کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
امروز، حالوهوای اسفند دیگر شبیه گذشته نیست.
بازارهایی که زمانی قلب تپنده شهر بودند، حالا آرامتر از همیشه میتپند. در میان راهروهای فروشگاهها، جای هیجان و شوق را نگاههای حسابگر گرفته است؛ نگاههایی که پیش از هر انتخاب، قیمتها را میسنجند و بسیاری از آرزوها را همانجا کنار میگذارند. صدای خندههای بلند کودکان کمتر شنیده میشود و گفتوگوها بیشتر حول عددها میچرخد؛ عددهایی که هر روز بزرگتر میشوند و فاصلهها را بیشتر میکنند.
کوچههایی که زمانی با شور خانهتکانی جان میگرفتند، حالا با احتیاط و حسابوکتاب بیشتری به استقبال سال نو میروند. مدارس دیگر فقط محل شمارش معکوس برای تعطیلات نیستند؛ گاهی در نگاه دانشآموزان، پرسشهایی جدیتر از برنامههای نوروزی دیده میشود. شادی هست، اما محتاطتر؛ امید هست، اما کمصداتر.
تورم، فشارهای اقتصادی و دغدغههای معیشتی، آرامآرام از شدت شور جمعی کاستهاند. نه اینکه امید از میان رفته باشد، اما دیگر مانند گذشته بیدغدغه و پرهیاهو نیست. امید امروز بیشتر شبیه نوری است که پشت لایهای از نگرانی میتابد؛ دیده میشود، اما برای رسیدن به آن باید از میان سایهها عبور کرد.
چهرههای شهر این روزها خستهترند. لبخندها کوتاهتر شدهاند و نگاهها بیشتر در فکر فرو میروند. با این حال، در میان همین خستگیها، هنوز کورسویی از انتظار دیده میشود؛ انتظاری برای بهتر شدن، برای سبکتر شدن بار زندگی، برای بازگشت همان حالوهوای آشنای اسفندهای گذشته.
ایران سرزمینی است که بارها از دل دشواریها عبور کرده و هر بار دوباره ایستاده است. مردم این سرزمین همواره نشان دادهاند که امید را حتی در سختترین شرایط زنده نگه میدارند. شاید امروز شور اسفند کمرنگتر شده باشد، اما میل به نو شدن، به حرکت رو به جلو و به ساختن فردایی بهتر، همچنان در جان جامعه جریان دارد.
بهار، تنها یک فصل نیست؛ وعدهای است برای رویش دوباره. و شاید مهمترین سرمایه امروز، همین باور جمعی باشد که روزهای روشنتر میتوانند دوباره از راه برسند.
اسفند امسال آرامتر است، اما هنوز پایان راه نیست. هنوز میتوان چشم به بهاری دوخت که نه فقط طبیعت، بلکه دلها را هم سبزتر کند.
دیدگاهتان را بنویسید