شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - آنچه امروز از واشنگتن بیرون آمده، بیش از آن‌که نشانه‌ای از پایان جنگ باشد، به یک وقفه‌ی حساب‌شده و موقت شباهت دارد؛ وقفه‌ای که آمریکا می‌کوشد آن را در قالب «دستاورد» و حتی «پیروزی» عرضه کند. دونالد ترامپ، بنا بر گزارش رویترز، حملات را برای دو هفته متوقف کرده، اما همین توقف را به بازگشایی کامل و فوری تنگه هرمز گره زده و هم‌زمان از یک طرح ده‌ماده‌ای ایران به‌عنوان «مبنای قابل کار» برای ادامه گفت‌وگوها یاد کرده است. در روایت او، آمریکا به اهدافش رسیده و حالا می‌تواند این مکث را به‌عنوان یک برگ برنده سیاسی بفروشد؛ اما در واقعیت، آنچه دیده می‌شود بیشتر مدیریت بحران است تا پایان آن.
آتش‌بس موقت، جبهه لبنان و شوک اقتصادی؛ جنگ تحمیلی از میدان نظامی به مدیریت بحران جهانی رسیده است
  • فروردین 19, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به گزارش آذربایجان آنلاین، در تهران، صورت‌بندی ماجرا روشن‌تر و مبتنی بر منطق دفاع از حق حاکمیت است. ایران برای هرگونه گفت‌وگو بر سه اصل ایستاده است: توقف فوری حملات، تضمینِ تکرار نشدن تجاوز و جبران خسارت. ایران همچنین صریحاً با آتش‌بس موقت مخالفت کرده و آن را معادل پایان واقعی درگیری نمی‌داند. در همین چارچوب، بیانیه شورای عالی امنیت ملی که عباس عراقچی نیز آن را بازنشر کرد، به‌وضوح از «شکست غیرقابل انکار، تاریخی و خردکننده دشمن» سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که دشمن «مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای» شده است؛ طرحی که بنا بر متن همان بیانیه، شامل «عدم تجاوز»، «استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز»، «پذیرش غنی‌سازی»، «رفع همه تحریم‌های اولیه و ثانویه»، «خاتمه تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام»، «پرداخت خسارت ایران»، «خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه» و «توقف جنگ در همه جبهه‌ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان» است. این متن رسمی، که با عنوان پیروزی عظیم برای ملت ایران منتشر شده، به‌روشنی نشان می‌دهد که از نگاه تهران، آنچه رخ داده نه یک آتش‌بس عادی، بلکه عقب‌نشینیِ تحمیل‌شده بر طرف مقابل است.

    بیانیه شورای عالی امنیت ملی همچنین تصویر کلان‌تری از جنگ ارائه می‌دهد و می‌گوید ایران اسلامی به همراه مجاهدان مقاومت در لبنان، عراق، یمن و فلسطین اشغالی در ۴۰ روز گذشته «ضرباتی وارد کرده است که حافظه تاریخی جهانیان هرگز آن را از یاد نخواهد برد». در ادامه همان بیانیه آمده است که ایران و محور مقاومت، «نیروها، امکانات، زیرساخت‌ها و همه سرمایه سیاسی، اقتصادی، فناوری و نظامی» دشمن را چنان در هم کوبیده‌اند که طرف مقابل «به اضمحلال و استیصال» افتاده و چاره‌ای جز تسلیم در برابر اراده ملت بزرگ ایران و محور مقاومت ندارد. این موضع، در سطح تحلیلی، نشان می‌دهد که تهران جنگ را نه فقط در قالب دفاع از خاک خود، بلکه در سطحی وسیع‌تر و در نسبت با نظم تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی می‌بیند.

    همین‌جا نقطه قوت روایت ایران روشن می‌شود. در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند وقفه را به‌عنوان موفقیت جا بزند، تهران بر این نکته اصرار دارد که آتش‌بس موقت، اگر بدون تضمین و بدون جبران خسارت باشد، عملاً به طرف مهاجم فرصت بازآرایی می‌دهد. این رویکرد، از نظر سیاسی، موضعی دفاعی و در عین حال هوشمندانه است: ایران نمی‌خواهد در زمینِ طراحی‌شده توسط طرف مقابل بازی کند و از همین رو، میان «آرامش کوتاه‌مدت» و «پایان واقعی جنگ» مرز می‌گذارد. آنچه از زبان مقامات ایرانی بیرون آمده، بیشتر بر حق دفاع، حق امنیت و حق جلوگیری از تکرار تجاوز تکیه دارد تا بر سازش شتاب‌زده‌ای که فقط تنش را برای دور بعدی جابه‌جا کند.

