از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
بر این اصل، عنصر فضا و زمان را که نقش محوری در اندیشه هانری لوفور، متفکر فرانسوی داشت و یکی از منابع تحلیل وی از زندگی روزمره در قرن بیستم بود، را وام گرفتم.
طی دو سه دهه اخیر، پیشرفتهای تکنولوژیک “زمین، فضا و زمانی” تازه برای تعاملات انسانی ایجاد کرده است که نام آن را “فضای مجازی” گذاشتهاند.
در این میدان تازه، رسانههای نوپدیدی که از چارچوب شیوههای سنتی و فراگیر گذشته تبعیت نکردهاند و طرحهای خود را بر مبنای تحولات اخیر طراحی کردهاند، خواهند توانست در میانه رقابتها برای مدیریت افکار عمومی، جایی برای خود دست و پا کنند.
علاوه بر این، اشخاص و جریانهایی که در راستای گسترش آزادیهای اساسی و آگاهسازی انسانها رسالتی بر دوش خود احساس میکنند، به فرصتی بیبدیل برای جلب مخاطبان و علاقمندان دست یافتهاند و میتوانند در میان همهمهها و صدای طبل و دهلهای نظامهای سرمایهسالار سخنی نو برآورند و صدای خود را به گوش مخاطب برسانند.
نکته دیگر اینکه معالاسف رسانههایی که در استان آذربایجان شرقی فعالند، در مناطق دیگر کشور دیده نمیشوند و به جز مواردی استثنایی اهمیت در خوری نیافتهاند و اغلب به رقابت در سطح محلی بسنده کردهاند. بنابراین فرهنگ اصیل آذربایجان و تبریز، به مثابه یکی از ارکان مهم فرهنگ ایرانی، و در قواره تاریخی آن در سطح کلان امکان بروز و ظهور پیدا نکرده و این امر موجب رکود و رخوتی میشود که تبعات آن دامنگیر نسلهای بعدی نیز خواهد شد.
در آخر اینکه هر رسانهای برای بقا و پیشرفت، بایستی ضمن شناخت قواعد و اسلوب جدید، هم با رسانههای دیگر همرده ارتباط مثمر ثمری داشته باشد و هم چراغی نو در فضای بیکران مجازی بیفروزد.
دیدگاهتان را بنویسید