از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، نامه تازه نماینده دائم ایران در سازمان ملل، در پاسخ به مجموعه نامههایی نوشته شده که قطر، بحرین، امارات، عربستان، کویت و اردن طی روزهای گذشته علیه ایران به شورای امنیت ارسال کردهاند. ایروانی در این نامهها، اتهامات مطرحشده علیه ایران را «بیاساس» دانسته و تأکید کرده است که این کشورها نمیتوانند نقش خود در فراهمسازی بستر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را نادیده بگیرند و همزمان خود را صرفاً قربانی پیامدهای جنگ معرفی کنند. متن منتشرشده از نامه ایران تصریح میکند که تهران، جنگ اخیر را «جنگ تجاوزکارانه از پیش طراحیشده، تحریکنشده و غیرموجه آمریکا و رژیم اسرائیل» علیه حاکمیت و تمامیت ارضی ایران میداند.
اهمیت نامه ایروانی در این است که تهران، سطح بحث را از «واکنش به شکایت کشورهای عربی» فراتر برده و پرونده را به مسئله «مشارکت در تجاوز» تبدیل کرده است. در متن نامه آمده است که اقدامات این کشورها از جمله در اختیار گذاشتن قلمرو، حریم هوایی، پایگاهها و زیرساختها برای عملیات آمریکا و رژیم صهیونیستی، از نظر ایران مصداق نقض تعهدات بینالمللی است. در گزارشهای منتشرشده از نامههای پیشین ایران نیز آمده بود که ایروانی با استناد به «گزارشهای دقیق نیروهای مسلح ایران» اعلام کرده مهاجمان از قلمرو برخی دولتهای منطقه برای حملات غیرقانونی استفاده کردهاند.
در یکی از بخشهای کلیدی این پرونده، ایران به اظهارات دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، استناد کرده است؛ جایی که او از بحرین، امارات، عربستان، قطر، کویت و اردن بهعنوان «همتیمیهای استثنایی» آمریکا یاد کرده بود. ایروانی این تعبیر را قرینهای سیاسی و عملیاتی برای نشان دادن سطح همکاری برخی دولتهای منطقه با نیروهای آمریکایی دانسته است. از نگاه تهران، وقتی مقام ارشد نظامی آمریکا از نقش این کشورها در میانه جنگ تقدیر میکند، ادعای بیطرفی کامل آنان دستکم نیازمند توضیح و شفافسازی جدی است.
ایروانی در نامه خود تأکید کرده است که ایران آغازگر درگیری نبوده و اقدامات آن در چارچوب حق دفاع مشروع، مطابق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل انجام شده است. این بخش، ستون حقوقی روایت ایران را تشکیل میدهد. تهران میگوید حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، مقدمه بحران بوده و پاسخ ایران به پایگاهها و مراکز مرتبط با عملیات دشمن، واکنشی دفاعی در برابر تجاوز بوده است. این روایت با آنچه برخی کشورهای عربی در نامههای خود به شورای امنیت مطرح کردهاند، در تضاد مستقیم قرار دارد؛ آنان حملات ایران را عامل تهدید منطقه معرفی کردهاند، اما ایران میگوید حذف منشأ جنگ و تمرکز صرف بر پاسخ تهران، تحریف واقعیت است.
نماینده ایران همچنین از عملکرد شورای امنیت انتقاد کرده و گفته است ناتوانی این شورا در محکوم کردن حملات اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی، زمینه تداوم درگیریها را فراهم کرده است. این نکته برای تهران بسیار مهم است؛ زیرا ایران میخواهد نشان دهد اگر شورای امنیت در برابر حمله اولیه سکوت نمیکرد یا واکنش مؤثر نشان میداد، بحران به سطح جنگ منطقهای نمیرسید. در جلسه اضطراری شورای امنیت نیز ایران آمریکا را به ارتکاب جنایت جنگی متهم کرده و از تلفات و خسارات غیرنظامی سخن گفته بود، در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی حملات خود را با ادعای جلوگیری از برنامه هستهای ایران توجیه میکردند.
در بخش آماری، نامه ایران از رقم سنگین تلفات و خسارات سخن میگوید. بر اساس دادههایی که در متن شما و گزارشهای منتشرشده از مکاتبات ایران آمده، تهران اعلام کرده در جریان حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی بیش از ۳۳۷۵ نفر کشته شدهاند و دهها هزار واحد مسکونی و زیرساخت غیرنظامی، از جمله مراکز درمانی، مدارس و دانشگاهها آسیب دیدهاند. در گزارشهای دیگر نیز ایران پیشتر از بیش از ۱۵۰۰ کشته غیرنظامی در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی سخن گفته بود؛ اختلاف اعداد نشان میدهد آمارها در حال بهروزرسانی و مبتنی بر دورههای متفاوت جنگی است و در گزارش حرفهای باید منبع هر عدد روشن باشد.
اینجا یک نکته تحلیلی مهم وجود دارد: تهران با برجسته کردن آمار تلفات و آسیب به زیرساختهای غیرنظامی، میخواهد پرونده را از سطح «درگیری نظامی» به سطح «مسئولیت انسانی و حقوق بشردوستانه» منتقل کند. اگر ثابت شود خاک و آسمان کشورهای منطقه در حملاتی استفاده شده که به مدارس، بیمارستانها، دانشگاهها یا محلات مسکونی آسیب زده، آنگاه مسئولیت این کشورها صرفاً سیاسی نخواهد بود؛ بلکه ممکن است در ادبیات حقوق بینالملل، بحث معاونت در عمل متخلفانه بینالمللی و الزام به جبران خسارت مطرح شود.
در مقابل، کشورهای عربی منطقه روایت کاملاً متفاوتی ارائه کردهاند. آنها پیشتر در نامهها و نشستهای بینالمللی، ایران را عامل حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای خود معرفی کرده و خواستار محکومیت و دریافت غرامت از تهران شدهاند. گزارش رویترز از نشست شورای حقوق بشر نشان میدهد کشورهای عربی خلیج فارس حملات ایران به زیرساختهای انرژی و مراکز غیرنظامی را تهدیدی جدی برای امنیت منطقهای و بینالمللی خواندهاند. در همان نشست، ایران و حامیانش تأکید کردند که ریشه بحران در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بوده است، و عمان نیز به این نکته اشاره کرد که جنگ با اقدامات آمریکا و اسرائیل آغاز شد و همین مسئله بیثباتی فعلی را رقم زد.
این تقابل روایتی، قلب ماجراست. کشورهای عربی میخواهند ایران را مسئول خسارات ناشی از پاسخ موشکی و پهپادی معرفی کنند؛ ایران اما میگوید اگر این کشورها پایگاه، حریم هوایی و زیرساخت در اختیار متجاوزان قرار نمیدادند، اساساً زمینه این پاسخها ایجاد نمیشد. در چنین وضعیتی، بحث اصلی فقط این نیست که کدام طرف خسارت دیده است؛ بحث این است که منشأ حقوقی بحران کجاست و چه کسی زنجیره اقدامات خصمانه را آغاز کرده است.
از منظر تهران، نامههای کشورهای عربی به شورای امنیت نوعی «وارونهسازی واقعیت» است. ایروانی در نامه خود صراحتاً گفته نسبت دادن مسئولیت درگیریها به ایران تحریف واقعیت است، زیرا آمریکا و رژیم صهیونیستی حملات غیرقانونی و تحریکنشده را آغاز کردهاند. این ادبیات نشان میدهد ایران در تلاش است اجازه ندهد روایت جنگ در نهادهای بینالمللی بهگونهای ثبت شود که پاسخ دفاعی ایران از زمینه اصلی خود جدا شود.
در این میان، مسئله جبران خسارت اهمیت ویژهای دارد. ایران پیشتر نیز در نامهای جداگانه خواستار غرامت از کشورهایی شده بود که به ادعای تهران، در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی مشارکت یا تسهیلگری داشتهاند. خبرگزاری آناتولی در گزارشی نوشته بود ایران از پنج کشور منطقه خواسته مسئولیت خود را بپذیرند و برای خسارات ناشی از حملات علیه ایران غرامت بپردازند. در گزارشهای جدیدتر نیز دامنه این مطالبه به شش کشور شامل قطر، بحرین، عربستان، امارات، کویت و اردن اشاره دارد.
مطالبه غرامت از نگاه ایران دو کارکرد دارد. نخست، کارکرد حقوقی؛ یعنی ثبت رسمی ادعای مسئولیت این کشورها در اسناد سازمان ملل. دوم، کارکرد بازدارنده؛ یعنی ارسال این پیام که در آینده، هر دولتی که خاک یا حریم هوایی خود را در اختیار عملیات علیه ایران قرار دهد، نمیتواند پشت ادعای بیطرفی پنهان شود. این پیام برای کشورهای منطقه بسیار مهم است، زیرا بخش قابل توجهی از زیرساخت نظامی آمریکا در غرب آسیا در همین کشورها مستقر است.