    در همان بیانیه رسمی شورای عالی امنیت ملی آمده است که دشمن در روز نخست گمان می‌کرد می‌تواند «در زمانی کوتاه موفق به تسلط نظامی کامل بر ایران» شود و با ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی، کشور را به تسلیم بکشاند. اما بنا بر متن بیانیه، این محاسبه باطل ماند، زیرا رزمندگان اسلام و هم‌پیمانانشان «به اتکای خداوند متعال و تأسّی از سرور و سالار شهیدان» تصمیم گرفتند «یک بار برای همیشه» به این دشمنان درسی تاریخی بدهند و شرایطی بسازند که دشمن برای همیشه خیال تجاوز به ایران را از سر بیرون کند. در ادامه نیز تصریح شده است که ایران و مقاومت «یکی از سنگین‌ترین نبردهای ترکیبی تاریخ» را با آمریکا و رژیم صهیونی آغاز کردند و در این مدت، به اهداف خود دست یافتند؛ از جمله منهدم کردن تقریباً کامل ماشین نظامی آمریکا در منطقه، وارد آوردن ضربات خردکننده به زیرساخت‌ها و امکانات دشمن، تحمیل تلفات وسیع به ارتش آمریکا در سطح منطقه و وارد آوردن ضربات سهمگین به نیروها، زیرساخت‌ها، امکانات و دارایی‌های دشمن در سرزمین‌های اشغالی.

    این بخش از بیانیه، از منظر سیاسی و رسانه‌ای، چارچوب اصلی روایت تهران از جنگ را شکل می‌دهد: جنگی که با اراده و ابتکار طرف مقابل آغاز شد، اما با مقاومت ایران و محور مقاومت به نقطه‌ای رسیده که دشمن را وادار به درخواست آتش‌بس کرده است.

    در سطح منطقه‌ای نیز بحران هنوز از مرحله مهار واقعی عبور نکرده است. رویترز گزارش داده که اسرائیل صریحاً اعلام کرده این آتش‌بس دو هفته‌ای لبنان را شامل نمی‌شود؛ در عین حال، منابع نزدیک به حزب‌الله گفته‌اند این گروه حملاتش را در شمال اسرائیل و علیه نیروهای اسرائیلی در لبنان متوقف کرده است. همین اختلاف روایت، خود گویای شکنندگی صحنه است: از یک طرف توقف محدود عملیات، از طرف دیگر ادامه صدور دستور تخلیه در جنوب لبنان و تداوم جنگ. طبق گزارش‌های همان روز، در لبنان بیش از ۱.۵۰۰ کشته و بیش از ۱.۲ میلیون آواره ثبت شده است. علاوه بر این، در گزارش سازمان جهانی بهداشت نیز آمده که در لبنان ۲۵ حمله به مراکز درمانی ثبت شده که ۱۶ کشته و ۲۹ زخمی برجا گذاشته و ۴۹ مرکز بهداشت اولیه و پنج بیمارستان در پی دستورهای تخلیه تعطیل شده‌اند. بنابراین، چیزی که نامش آتش‌بس گذاشته شده، در عمل بیشتر شبیه مکثی ناپایدار است تا صلح.

    در سطح انسانی، ابعاد بحران از عدد و آمار صرف فراتر رفته است. سازمان جهانی بهداشت در میانه مارس اعلام کرد که ۱۸ حمله به مراکز درمانی ایران را راستی‌آزمایی کرده و از کشته شدن ۸ کادر درمان خبر داده است؛ همان گزارش همچنین از جابه‌جایی بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ایران و تا ۷۰۰ هزار آواره داخلی در لبنان سخن می‌گوید. چند روز بعد، فدراسیون بین‌المللی صلیب سرخ و هلال‌احمر به رویترز گفت که تا دوم آوریل، بیش از ۱۹۰۰ نفر در ایران کشته و بیش از ۲۱ هزار نفر زخمی شده‌اند. این اعداد، در کنار گزارش‌های مربوط به تعطیلی بیمارستان‌ها، اختلال برق و اینترنت، و کند شدن دسترسی به کمک‌های پزشکی، نشان می‌دهد جنگ از مرحله «نبرد نظامی» عبور کرده و وارد مرحله فرسایش زیرساخت اجتماعی شده است. در واقع، حمله به مراکز درمانی و کادر درمان، به‌ویژه با تأیید سازمان جهانی بهداشت، نشان می‌دهد که حمله‌کنندگان نه فقط به خطوط دفاعی، بلکه به بنیان‌های زیست انسانی جامعه نیز فشار وارد کرده‌اند. این همان جایی است که معنای جنگ تحمیلی، از سطح شعار به سطح واقعیت عینی می‌رسد.

