شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

در پیچ‌و‌خم خیابان‌های شهر، زیر آفتاب سوزان چهارراه‌ها، کودکانی با دست‌های ظریف و آرزوهای بزرگ ایستاده‌اند. دست‌هایی که باید دفتر و قلم را در آغوش گیرند، اکنون بار سنگین روزگار را به دوش می‌کشند. امروز، ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، روز جهانی منع کار کودکان است؛ روزی که چون آینه‌ای، رنج پنهان این ستارگان زمینی را پیش چشمانمان می‌آورد و ما را به تأمل وامی‌دارد: کودکی، این گوهر بی‌بدیل، چرا باید در سایه فقر کم‌رنگ شود؟
کودکان کار؛ نوای رویاهایی در اسارت سختی‌ها

۲۲ خرداد، دعوتی برای بازگرداندن کودکی به قلب‌های کوچک

از کوچه‌های پرجنب‌وجوش تبریز تا خیابان‌های شلوغ شهرهای دیگر ایران، کودکان کار چون گنجشکانی خسته، در تنگنای زندگی بال می‌زنند. یکی با جعبه‌ای پر از آدامس، دیگری با شاخه‌گلی که عطر امید دارد، و آن یکی در کارگاهی کوچک، آینده‌اش را به بهای نانی می‌فروشد. جهان از ۱۶۰ میلیون کودک کار سخن می‌گوید، و در ایران، این فرشتگان کوچک، هرچند بی‌شمارند، اما در سکوت خیابان‌ها گم شده‌اند. فقر، چون دیواری بلند، میان آنها و رویاهایشان ایستاده است؛ پدری که توان کار ندارد، مادری که در بستر بیماری است، و کودکی که نان‌آور خانه شده.

با این همه، آنچه دل را به درد می‌آورد، تنها رنج آنها نیست، بلکه نور معصومیتی است که در چشمانشان می‌درخشد. لبخندشان، چون نسیمی در دشت‌های خزان‌زده، جان را تازه می‌کند. روزی در چهارراهی از تبریز، کودکی با دستانی خسته، گلی به رهگذری پیشکش کرد و زمزمه کرد: «برای مادرم دارو می‌خواهم.» در آن نگاه، دریایی از مهر موج می‌زد؛ مهر کودکی که قلبش برای عشق به خانواده می‌تپید.

روز جهانی منع کار کودکان، نه‌تنها یادآوری یک درد که دعوتی است به مهرورزی و همت. از سال ۲۰۰۲، سازمان بین‌المللی کار این روز را برای پاسداشت حق کودکی نام‌گذاری کرد. در ایران، گام‌هایی برای حمایت از این کودکان برداشته شده، اما هنوز راه درازی در پیش است. فقر، نبود آموزش همگانی، و دشواری‌های زندگی، زنجیرهایی‌اند که باید با دستان مهربان جامعه گسسته شوند. این کودکان به آغوش گرم مدرسه، به شادی بازی، و به امنیتی نیاز دارند که بذر امید در دلشان بکارد.

ما، که نظاره‌گر این رنجیم، چه نقشی در این دگرگونی داریم؟ هر نگاه بی‌تفاوت، سایه‌ای بر آینده می‌افکند. هر دست یاری‌گر، نوری بر این تاریکی است. در این ۲۲ خرداد، بیایید پیمان ببندیم که صدای این کودکان باشیم؛ نه با اندوه، که با امید و عمل. حمایت از نهادهای خیریه، ترویج آموزش رایگان، و همراهی با تلاش‌های ملی برای ریشه‌کنی فقر، گام‌هایی است که آینده را روشن‌تر می‌کند.

کودکان کار، چون ستارگانی‌اند که در غبار سختی‌ها پنهان شده‌اند. بیایید آسمان زندگی‌شان را صاف کنیم تا رویاهایشان، آزادانه به پرواز درآید. ۲۲ خرداد، آغازی است برای بازگرداندن کودکی به آنها؛ کودکی که چون نغمه‌ای جاودان، در قلب هر انسان طنین‌انداز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *