از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه امروز در بازار نفت دیده میشود، دیگر شبیه یک شوک کوتاهمدت نیست. در برآورد وود مکنزی، ۱۵ میلیون بشکه در روز از عرضه خلیج فارس از بازار جهانی خارج شده و برای بازگشت تعادل، تقاضا باید پایین بیاید یا قیمتها بهطور محسوس بالاتر بروند؛ در همان تحلیل گفته شده که این حجم از اختلال، بزرگترین کاهش عرضه ثبتشده در صنعت نفت است و حتی میتواند قیمتها را به حوالی ۱۵۰ دلار و در سناریوی طولانیتر تا ۲۰۰ دلار هم برساند. بازتابهای خبری هم همین عدد را تأیید کردهاند و از «حدود ۱۵ درصد کل عرضه جهانی» سخن گفتهاند. این یعنی بازار با یک نوسان معمولی روبهرو نیست، بلکه با اختلالی ساختاری مواجه شده که ریشه آن، نه در کمبود تقاضا، بلکه در جنگ تحمیلیای است که از بیرون بر ایران و منطقه تحمیل شده است.
گزارش رسمی آژانس بینالمللی انرژی این تصویر را با عددهای دقیقتری کامل میکند. این نهاد در گزارش ماه مارس خود نوشته است که جنگ در خاورمیانه «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» را رقم زده، جریان نفت خام و فرآورده از هرمز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به یک «رشته باریک» رسیده، و کشورهای خلیج فارس دستکم ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید خود را کاهش دادهاند. آژانس همچنین برآورد کرده که عرضه جهانی نفت در مارس ۸ میلیون بشکه در روز سقوط میکند، بیش از ۳ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشی منطقه از مدار خارج شده و رشد مصرف جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ هم ۲۱۰ هزار بشکه پایین آمده و به حدود ۶۴۰ هزار بشکه در روز میرسد. این دیگر نشانه یک بازار عادی نیست؛ نشانه ورود بازار به وضعیت «اختلال ساختاری» است.
همین گزارش آژانس یک نکته مهم دیگر هم دارد: کشورهای عضو آن در ۱۱ مارس بهطور جمعی تصمیم گرفتند ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود را وارد بازار کنند. فاتح بیرول، مدیرکل آژانس، همان روز گفت چالشهایی که بازار با آن روبهروست «بیسابقه» است و تأکید کرد: «بازارهای نفت جهانیاند، پس پاسخ به اختلالهای بزرگ هم باید جهانی باشد.» این جمله در ظاهر فنی است، اما در عمل یک اعتراف روشن است: ابزارهای کلاسیک تنظیم بازار دیگر بهتنهایی کفایت نمیکنند و حتی بزرگترین آزادسازی هماهنگ ذخایر اضطراری هم بیشتر نقش مُسکن موقت دارد تا راهحل پایدار.
در سطح قیمت هم این اختلال خودش را بهسرعت نشان داده است. گزارش امروز بازار میگوید نفت برنت ۱.۷۱ دلار بالا رفت و به ۱۱۰.۷۴ دلار رسید و وستتگزاس هم ۰.۷۱ دلار رشد کرد و به ۱۱۲.۲۵ دلار رسید. در همان گزارش آمده که هفته گذشته وستتگزاس بیش از ۱۱ درصد و برنت نزدیک ۸ درصد جهش کردند؛ بزرگترین رشد یکروزه از سال ۲۰۲۰ به اینسو. همچنین پالایشگران جهانی حالا بهدنبال نفت خام جایگزین از آمریکا و دریای شمال هستند، چون مسیر هرمز عملاً بهدلیل جنگ، بهشدت ناامن شده است. این واکنش بازار فقط یک عدد نیست؛ یعنی سرمایهگذاران و پالایشگران، بحران را موقتی نمیبینند و دارند روی ادامه اختلال قیمت میگذارند.