    هم‌زمان، بازار انرژی با این جنگ مثل یک زلزله برخورد کرده است. آژانس بین‌المللی انرژی در بیانیه مشترک اول آوریل با صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نوشت که جنگ خاورمیانه «یکی از بزرگ‌ترین کمبودهای عرضه در تاریخ بازار جهانی انرژی» را رقم زده و اثر آن «جهانی و به‌شدت نامتقارن» است؛ در همان بیانیه تأکید شده که اختلال، فقط نفت نیست و گاز، کود شیمیایی، آلومینیوم، هلیوم، گردشگری و زنجیره‌های تأمین را هم درگیر کرده است. این سه نهاد یک گروه هماهنگی تشکیل داده‌اند تا داده‌ها را به‌اشتراک بگذارند، به دولت‌ها مشاوره سیاستی بدهند و در صورت نیاز، پشتیبانی مالی و ابزارهای کاهش ریسک فعال کنند. این‌که آژانس بین‌المللی انرژی، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی چنین سازوکاری می‌سازند، یعنی بحران دیگر فقط نظامی نیست؛ به سطح امنیت غذایی، تورم، بودجه دولت‌ها و ثبات مالی رسیده است.

    پیامدهای اقتصادی این جنگ فقط در سطح کلان باقی نمانده و در برآوردهای رسمی نیز عددی شده است. رئیس بانک جهانی گفته است این بحران می‌تواند رشد جهانی را ۰.۳ تا ۱ واحد درصد پایین بیاورد و تورم را تا ۰.۹ واحد درصد افزایش دهد، حتی اگر خیلی زود پایان یابد. هم‌زمان، او از آمادگی بانک جهانی برای استفاده از پنجره‌های پاسخ اضطراری و تأمین منابع چند ده میلیارد دلاری در ماه‌های آینده سخن گفته است. این یعنی نهادهای مالی بین‌المللی، جنگ را نه یک حادثه گذرا، بلکه عامل فشار پایدار بر اقتصاد جهان می‌دانند.

    بازار انرژی نیز به‌خوبی این وضعیت را بازتاب داده است. پس از اعلام توقف موقت حملات، قیمت نفت با افتی قابل توجه مواجه شد؛ نفت برنت حدود ۱۴.۹ درصد کاهش یافت و به ۹۲.۹۵ دلار رسید و نفت خام آمریکا نیز حدود ۱۶.۱ درصد افت کرد. با این حال، این کاهش قیمت نه نشانه آرامش، بلکه بازتابی از بی‌ثباتی و عدم قطعیت است. تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود و حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند؛ بنابراین، هرگونه تغییر در وضعیت این منطقه، مستقیماً بر بازار جهانی اثر می‌گذارد. واکنش بازارها نشان می‌دهد که آتش‌بس موقت، به‌عنوان پایان بحران تلقی نشده، بلکه صرفاً یک سیگنال کوتاه‌مدت در فضای پرریسک کنونی بوده است. رویترز در گزارش دیگری نیز نوشته که بازارها، در برابر چنین مکثی، بیش از آن‌که آرام شوند، رفتار احتیاطی و نوسانی نشان داده‌اند و همین خود نشانه آن است که اعتماد به ثبات، هنوز شکل نگرفته است.
    می‌توان گفت بحران فعلی به‌طور هم‌زمان در سه سطح در حال جریان است: در سطح سیاسی، تلاش برای بازتعریف یک وقفه موقت به‌عنوان دستاورد؛ در سطح منطقه‌ای، تداوم درگیری در جبهه‌هایی مانند لبنان؛ و در سطح اقتصادی، شکل‌گیری یک بحران با ابعاد جهانی. در چنین شرایطی، موضع ایران بر پایه یک منطق قابل دفاع و روشن استوار است: پایان واقعی جنگ تنها زمانی محقق می‌شود که تجاوز متوقف شده، تضمین‌های معتبر برای عدم تکرار آن ارائه شود و خسارات وارده جبران گردد. تا آن زمان، هرگونه آتش‌بس موقت، نه صلح، بلکه صرفاً وقفه‌ای در روند یک جنگ تحمیلی است که هنوز به نقطه پایان نرسیده است.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *