایی این درگیری میتواند چندین برابر ارقام فعلی باشد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که وضعیت اقتصادی آمریکا را نیز در نظر بگیریم. دولت آمریکا در شرایطی وارد این جنگ شد که با بدهی تاریخی، کسری بودجه گسترده و فشارهای اقتصادی داخلی روبهرو بود. طی سالهای اخیر بارها اقتصاددانان آمریکایی هشدار دادهاند که ادامه افزایش هزینههای نظامی میتواند فشار بیشتری بر ساختار مالی دولت فدرال وارد کند. اکنون جنگ ایران نیز به یکی دیگر از پروندههای پرهزینه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است.
همزمان، اختلافنظرها در داخل ساختار سیاسی آمریکا نیز افزایش یافته است. تیم کین، سناتور دموکرات و از منتقدان گسترش اختیارات جنگی رئیسجمهور، تأکید کرده بود: «تصمیم برای ورود به یک جنگ طولانیمدت نباید بدون نقش و نظارت کنگره اتخاذ شود.» این موضعگیری نشان میدهد حتی در داخل آمریکا نیز نگرانیهایی درباره هزینهها و پیامدهای ادامه درگیری وجود دارد.
در سوی دیگر، حامیان سیاست فشار حداکثری بر ایران همچنان معتقدند واشنگتن نباید از اهداف خود عقبنشینی کند. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه نزدیک به ترامپ، گفته بود: «شکست گزینه قابل قبولی نیست و باید به نتیجهای برسیم که امنیت آمریکا و متحدانش را تضمین کند.» اما همین اظهارات نیز نشان میدهد مسئله اصلی دیگر آغاز جنگ نیست، بلکه توجیه ادامه آن و اثبات اثربخشی هزینههای پرداختشده است.
آنچه بیش از همه توجه ناظران را جلب کرده، این است که با وجود صرف دهها میلیارد دلار هزینه، بسیاری از اهداف اعلامی آمریکا همچنان محل بحث است. گزارشهای اخیر رسانههای غربی از جمله سیانان نشان میدهد ایران تنها چند هفته پس از حملات سنگین، روند بازسازی بخش مهمی از زیرساختهای موشکی و دفاعی خود را آغاز کرده است. تصاویر ماهوارهای منتشرشده حاکی از بازگشایی دهها مسیر و ورودی در شهرهای موشکی زیرزمینی ایران است؛ موضوعی که حتی برخی رسانههای غربی آن را نشانه توان بالای بازیابی و بازسازی زیرساختهای راهبردی جمهوری اسلامی ارزیابی کردهاند.
در واقع یکی از مهمترین درسهای جنگ اخیر برای آمریکا این بوده که رویارویی با ایران با بسیاری از عملیاتهای نظامی گذشته تفاوت دارد. ایران نه عراق سال ۲۰۰۳ است و نه افغانستان سال ۲۰۰۱. وسعت جغرافیایی، جمعیت، زیرساختهای دفاعی، توان موشکی، موقعیت ژئوپلیتیکی و نقش ایران در امنیت انرژی جهان باعث شده هرگونه درگیری با جمهوری اسلامی ابعاد بسیار پیچیدهتری پیدا کند. همین مسئله موجب شده هزینههای جنگ با سرعتی بیشتر از پیشبینیهای اولیه افزایش یابد.
از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی این جنگ فقط به بودجه آمریکا محدود نشده است.
تنش در خلیج فارس و نگرانی درباره امنیت تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش هزینه بیمه کشتیها، رشد هزینه حملونقل دریایی، نوسانات قیمت نفت و نگرانی فعالان اقتصادی از اختلال در مسیرهای انرژی، بخشی از پیامدهای این بحران بوده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیراً گفته بود: «تنگه هرمز باید باز باشد و به هر شکل ممکن باز خواهد ماند.» همین اظهارات نشان میدهد واشنگتن بهخوبی از اهمیت راهبردی این گذرگاه و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی آگاه است.
در همین حال، تداوم مذاکرات نیز نشاندهنده واقعیتی مهم است. دونالد ترامپ اخیراً در گفتوگو با فاکسنیوز با اشاره به مذاکرات جاری گفته بود: «ایران مذاکرهکنندگان بسیار سرسختی دارد و خواهیم دید چه اتفاقی رخ میدهد. یا توافق میکنیم یا مسیر دیگری در پیش خواهیم گرفت.» این سخنان در واقع اعترافی غیرمستقیم به این واقعیت است که حتی پس از صرف دهها میلیارد دلار هزینه نظامی، واشنگتن همچنان مذاکره را بخشی جداییناپذیر از مسیر حل بحران میداند.
از منظر راهبردی، جنگ اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است؛ در دنیای امروز موفقیت نظامی صرفاً با میزان تخریب طرف مقابل سنجیده نمیشود. توان بازسازی، حفظ انسجام داخلی، تداوم قابلیتهای دفاعی و تحمیل هزینه به رقیب نیز بخشی از معادله قدرت است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی توانسته با حفظ بخش مهمی از ظرفیتهای راهبردی خود، هزینههای قابل توجهی را به آمریکا تحمیل کند؛ هزینههایی که اکنون به یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در واشنگتن تبدیل شده است.
در نهایت، عدد ۹۵ میلیارد دلار فقط یک آمار اقتصادی نیست؛ این رقم به نمادی از پیچیدگی رویارویی با ایران تبدیل شده است. اکنون پرسش اصلی در آمریکا دیگر این نیست که جنگ چقدر هزینه داشته، بلکه این است که آیا دستاوردهای بهدستآمده ارزش چنین هزینهای را داشتهاند یا خیر. پاسخ به این پرسش میتواند نهتنها سرنوشت مذاکرات آینده، بلکه مسیر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را نیز برای سالهای آینده تعیین کند.
دیدگاهتان را بنویسید