از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، جنگ فقط به زمین و زیرساختهای شهری محدود نمانده و حالا اثرش را در آسمان ایران هم نشان داده است. دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی کشور میگوید در جریان حملات اخیر، ۷ فرودگاه کشور آسیب دیدهاند و ۶۰ فروند هواپیمای مسافربری نیز از چرخه پرواز خارج شدهاند. او برآورد کرده است که تنها خسارت عدمالنفع شرکتهای هواپیمایی به حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده؛ رقمی که در عمل، فشار سنگینی را بر ناوگان هوایی و شرکتهای فعال در این صنعت وارد کرده است.
مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی کشور، درباره ابعاد این خسارت گفته است: «در جنگ ۴۰ روزه اخیر، خسارت عدمالنفع شرکتها در دوره سفرهای نوروزی روزانه بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان برآورد میشود و مجموع این خسارات طی ۴۰ روز به حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.» او در توضیح دقیقتر افزوده: «این رقم تنها مربوط به کاهش درآمد ناشی از لغو یا کاهش پروازهاست و اگر خسارتهای واردشده به زنجیره خدمات مرتبط با صنعت هوانوردی هم محاسبه شود، عدد واقعی بسیار بیشتر خواهد بود.» همین توضیح نشان میدهد که با یک عدد حسابداری ساده روبهرو نیستیم؛ بلکه با یک زنجیره آسیب در حملونقل، خدمات، گردشگری و ناوگان عملیاتی طرف هستیم.
در فهرست فرودگاههای آسیبدیده، نام مهرآباد تهران، تبریز و کاشان بیش از بقیه دیده میشود؛ فرودگاههایی که هرکدام در شبکه پروازی کشور نقش متفاوتی دارند. مهرآباد بهعنوان یکی از اصلیترین گرههای پروازی کشور، تبریز بهعنوان محور مهم شمالغرب و کاشان بهعنوان یکی از فرودگاههای درگیر در این موج خسارت، همگی نشان میدهند که ضربه فقط به یک نقطه خاص محدود نبوده است. همین مسئله بازسازی را دشوارتر میکند، چون ترمیم هر فرودگاه فقط تعمیر باند و ساختمان نیست؛ به معنای بازگرداندن سامانههای عملیاتی، تجهیزات، خدمات جانبی و امنیت پرواز هم هست.
از سوی دیگر، خروج ۶۰ هواپیما از چرخه پرواز، در شرایطی رخ داده که ناوگان هوایی ایران پیشتر هم با کمبود، فرسودگی و محدودیت تأمین قطعه روبهرو بوده است. همین حالا نامهای ماهان، ایرانایر و زاگرس در میان زیاندیدهترین شرکتها آمدهاند؛ شرکتهایی که نهفقط با کاهش درآمد، بلکه با افزایش هزینههای ثابت و فشار برای حفظ پروازهای باقیمانده دستوپنجه نرم میکنند. به زبان ساده، آنچه از دست رفته فقط «تعداد هواپیما» نیست؛ بخشی از ظرفیت عملیاتی، برنامهریزی پروازی و توان رقابت هم آسیب دیده است.
این خسارت فقط به هواپیما و فرودگاه محدود نمانده و به بدنه گردشگری هم سرایت کرده است. در هفتههای جنگ و پس از آن، هزاران پرواز داخلی و خارجی لغو شد و بخشی از شرکتهای مسافرتی، هتلها و خدمات وابسته نیز با افت جدی درآمد روبهرو شدند. برآوردها نشان میدهد تنها در یکی از بازههای اختلال، بیش از ۱۲ هزار پرواز باطل شده و دهها میلیارد تومان هزینه مستقیم و غیرمستقیم به صنعت سفر تحمیل شده است. در چنین وضعی، حملونقل هوایی فقط یک بخش اقتصادی نیست؛ بخشی از زیرساخت ارتباطی و حتی روانی کشور است که اگر آسیب ببیند، اثر آن خیلی سریع در زندگی مردم دیده میشود.
از زاویه تحلیلی، عدد ۳۰ هزار میلیارد تومان عدمالنفع فقط یک برآورد مالی نیست؛ نشانهای است از اینکه جنگ توانسته یکی از حساسترین بخشهای خدماتی کشور را هم تحت فشار قرار دهد. صنعت هوایی بهطور طبیعی از اولین بخشهایی است که در شرایط بحران آسیب میبیند، چون هم به امنیت مسیرها وابسته است و هم به ظرفیت عملیاتی فرودگاهها و ناوگان. حالا وقتی ۶۰ فروند هواپیما از مدار خارج شدهاند، یعنی حتی بازگشت به وضعیت سابق هم زمانبر خواهد بود؛ چون ترمیم فقط با اعلام پایان درگیری انجام نمیشود و نیاز به بازسازی فنی، مالی و لجستیکی دارد.
در همین حال، بحث آینده این صنعت هم دوباره برجسته شده است. برخی کارشناسان گردشگری میگویند برای رسیدن به هدف جذب ۱۵ میلیون گردشگر، کشور به حدود ۵۰۰ فروند هواپیما نیاز دارد. در حالی که ناوگان موجود به این رقم نزدیک نیست و با خروج ۶۰ فروند از چرخه پرواز، فاصله میان نیاز و واقعیت بیشتر شده است. این یعنی خسارت جنگ فقط در روزهای حمله خلاصه نمیشود؛ میتواند روی برنامههای توسعهای کشور در ماهها و حتی سالهای بعد هم اثر بگذارد.
نکته مهم دیگر این است که بخش بزرگی از خسارت اعلامشده هنوز تنها «عدمالنفع» است، نه
کل زیان. یعنی ما با درآمدی که شرکتها در اثر توقف پروازها از دست دادهاند روبهرو هستیم، نه با مجموع خسارت فیزیکی، فنی، بیمهای و انسانی. به همین دلیل، عدد ۳۰ هزار میلیارد تومان را باید حداقلِ قابلمشاهدهی خسارت دانست، نه سقف آن. هرچه زمان بازسازی طولانیتر شود، هزینه بازگشت به ظرفیت عادی هم بیشتر خواهد شد.
در نهایت، تصویری که از این گزارشها به دست میآید روشن است: جنگ فقط فرودگاهها را هدف نگرفته، بلکه توان پروازی کشور را هم فرسوده کرده است. ۶۰ هواپیمای زمینگیر، ۷ فرودگاه آسیبدیده و ۳۰ هزار میلیارد تومان عدمالنفع، تنها اعداد یک گزارش نیستند؛ نشانههای یک فشار واقعی بر صنعت هواییاند که حالا باید همزمان با خسارت فیزیکی، از دست رفتن درآمد و کاهش ظرفیت عملیاتی هم کنار بیاید.
دیدگاهتان را بنویسید