شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - هشدار تازه سازمان بین‌المللی دریانوردی درباره هر نوع عوارض‌گذاری یا محدودسازی تردد در تنگه هرمز، فقط یک واکنش فنی به یک بحث حقوقی نیست؛ این هشدار در دل بحرانی مطرح شده که از نگاه تهران، نتیجه جنگ تحمیلی و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی است و حالا از میدان نبرد به حوزه امنیت دریانوردی، بیمه، انرژی و حتی امنیت غذایی رسیده است. در همین فضا، ایران هم می‌کوشد نشان دهد هرمز را نه برای آشوب، بلکه به‌عنوان ابزار بازدارندگی و دفاع از امنیت ملی خود می‌بیند.
تنگه‌ای که میدان جنگ شد؛ هرمز میان فشار جهانی و حق بازدارندگی ایران

به گزارش آذربایجان آنلاین، تنگه هرمز دوباره به یکی از حساس‌ترین نقاط مناقشه جهانی تبدیل شده است. سازمان بین‌المللی دریانوردی در واکنش به طرح ایران برای گرفتن عوارض از کشتی‌های عبوری، این اقدام را «سابقه‌ای خطرناک» توصیف کرده و گفته است هیچ سازوکار بین‌المللی شناخته‌شده‌ای وجود ندارد که به یک دولت ساحلی اجازه دهد برای عبور ترانزیتی از تنگه‌های بین‌المللی، عوارض وضع کند یا آزادی عبور را متوقف سازد. این نهاد هم‌زمان تأکید کرده که کنوانسیون حقوق دریاها، حق عبور ترانزیتی را برای کشتی‌ها در تنگه‌های بین‌المللی به رسمیت می‌شناسد و دولت‌های ساحلی نباید آن را مخدوش کنند.

اما وزن این بحث فقط در سطح حقوقی نیست؛ عددها نشان می‌دهند چرا هر تغییر در هرمز فوراً به یک مسئله جهانی تبدیل می‌شود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش داده که در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، به‌طور متوسط روزانه ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است؛ یعنی حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریابرد نفت جهان. همین منبع می‌گوید تنگه هرمز در باریک‌ترین نقطه فقط ۵۴ کیلومتر عرض دارد و علاوه بر نفت، مسیر حدود ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب در روز گاز طبیعی مایع هم بوده است. به زبان ساده، هرمز یک آبراه عادی نیست؛ گلوگاهی است که هر تصمیم درباره آن، مستقیماً به قیمت انرژی، هزینه حمل، بیمه و امنیت عرضه جهانی متصل می‌شود.

هشدارهای سازمان بین‌المللی دریانوردی هم نشان می‌دهد این نگرانی از مرحله فرضی گذشته و به یک بحران واقعی تبدیل شده است. دبیرکل این سازمان گفته است: «هیچ حمله‌ای به دریانوردان بی‌گناه یا کشتیرانی غیرنظامی توجیه‌پذیر نیست» و آزادی ناوبری را «یک اصل بنیادین در حقوق دریایی بین‌المللی» دانسته است. او همچنین اعلام کرده که از آغاز بحران در ۲۸ فوریه، ۲۱ حمله به کشتی‌های تجاری ثبت شده و ۱۰ دریانورد جان باخته‌اند، در حالی که حدود ۲۰ هزار دریانورد هنوز در خلیج فارس گرفتارند و زیر فشار روانی و عملیاتی شدید قرار دارند. این آمار نشان می‌دهد بحث هرمز فقط بر سر یک تعرفه یا عوارض نیست؛ مسئله، امنیت جان انسان‌ها و بقاى جریان تجارت دریایی است.

از منظر ایران، این مناقشه را نمی‌توان جدا از زمینه جنگ تحمیلی و تجاوز خارجی فهم کرد. دولت جمهوری اسلامی ایران در بیانیه رسمی خود پس از جنگ ۱۲ روزه، این درگیری را دفاع ملی مردم در برابر رژیم صهیونیستی توصیف کرد و نوشت که این مقاومت، «رژیم صهیونیستی و اربابان او را وادار به تسلیم و پیشنهاد آتش‌بس کرد». این موضع، به‌روشنی نشان می‌دهد تهران خود را آغازگر بحران نمی‌داند، بلکه در حال دفاع از کشور در برابر جنگی است که به آن تحمیل شده است. همین نگاه، در اظهارات فرماندهان نظامی هم دیده می‌شود. فرمانده نیروی دریایی سپاه گفته است: «ما دنبال بستن تنگه هرمز نبوده و نیستیم اما اگر زمانی تنگه هرمز را به روی کشتی‌های ما ببندد، اجازه نمی‌دهیم هیچ کشتی از خلیج فارس خارج شود.» این جمله، به‌خوبی منطق بازدارندگی ایران را توضیح می‌دهد: فشار کور نه، اما واکنش متقابل در برابر تهدید و محاصره، بله.