از زاویه سیاسی، نامه ایروانی میخواهد فشار را از روی ایران بردارد و آن را میان همه بازیگران دخیل در جنگ توزیع کند. در جنگ تحمیلی اخیر، آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کردند درگیری را به شکل تقابل میان ایران و «جامعه منطقهای» تصویر کنند؛ اما ایران میکوشد نشان دهد بسیاری از همین دولتهای مدعی خسارت، پیشتر بستر عملیات علیه ایران را فراهم کردهاند. اگر این روایت در افکار عمومی منطقه جا بیفتد، ادعای قربانی بودن کامل این دولتها با پرسشهای جدی روبهرو خواهد شد.
در سطح منطقهای نیز این پرونده میتواند روابط ایران با همسایگان جنوبی را وارد مرحلهای دشوار کند. از یکسو، ایران بهدرستی بر حق خود برای پیگیری نقش کشورهایی که به ادعای تهران در حملات مشارکت داشتهاند، تأکید دارد. از سوی دیگر،
تداوم این پرونده میتواند مسیر تنشزدایی منطقهای را پیچیدهتر کند. هنر دیپلماسی ایران در این مرحله آن است که هم مطالبه حقوقی خود را رها نکند و هم در را برای بازگشت همسایگان به اصل حسن همجواری نبندد.
ایران کشوری بوده که هدف حملات مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته و طبق روایت رسمی خود، پاسخ داده است؛ بنابراین نمیتوان پاسخ ایران را جدا از حمله اولیه قضاوت کرد. اگر کشورهای منطقه واقعاً خواهان ثبات هستند، باید پیش از مطالبه خسارت از تهران، درباره استفاده احتمالی از خاک، آسمان و زیرساختهایشان در حملات علیه مردم ایران شفافسازی کنند. مطالبه ایران برای پاسخگویی، در چنین چارچوبی نه رفتار تهاجمی، بلکه دفاع از اصل حاکمیت ملی و امنیت سرزمینی است.
در عین حال، ایران نیز برای تقویت پرونده خود باید مسیر حقوقی و رسانهای را با دقت ادامه دهد. ارائه نقشه مسیرهای پروازی، زمانبندی حملات، نوع پشتیبانی انجامشده، تطبیق آن با اظهارات فرماندهان آمریکایی و مستندات خسارات غیرنظامی، میتواند این پرونده را از سطح جدال سیاسی به سطح ادعای قابل پیگیری ارتقا دهد. هرچه دادهها دقیقتر و مستندتر باشد، دست کشورهای متهم برای انکار کلی تنگتر خواهد شد.
از منظر حقوق بینالملل، اصل مهم این است که هیچ دولتی نباید اجازه دهد قلمرو خود برای اقدام مسلحانه علیه دولت دیگر مورد استفاده قرار گیرد. اگر ایران بتواند نشان دهد برخی کشورهای منطقه با اطلاع یا رضایت، امکانات خود را در اختیار عملیات علیه ایران قرار دادهاند، مطالبه پاسخگویی و جبران خسارت مبنای جدیتری پیدا میکند. این موضوع بهویژه درباره حملاتی که به زیرساختهای غیرنظامی و مناطق مسکونی آسیب زدهاند، حساستر خواهد بود.
نامه ایروانی به شورای امنیت فقط یک واکنش دیپلماتیک به شکایت کشورهای عربی نیست؛ بخشی از تلاش ایران برای تثبیت روایت حقوقی جنگ تحمیلی است. تهران میخواهد در اسناد سازمان ملل ثبت شود که آمریکا و رژیم صهیونیستی آغازگر حملات بودهاند، برخی دولتهای منطقه در تسهیل این حملات نقش داشتهاند، و پاسخ ایران در چارچوب دفاع مشروع قابل تبیین است.
در این چارچوب، مطالبه جبران خسارت از قطر، بحرین، عربستان، امارات، کویت و اردن، بیش از آنکه صرفاً مطالبه مالی باشد، یک پیام راهبردی است: امنیت ایران قابل معامله نیست و هر دولتی که در حمله به ایران نقش ایفا کند، باید هزینه سیاسی، حقوقی و اقتصادی آن را بپذیرد. این پیام، اگر با اسناد دقیق و پیگیری مستمر همراه شود، میتواند از یک نامه دیپلماتیک به یکی از محورهای مهم سیاست خارجی ایران در دوره پساجنگ تبدیل شود.
دیدگاهتان را بنویسید