کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
تصور کنید کودکی را که هر سحرگاه، نه با نوای دلنشین پرندگان، بلکه با غرش مهیب موشکها و انفجارهای جنگ تحمیلی از خواب شیرین بیدار میشود و دقیقا شب با همین سر و صدا سر به بالین میگذارد؛ جهانی که برای او در چهاردیواری اتاقش خلاصه شده، ناگهان در هیاهوی جنگ غرق میگردد و حس پریشانی و ناامنی، چون سایهای شوم، او را در بر میگیرد.
در این برههی حساس، ایجاد و حفظ فضایی گرم، صمیمی و سرشار از گفتگوی مداوم میان اعضای خانواده، نقشی بیبدیل و حیاتی ایفا میکند. این ارتباط، همچون سپری نامرئی، از روح و روان کودکان در برابر آسیبهای جنگی محافظت نموده و اثرات روانی ناگوار آن را به حداقل ممکن میرساند.
در دوران پرآشوب جنگ، گفتگوی سازنده با افراد امین و قابل اتکا باید به صورت فعال و مداوم ادامه یابد. این جریان پیوستهی ارتباط، همچون رودخانهای خروشان، از رکود و فروپاشی سیستم روانی جلوگیری میکند. این اصل، برای کودکان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ذهن و احساسات آنها نیازمند تخلیه و پردازش در محیطی امن، آرام و سرشار از درک متقابل است.
پشت هر خبری از جنگ، کودکی است که شاید دیگر نتواند بخندد، کودکی که رویایش به کابوس بدل شده و دنیای کوچکش پر از ترس شده است. ذهن کنجکاو و حساس کودکان، همچون باغچهای است که با اطلاعات پیرامون خود تغذیه میشود. گفتگو، همچون بارانی ملایم، این باغچه را سیراب کرده و به آن آرامش میبخشد. با برقراری ارتباطی عمیق و معنادار، میتوان به این فرشتگان کوچک یاری رساند تا در طوفان جنگ تحمیلی، آرامش گمشدهی خود را باز یابند و با قلبی استوارتر، به آینده بنگرند.
دیدگاهتان را بنویسید