این منطق البته سابقه هم دارد. در سال ۱۳۹۸، ۱۶۰ نماینده مجلس در بیانیه‌ای خواستار بررسی اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری تنگه هرمز شدند و امیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی نیز در توضیح آن طرح گفته بود: «اگر ایران تأمین‌کننده حقیقی منطقه است، براساس رفتار عرف بین‌الملل و آمریکا، مجلس هم معتقد است هزینه آن را باید مراکز تجاری و تمام شناورهای منطقه در قالب عوارض بپردازند.» او در همان گفت‌وگو تأکید کرده بود که کشتی‌ها در طول تنگه هرمز وارد آب‌های تحت نظارت سرزمینی ایران می‌شوند و عبورشان از فضای حقوقیِ بی‌قید و شرطِ بین‌المللی نیست. این اظهارات نشان می‌دهد بحث امروز، یک واکنش لحظه‌ای نیست، بلکه ادامه یک نگاه دیرینه در تهران است که امنیت آبراهه را یک خدمت مجانی و بی‌هزینه برای دیگران نمی‌بیند.

خودِ گزارش‌های امروز هم نشان می‌دهد ایران در عمل به‌دنبال کنترل هدفمند است، نه هرج‌ومرج دریایی.

رویترز نوشته ایران پیشنهاد کرده است برای عبور برخی شناورها از هرمز تا سقف ۲ میلیون دلار به‌ازای هر عبور دریافت شود و هم‌زمان با عمان برای یک پروتکل مربوط به مجوز عبور کار می‌کند. همین گزارش افزوده که ایران پس از جنگ، مسیر را برای کشتی‌های حامل کالاهای اساسی باز گذاشته و برخی شناورها، از جمله کشتی‌هایی با پیوندهای مشخص و بدون ارتباط با آمریکا یا اسرائیل، توانسته‌اند عبور کنند. در واقع، تصویر عملی که از تهران بیرون آمده این است: اعمال فشار بر طرف‌های متخاصم و در عین حال حفظ جریان کالاهای ضروری؛ یعنی یک مدیریت انتخابی و محاسبه‌شده، نه انسداد کور و بی‌قاعده.

ابعاد اقتصادی این تصمیم‌ها هم از هم‌اکنون خود را نشان داده است. خبرگزاری مهر به نقل از گزارش‌های بین‌المللی نوشته هزینه بیمه کشتی‌ها در تنگه هرمز از زمان آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر، رویترز گزارش داده شرکت «هابگ-لوید» اعلام کرده که بازگشت به وضعیت عادی در مسیرهای کشتیرانی، پس از آرام شدن اوضاع، دست‌کم ۶ تا ۸ هفته زمان می‌برد و این شرکت اکنون هفته‌ای حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون دلار هزینه اضافی متحمل می‌شود. همین شرکت گفته نزدیک به هزار کشتی در منطقه گرفتار اختلال‌اند. این اعداد نشان می‌دهد که حتی اگر آتش‌بس برقرار باشد، باز هم اثر جنگ بر زنجیره تأمین و بیمه و کرایه حمل باقی می‌ماند و هزینه‌اش به‌سرعت در اقتصاد جهانی پخش می‌شود.

واکنش سیاسی دولت‌ها نیز نشان می‌دهد هرمز برای جهان یک نقطه بحرانی است. نخست‌وزیر یونان گفته هرگونه عوارض برای عبور از هرمز «کاملاً غیرقابل قبول» است و می‌تواند سابقه‌ای خطرناک برای آزادی کشتیرانی ایجاد کند. نخست‌وزیر ایتالیا نیز تأکید کرده است که احیای آزادی عبور در هرمز برای کشورش و برای اتحادیه اروپا حیاتی است. در سطح عملیاتی هم، شرکت‌های کشتیرانی هنوز با احتیاط شدید رفتار می‌کنند و برخی از آن‌ها برای بازگشت به مسیرهای عادی، منتظر روشن شدن وضعیت امنیتی‌اند. در چنین شرایطی، روشن است که هر تصمیم ایران درباره هرمز، فقط یک تصمیم داخلی یا منطقه‌ای نیست؛ این تصمیم فوراً به زبان بازار، بیمه، انرژی و دیپلماسی ترجمه می‌شود.

جمع‌بندی ماجرا برای ایران این است که تنگه هرمز در نگاه تهران، اهرمِ واکنش به جنگ تحمیلی است، نه ابزار ماجراجویی. وقتی طرف مقابل جنگ را تحمیل کرده، بدیهی است که ایران نیز برای دفاع از امنیت خود از ظرفیت‌های حقوقی، جغرافیایی و راهبردی‌اش استفاده کند. از طرف دیگر، همین که ایران برای برخی شناورها مسیر کالاهای اساسی را باز گذاشته و با عمان درباره پروتکل عبور صحبت می‌کند، نشان می‌دهد رویکرد تهران، کنترل‌شده و هدفمند است. این همان نقطه‌ای است که روایت ایران را از روایت غرب جدا می‌کند: غرب از «آزادی عبور» حرف می‌زند، اما ایران از «امنیتِ بدون تجاوز»؛ و تا زمانی که اصل تجاوز و تحمیل جنگ روی میز باشد، هرمز هم در مرکز معادله باقی می‌ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *