از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، بررسی گزارشهای منتشرشده از سوی برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد، سازمان جهانی بهداشت و رصدخانه محیطزیست و درگیریها نشان میدهد درگیریهای نظامی معاصر دیگر صرفاً نبرد میان ارتشها نیستند، بلکه به تهدیدی مستقیم برای منابع حیاتی بشر تبدیل شدهاند. بر اساس ارزیابیهای سازمان ملل، حدود ۴۰ درصد جنگهای داخلی جهان طی شش دهه گذشته با منابع طبیعی ارتباط مستقیم داشتهاند و بیش از ۶۰ درصد اکوسیستمهای آسیبدیده در مناطق جنگی، حتی سالها پس از پایان درگیریها به وضعیت عادی بازنگشتهاند.
یکی از مهمترین ابعاد این مسئله، هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی است. تجربه جنگهای عراق، سوریه، اوکراین و غزه نشان داده پالایشگاهها، انبارهای سوخت، خطوط انتقال انرژی و تأسیسات صنعتی به اهداف راهبردی تبدیل شدهاند. اما تخریب این مراکز تنها یک خسارت اقتصادی نیست؛ بلکه آزاد شدن حجم عظیمی از آلایندهها را به همراه دارد که میتواند میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
در جریان حملات اخیر به برخی تأسیسات نفتی اطراف تهران نیز نگرانیهای مشابهی مطرح شد. برآوردها نشان میدهد پالایشگاه تهران به تنهایی ظرفیتی نزدیک به ۲۲۵ هزار بشکه فرآورش نفت در روز دارد و هرگونه آتشسوزی گسترده در چنین مجموعههایی میتواند حجم عظیمی از ذرات معلق، هیدروکربنهای سمی، ترکیبات گوگردی و اکسیدهای نیتروژن را وارد جو کند.
اینگر اندرسن، مدیر اجرایی برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد، در یکی از مهمترین هشدارهای این نهاد تأکید کرده است: «محیطزیست اغلب قربانی خاموش جنگهاست و خسارتهای زیستمحیطی میتواند دههها پس از پایان درگیریها بر سلامت انسانها و توسعه جوامع اثر بگذارد.»
این هشدار تنها یک نگرانی نظری نیست. تجربه عراق نمونه روشنی از پیامدهای زیستمحیطی جنگ است. در سال ۲۰۱۶ و در جریان نبرد با داعش، آتشسوزی ۱۹ حلقه چاه نفت در میدان نفتی قیاره باعث شد میلیونها تن آلاینده وارد هوا شود. گزارشهای سازمان ملل نشان داد غلظت ذرات معلق در برخی مناطق چندین برابر استانداردهای جهانی افزایش یافته بود و هزاران نفر با مشکلات تنفسی و چشمی مواجه شدند. دود ناشی از این آتشسوزیها تا هفتهها آسمان منطقه را پوشاند و نفت خام به سمت منابع آبی و زمینهای کشاورزی نفوذ کرد.
در سوریه نیز شرایط مشابهی رخ داد. گزارشهای رصدخانه محیطزیست و درگیریها نشان میدهد تخریب پالایشگاهها، فعالیت پالایشگاههای غیررسمی و فروپاشی زیرساختهای خدماتی موجب آلودگی گسترده خاک و آب شد. امروز بیش از ۷۰ درصد فاضلاب سوریه بدون تصفیه وارد محیطزیست میشود و بسیاری از منابع آبی این کشور همچنان با آثار جنگ درگیر هستند.
یکی دیگر از مهمترین نگرانیها، آلودگی منابع آب است. بر اساس ارزیابی برنامه محیطزیست سازمان ملل، هر لیتر سوخت نفتی میتواند هزاران لیتر آب را آلوده کند. زمانی که مواد نفتی، فلزات سنگین و ترکیبات شیمیایی وارد خاک میشوند، به تدریج به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ میکنند و آثار آن ممکن است سالها بعد آشکار شود. این مسئله برای کشورهایی که با تنش آبی روبهرو هستند، اهمیت دوچندان دارد.
