از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به بیانیه مشترک آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس، این موضعگیری را «مداخلهجویانه، غیرمسئولانه و تحریکآمیز» توصیف کرد و تأکید داشت حضور نظامی آمریکا در منطقه طی دهههای گذشته نه تنها به امنیت کمکی نکرده، بلکه یکی از عوامل اصلی افزایش بیثباتی، رقابتهای نظامی و تشدید بحرانها بوده است.
این واکنش در شرایطی مطرح میشود که آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری در بیانیه خود، علاوه بر استقبال از تفاهم اخیر تهران و واشنگتن، خواستار دستیابی به توافقی دائمی درباره برنامه هستهای ایران شده و همزمان موضوعاتی مانند برنامه موشکهای بالستیک، پهپادها و سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی را نیز وارد دستور کار کردهاند.
همین مسئله، یکی از مهمترین نقاط اختلاف دو طرف محسوب میشود. جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که مذاکرات با آمریکا صرفاً در چارچوب موضوعات توافقشده انجام میشود و توان دفاعی و موشکی کشور که بخشی از سیاست بازدارندگی ملی است، موضوع مذاکره نخواهد بود.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، پیشتر در تشریح سیاست منطقهای کشور تأکید کرده بود: «امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نیروهای خارجی نهتنها امنیتآفرین نبوده، بلکه خود منشأ بسیاری از بحرانها و بیثباتیهای منطقه است.»
این موضع، در واقع مبنای اصلی پاسخ اخیر وزارت امور خارجه به بیانیه واشنگتن و شورای همکاری به شمار میرود.
در همین چارچوب، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز تصریح کرده است: «جمهوری اسلامی ایران همواره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز را بخشی از مسئولیت خود دانسته و هرگونه اقدام باید در چارچوب حقوق بینالملل و احترام به حاکمیت کشورهای منطقه انجام شود.»
این دو موضع نشان میدهد تهران میان «امنیت کشتیرانی» و «حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای» تفاوت اساسی قائل است و معتقد است امنیت پایدار تنها از مسیر همکاری کشورهای ساحلی حاصل خواهد شد.
یکی از مهمترین محورهای بیانیه اخیر، تنگه هرمز است. وزارت امور خارجه ایران بار دیگر تأکید کرده مدیریت این آبراه باید با مشارکت عمان و در چارچوب تفاهمهای انجامشده میان تهران و واشنگتن دنبال شود.
این موضوع صرفاً یک بحث سیاسی نیست؛ بلکه ریشه در واقعیتهای جغرافیایی و حقوقی منطقه دارد. ایران و عمان دو کشور ساحلی تنگه هرمز هستند و بخش عمده مسیر عبور کشتیها در آبهای سرزمینی این دو کشور قرار دارد. از همین رو، تهران معتقد است هرگونه سازوکار امنیتی درباره این آبراه بدون مشارکت مستقیم کشورهای ساحلی، فاقد کارایی عملی خواهد بود.
از منظر اقتصادی نیز اهمیت تنگه هرمز غیرقابل انکار است. بر اساس آمارهای بینالمللی، روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور میکند که حدود یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان را شامل میشود. همچنین نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز از همین مسیر انجام میشود. به همین دلیل هرگونه تنش در هرمز، تنها یک مسئله منطقهای نیست و میتواند مستقیماً بر قیمت جهانی انرژی، هزینه بیمه کشتیها، حملونقل دریایی و حتی نرخ تورم در اقتصادهای بزرگ جهان اثر بگذارد.
با این حال، اختلاف اصلی بر سر اصل آزادی کشتیرانی نیست. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که امنیت عبور و مرور کشتیهای تجاری را بخشی از مسئولیت خود میداند. اختلاف اصلی بر سر نحوه تأمین این امنیت است. آمریکا همچنان بر استمرار حضور نظامی خود و ائتلافهای امنیتی فرامنطقهای تأکید دارد، اما تهران این حضور را یکی از عوامل افزایش بیثباتی در خلیج فارس میداند.
این اختلاف دیدگاه، سابقهای طولانی دارد.
طی چهار دهه گذشته، حضور ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، افزایش پایگاههای نظامی در منطقه و استقرار تجهیزات نظامی پیشرفته، همواره از سوی واشنگتن به عنوان عاملی برای حفظ امنیت معرفی شده است؛ اما جمهوری اسلامی ایران و برخی تحلیلگران منطقهای معتقدند افزایش حضور نظامی خارجی، رقابت تسلیحاتی و احتمال درگیریهای ناخواسته را نیز افزایش داده است.
