از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، رسانههای آمریکایی از سلسله نشستهای امنیتی دونالد ترامپ پس از بازگشت از سفر چین خبر دادهاند؛ نشستهایی که محور اصلی آنها ایران، آینده جنگ و گزینههای احتمالی آمریکا در صورت شکست کامل مذاکرات عنوان شده است.
شبکه سیانان گزارش داده ترامپ روز شنبه در باشگاه گلف خود در ویرجینیا با مقامهای ارشد امنیتی و سیاسی آمریکا، از جمله جیدی ونس، مارکو روبیو، جان رتکلیف رئیس سازمان سیا و استیو ویتکاف، دیدار کرده است. بر اساس این گزارش، پنتاگون نیز مجموعهای از گزینههای نظامی را در اختیار کاخ سفید قرار داده تا در صورت تصمیم رئیسجمهور آمریکا برای ازسرگیری حملات، آمادگی لازم وجود داشته باشد.
همزمان، فاکسنیوز و آکسیوس نیز گزارش دادهاند ترامپ قرار است اوایل هفته آینده جلسه مهم دیگری را در اتاق وضعیت کاخ سفید با حضور مشاوران ارشد نظامی و امنیتی برگزار کند؛ نشستی که به گفته منابع آمریکایی، میتواند در تعیین مسیر بعدی واشنگتن در قبال ایران نقش تعیینکننده داشته باشد.
این تحرکات در شرایطی انجام میشود که ترامپ طی روزهای گذشته بارها از پاسخ ایران به پیشنهادهای واشنگتن ابراز نارضایتی کرده و حتی با لحنی تهدیدآمیز گفته بود:
«ایران باید سریع اقدام کند، وگرنه چیزی برایش باقی نخواهد ماند.»
با وجود این ادبیات تند، شواهد میدانی نشان میدهد واشنگتن اکنون در یکی از دشوارترین وضعیتهای راهبردی سالهای اخیر خود قرار گرفته است. آمریکا طی ماههای گذشته تلاش کرد با ترکیبی از فشار نظامی، محاصره دریایی، تحریم و تهدید سیاسی، تهران را به عقبنشینی وادار کند، اما نهتنها بحران مهار نشد، بلکه پرونده تنگه هرمز به یکی از پرهزینهترین چالشهای ژئوپلیتیکی برای کاخ سفید تبدیل شده است.
طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل نزدیک به یکپنجم مصرف جهانی، از تنگه هرمز عبور میکند. همچنین حدود یکسوم تجارت دریایی گاز طبیعی مایع جهان نیز وابسته به این مسیر است. همین مسئله باعث شده هرگونه ناامنی یا اختلال در هرمز، بلافاصله بازار جهانی انرژی، هزینه بیمه کشتیها و قیمت حملونقل دریایی را تحت تأثیر قرار دهد.
در هفتههای اخیر، بازارهای جهانی بارها نسبت به تحولات خلیج فارس واکنش نشان دادهاند و بسیاری از مؤسسات اقتصادی بینالمللی نسبت به تبعات ادامه بحران هشدار دادهاند. صندوق بینالمللی پول نیز اعلام کرده تداوم تنش در منطقه میتواند رشد اقتصاد جهانی را بهشدت کاهش داده و موج تازهای از تورم جهانی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، دولت ترامپ با یک تناقض راهبردی روبهرو شده است؛ از یکسو نمیخواهد در برابر ایران عقبنشینی نشان دهد و از سوی دیگر، میداند هرگونه درگیری گستردهتر میتواند اقتصاد جهانی و حتی بازار داخلی آمریکا را وارد بحران تازهای کند.
به همین دلیل، واشنگتن همزمان دو مسیر را دنبال میکند؛ تشدید فشار و تهدید نظامی، در کنار باز نگه داشتن کانال مذاکره.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی ایران نیز طی هفتههای اخیر بارها تأکید کردهاند که تهران برای هر سناریویی آماده است و در برابر فشار خارجی عقبنشینی نخواهد کرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پیشتر گفته بود:
«هیچ راهحل نظامی برای موضوع ایران وجود ندارد.»
او همچنین تأکید کرده بود:
«ایران هرگز در برابر فشار و تهدید سر خم نمیکند، اما به زبان احترام پاسخ متقابل میدهد.»
این مواضع در حالی مطرح میشود که حتی برخی رسانههای آمریکایی نیز به فاصله میان روایت رسمی کاخ سفید و ارزیابیهای واقعی نهادهای اطلاعاتی اشاره کردهاند. روزنامه نیویورکتایمز اخیراً به نقل از ارزیابیهای محرمانه آمریکا گزارش داده بود ایران همچنان بخش عمدهای از توان موشکی و زیرساختهای راهبردی خود را حفظ کرده و بسیاری از سایتهای عملیاتی خود را دوباره فعال کرده است.
این ارزیابیها نشان میدهد هرگونه اقدام نظامی گستردهتر علیه ایران، برخلاف تصور برخی جریانهای تندرو در واشنگتن، میتواند وارد مرحلهای فرسایشی و پرهزینه شود.
از سوی دیگر، سفر اخیر ترامپ به چین نیز نتوانست دستاورد مشخصی در پرونده ایران ایجاد کند. آمریکا امیدوار بود پکن نقش فعالتری در کنترل بحران ایفا کند، اما گزارشها نشان میدهد گفتوگوهای ترامپ و شی جینپینگ به نتیجه تعیینکنندهای نرسیده است.
این مسئله برای واشنگتن اهمیت زیادی دارد، زیرا چین یکی از اصلیترین مصرفکنندگان انرژی عبوری از خلیج فارس و تنگه هرمز است و هرگونه بحران طولانیمدت در منطقه مستقیماً بر اقتصاد پکن و زنجیره تجارت جهانی اثر میگذارد.
همزمان، اختلافنظرها در داخل آمریکا نیز در حال افزایش است. بخشی از جریانهای تندرو جمهوریخواه همچنان بر افزایش فشار و حتی اقدام نظامی تأکید دارند، اما در مقابل، نگرانیها درباره هزینههای جنگ، فرسایش توان نظامی آمریکا و تبعات اقتصادی بحران نیز رو به گسترش است.
واقعیت این است که آمریکا اکنون فقط با یک تنش محدود منطقهای مواجه نیست، بلکه با بحرانی روبهروست که انرژی جهان، اقتصاد بینالملل، رقابت با چین و اعتبار راهبردی واشنگتن را همزمان تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین فضایی، فعال شدن دوباره اتاق وضعیت کاخ سفید و برگزاری نشستهای فشرده امنیتی را باید نشانه ورود بحران به مرحلهای حساستر دانست؛ مرحلهای که در آن، آمریکا هنوز میان گزینه تشدید تقابل، ادامه فشار یا مدیریت بحران سرگردان است.
جمعبندی تحولات اخیر نشان میدهد واشنگتن پس از ناکامی در وادار کردن تهران به عقبنشینی سریع، دوباره گزینههای سختگیرانهتر را بررسی میکند، اما همزمان نگرانی عمیقی نسبت به تبعات یک درگیری گستردهتر با ایران وجود دارد. بحران هرمز، فشار بازار انرژی، اختلافات داخلی آمریکا و حفظ توان بازدارندگی ایران، اکنون تصمیمگیری را برای کاخ سفید به یکی از پیچیدهترین معادلات راهبردی سالهای اخیر تبدیل کرده است.
دیدگاهتان را بنویسید