در مورد ایران، این نگرانی از آن جهت جدیتر است که کشور پیش از جنگ نیز با بحران آب مواجه بود. آمارهای رسمی وزارت نیرو نشان میدهد بیش از ۸۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر کشور مصرف میشود؛ در حالی که استاندارد جهانی برای ورود به محدوده بحران حدود ۴۰ درصد است. بسیاری از دشتهای کشور نیز با افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و فرونشست زمین مواجهاند. در چنین شرایطی، هرگونه آلودگی جدید میتواند فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد کند.
تدروس آدهانوم گبریسوس، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت، در یکی از گزارشهای مرتبط با مناطق جنگی تأکید کرده است: «تخریب زیرساختهای حیاتی و آلودگی محیطزیست در مناطق درگیر جنگ، تهدیدی مستقیم برای سلامت عمومی است و آثار آن بسیار فراتر از دوره درگیری باقی میماند.»
این مسئله تنها به سلامت تنفسی محدود نمیشود. تحقیقات سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد قرار گرفتن طولانیمدت در معرض آلایندههای ناشی از سوختهای فسیلی و مواد شیمیایی حاصل از انفجارها میتواند خطر بیماریهای قلبی، ریوی، سرطانها، اختلالات عصبی و مشکلات پوستی را افزایش دهد. برخی مطالعات انجامشده در عراق پس از جنگ نیز افزایش موارد برخی سرطانها و بیماریهای مزمن را در مناطق آلوده گزارش کردهاند.
از منظر اقتصادی نیز هزینههای زیستمحیطی جنگ بسیار سنگین است. بانک جهانی برآورد کرده است که خسارتهای محیطزیستی و زیرساختی ناشی از جنگ اوکراین به صدها میلیارد دلار رسیده است. بخش قابل توجهی از این هزینهها نه به بازسازی ساختمانها، بلکه به پاکسازی خاک، آب، جنگلها و اکوسیستمهای آسیبدیده مربوط میشود. در بسیاری از موارد، پاکسازی کامل مناطق آلوده ممکن است دههها زمان ببرد.
اما شاید مهمترین نکته این باشد که آثار محیطزیستی جنگ معمولاً پس از پایان درگیریها نیز ادامه پیدا میکند. در حالی که بازسازی ساختمانها و جادهها قابل مشاهده است، بازسازی منابع آب، خاک و اکوسیستمها فرآیندی طولانی و پرهزینه محسوب میشود. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند مفهوم «پساجنگ» در حوزه محیطزیست چندان دقیق نیست؛ زیرا جنگ در قالب آلودگی، بیماری و تخریب منابع طبیعی سالها پس از خاموش شدن سلاحها ادامه پیدا میکند.
در ایران نیز این مسئله اهمیت ویژهای دارد. کشوری که همزمان با بحران آب، فرونشست زمین، گردوغبار، کاهش پوشش گیاهی و تغییرات اقلیمی مواجه است، توان تحمل شوکهای جدید زیستمحیطی را کمتر از گذشته دارد. به همین دلیل ارزیابی خسارتهای محیطزیستی ناشی از درگیریها نباید به حاشیه رانده شود. تجربه کشورهای مختلف نشان داده هرچه شناسایی و پاکسازی آلودگیها سریعتر انجام شود، هزینههای انسانی و اقتصادی آینده کاهش خواهد یافت.
واقعیت این است که جنگ تنها جان انسانها را تهدید نمیکند؛ بلکه زیرساختهای حیاتی حیات را نیز هدف قرار میدهد. هوا، آب و خاک حافظه دارند. آلایندههایی که امروز در نتیجه یک حمله نظامی وارد محیطزیست میشوند، ممکن است سالها بعد در قالب بیماری، کاهش بهرهوری کشاورزی، بحران آب یا هزینههای درمانی خود را نشان دهند. از این منظر، حفاظت از محیطزیست در دوران جنگ تنها یک دغدغه زیباشناختی یا طبیعی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی، سلامت عمومی و آینده اقتصادی کشورها محسوب میشود.
شاید مهمترین درس تجربههای عراق، سوریه، اوکراین و دیگر مناطق جنگی همین باشد؛ اینکه پایان درگیری لزوماً به معنای پایان خسارت نیست. گاهی مخربترین پیامدهای جنگ، زمانی آشکار میشوند که دیگر صدای انفجارها شنیده نمیشود، اما آلودگی همچنان در آب، خاک و بدن انسانها باقی مانده است.
دیدگاهتان را بنویسید