از سوی دیگر، ورود شورای همکاری خلیج فارس به این پرونده نیز قابل توجه است. بسیاری از اعضای این شورا طی سالهای اخیر تلاش کردهاند همزمان روابط خود را با آمریکا حفظ کنند و در عین حال مسیر گفتوگو با تهران را نیز باز نگه دارند. به همین دلیل، همراهی با بیانیه اخیر واشنگتن را میتوان تلاشی برای حفظ موازنه میان این دو مسیر ارزیابی کرد.
اما در بخش دیگری از بیانیه، موضوع برنامه موشکی و پهپادی ایران نیز مطرح شده است. این مسئله در حالی بار دیگر از سوی آمریکا و متحدانش مطرح میشود که مقامهای ایرانی بارها اعلام کردهاند توان دفاعی کشور محصول تجربه سالهای جنگ تحمیلی، تهدیدهای امنیتی و تحولات منطقه است و تا زمانی که تهدیدها ادامه داشته باشد، این توان نیز حفظ خواهد شد.
بسیاری از کارشناسان روابط بینالملل معتقدند طرح همزمان موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای، بخشی از تلاش واشنگتن برای افزایش اهرم فشار در مذاکرات است. در مقابل، تهران نیز تلاش میکند مذاکرات را در همان چارچوب اولیه حفظ کند و از گسترش دامنه مطالبات جلوگیری کند.
پرونده عمان نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد. عمان طی دهههای گذشته نقش میانجی قابل اعتماد میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده و اکنون نیز تأکید ایران بر مشارکت این کشور در مدیریت تنگه هرمز، نشاندهنده اعتماد متقابل و نقشآفرینی مسقط در کاهش تنشهای منطقهای است.
از منظر حقوق بینالملل نیز، تنگه هرمز یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی است که عبور کشتیها در آن بر اساس قواعد مشخص حقوق دریاها انجام میشود. با این حال، این قواعد در کنار حقوق و مسئولیتهای کشورهای ساحلی تعریف شدهاند و هیچ سازوکار پایداری بدون مشارکت این کشورها قابلیت اجرا نخواهد داشت.
همزمان، برخی تحلیلگران معتقدند بیانیه اخیر آمریکا و شورای همکاری را باید در چارچوب مذاکرات جاری نیز ارزیابی کرد. در شرایطی که گفتوگوهای تهران و واشنگتن وارد مرحلهای حساس شده، طرح مطالبات جدید میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای افزایش قدرت چانهزنی در مراحل بعدی مذاکرات باشد. در مقابل، واکنش سریع و صریح وزارت امور خارجه ایران نیز نشان میدهد تهران قصد ندارد اجازه دهد چارچوب تفاهمهای اولیه تغییر کند یا موضوعات جدیدی به مذاکرات تحمیل شود.
واقعیت آن است که امروز پرونده هرمز دیگر صرفاً یک مسئله دریایی نیست. این آبراه به نقطه تلاقی منافع انرژی، امنیت، اقتصاد و دیپلماسی تبدیل شده است. هر تصمیم درباره آن، نه تنها بر روابط ایران و آمریکا، بلکه بر معادلات کل خلیج فارس، بازار جهانی انرژی و امنیت تجارت بینالمللی اثر خواهد گذاشت.
در نهایت، واکنش وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را باید بخشی از تلاش تهران برای تثبیت دو اصل اساسی دانست؛ نخست اینکه امنیت خلیج فارس باید با مشارکت کشورهای منطقه و بدون مداخله بازیگران فرامنطقهای تأمین شود و دوم اینکه مذاکرات جاری نباید به بستری برای طرح مطالبات فراتر از توافقهای اولیه تبدیل شود. آینده این روند، بیش از هر چیز به میزان پایبندی طرفها به تفاهمهای موجود، احترام به خطوط قرمز یکدیگر و توانایی مدیریت اختلافات در چارچوب دیپلماسی بستگی خواهد داشت؛ مسیری که میتواند هم به کاهش تنش و هم، در صورت افزایش فشارهای سیاسی، به دور تازهای از رقابتهای ژئوپلیتیکی در یکی از حساسترین مناطق جهان منجر شود.
دیدگاهتان را بنویسید