در چنین شرایطی، تصمیم اوپکپلاس برای افزایش ۲۰۶ هزار بشکهای تولید در ماه مه بیشتر شبیه یک سیگنال روانی است تا یک راهحل عملیاتی. خودِ گزارشها میگویند این افزایش «بیشتر نمادین» است، چون اعضای کلیدی این ائتلاف، از عربستان و عراق تا امارات و کویت، بهدلیل جنگ و محدودیتهای صادراتی، فعلاً قادر به بالا بردن واقعی عرضه نیستند. جالبتر اینکه در گزارش خبری امروز، خود اوپکپلاس هم این افزایش را در چارچوبی موقت دیده و تأکید کرده که در صورت تغییر شرایط، میتواند آن را متوقف یا معکوس کند. وقتی چنین ابهامی در بیانیه رسمی وجود دارد، یعنی بازار هنوز به ثبات نرسیده و بازیگران بزرگ هم میدانند که مسئله اصلی، تولید روی کاغذ نیست، بلکه امکان رساندن نفت به بازار است.
در این میان، موضع رسمی ایران هم مهم است، چون نشان میدهد برخلاف تصور طراحان فشار، جریان نفت ایران متوقف نشده است.
حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، گفته است: «صادرات نفت ایران بدون وقفه ادامه دارد» و در توضیح بیشتر تأکید کرده: «با وجود همه مشکلات، تحریمها و فشارهای موجود، صادرات نفت ایران همانند گذشته با روشها و میزان مناسبی در حال انجام است و مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد.» او همچنین گفته است: «تلاش شبانهروزی کارکنان صنعت نفت تضمینکننده استمرار صادرات است» و «تمام توان خود را بهکار بستهایم تا با وجود همه تنگناها و محدودیتها، فروش و صادرات نفت کشور ادامه یابد.» این دو نقلقول نشان میدهند سناریوی حذف ایران از بازار انرژی محقق نشده و تهران همچنان بازیگر فعال بازار باقی مانده است.
همین مقاومت عملیاتی را در خارک هم میشود دید؛ پایانهای که عباس اسدروز آن را «قلب تپنده صادرات نفت ایران» نامیده و گفته بیش از ۹۰ درصد نفت صادراتی کشور از این مسیر راهی بازارهای جهانی میشود. او همچنین توضیح داده که خارگ توان پهلودهی همزمان به ۹ نفتکش و ذخیرهسازی بیش از ۲۳ میلیون بشکه نفت خام را دارد. این عددها اهمیت دارند، چون نشان میدهند حتی زیر فشار جنگ و تهدید، ساختار صادرات ایران هنوز کار میکند. در نتیجه، اگر هدف جنگ، فلجکردن صادرات و ایجاد شوک فوری بوده، دادههای رسمی چیز دیگری میگویند: فشار هست، اما توقف کامل نیست.
از زاویه تحلیلی، معنای این مجموعه دادهها روشن است. جنگی که علیه ایران تحمیل شده، قرار بود با زدن به زیرساختهای انرژی و بستن مسیرهای صادراتی، اقتصاد منطقه را از تعادل خارج کند؛ اما نتیجه فعلی نشان میدهد بار اصلی شوک به خودِ بازار جهانی منتقل شده است. وقتی ۱۵ میلیون بشکه در روز از عرضه خلیج فارس عملاً از مدار خارج میشود، وقتی آژانس بینالمللی انرژی مجبور به آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری میشود، و وقتی اوپکپلاس فقط میتواند یک افزایش محدود و نمادین اعلام کند، یعنی بحران از مرحله مدیریت عادی عبور کرده است. در چنین فضایی، هر تحول میدانی در خلیج فارس و هرمز، نه فقط بر ایران، بلکه بر قیمت سوخت، بیمه، حملونقل و تورم جهانی هم اثر فوری دارد.
جمعبندی این است که بازار نفت وارد مرحلهای شده که در آن، افزایش تولید بهتنهایی کارساز نیست. مسئله اصلی دیگر فقط مقدار نفت تولیدشده نیست؛ امنیت مسیر، امکان انتقال، و پایداری زیرساختهاست. برای ایران، این وضعیت یک پیام مهم دارد: با وجود فشار تحمیلی جنگ و تحریم، صادرات نفت هنوز زنده است و حذف ایران از معادله انرژی رخ نداده است. برای بازار جهانی هم نتیجه روشن است: تا وقتی جنگ و اختلال در هرمز ادامه دارد، بازار نفت با عددهای بزرگ، نوسانهای شدید و آیندهای پیشبینیناپذیر روبهرو میماند.
دیدگاهتان را بنویسید