از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
مردم تا چه میزان در تعیین سرنوشت خویش، از عقل و دل بهره میگیرند؟ چرا با روشها و مجراهای مطالبهگری صحیح آشنا نیستند؟ برخی مسئولان دلسوز چرا توان تبیین درست مسائل را ندارند؟ چرا برخی ارزشها به ناهنجاری و برخی ضدارزشها به هنجار تبدیل شدهاند؟ وظیفه کدام نهادها و متولیان است که مسیر صحیح را نشان دهند و راه برونرفت را ارائه کنند؟
از میان بیشمار معضلات فرهنگی و اجتماعی، به دو نمونه مهم و ملموس بپردازیم: اشتغال و ازدواج. دو مشکلی که این روزها نهتنها حل نشدهاند، بلکه به بلای جان جامعه بدل شدهاند.
اولاً، علت حلنشدن این مشکلات، نبود دغدغه در جامعه هدف است. اولویت ذهنی بسیاری از جوانان، بهجای اشتغال و ازدواج، به موضوعاتی چون ریزش مو و مشکلات پوستی معطوف شده است. بیشترین زمان و هزینه این قشر مظلوم، صرف ترمیم مو و مراقبتهای زیبایی میشود. این امر، آگاهانه یا ناخودآگاه، ناشی از فضاسازیها و تغییر ذائقه فرهنگی جامعه است.
ثانیاً، با وجود ۲۷ نهاد فرهنگی که مأموریت حل مسائل فرهنگی را دارند، هنوز این دو مشکل اساسی پابرجاست و از عهده آنها خارج شده است.
ثالثاً، جای تأسف دارد که بسیاری از قانونگذاران، احاطهای بر قوانین ندارند. نه بر بیش از ۱۲هزار قانون عادی اشراف دارند و نه بر ۱۷۷ اصل قانون اساسی. این ناآگاهی سبب میشود دستگاههای اجرایی، با وجود ابزارها و اختیارات متعدد، به درستی هدایت و نظارت نشوند. متأسفانه، بخشی از این ضعف نیز به انتخاب نادرست مردم بازمیگردد؛ وقتی گزینههای اصلح را کنار میگذاریم و صرفاً بر اساس احساسات یا فضای تبلیغاتی به افراد کمتجربه در تقنین و نظارت رأی میدهیم.
در واقع، ضعف فرهنگی در فرآیند انتخاب نمایندگان، که عصاره اراده مردماند، خود یکی از دلایل اصلی عدم حل مشکلات کشور است. اگر مردم، مطابق آیه شریفه «إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِمْ»، ابتدا خود را در انتخاب صحیح تغییر دهند و از روی عقلانیت رأی دهند، آنگاه میتوان از نمایندگان، مطالبهگری مؤثر داشت و مشکلات را به حل نزدیک کرد.
تا زمانی که سایه فرهنگهای نادرست بر سر جامعه سنگینی میکند، راهی برای حل ریشهای مشکلات باز نخواهد شد. باید در پی ایجاد و تثبیت فرهنگ مطالبهگری عالمانه و مسئولانه بود.
به امید روزی که به جای نادیدهگرفتن نخبگان، با حذف “نخالهها” از عرصه مدیریت فرهنگی و اجرایی، جامعه شاهد ریشهکنی بدعتهایی مانند رشوه و فساد در ادارات، مراکز درمانی، نهادهای قضایی، وکلا و دیگر بخشها باشد.
فرهنگ، امری تدریجی است، اما اگر برای آن جدی نباشیم، وارونگی ارزشها و هنجارهای اصیل، آیندهای هولناک برای جامعه رقم خواهد زد.
دیدگاهتان را بنویسید