چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران ـ آذربایجان آنلاین ـ در شرایطی که تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهم‌ترین محورهای مناقشات امنیتی و سیاسی منطقه تبدیل شده، مجلس شورای اسلامی طرحی را در دستور کار قرار داده که می‌تواند جایگاه حقوقی و اجرایی ایران در این آبراه راهبردی را وارد مرحله‌ای جدید کند. طرح مدیریت تنگه هرمز که از سوی نمایندگان مجلس مطرح شده، تنها یک ابتکار تقنینی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف نقش ایران در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان به شمار می‌رود.
نبض انرژی جهان در دست هرمز؛ مجلس به دنبال تغییر قواعد بازی

به گزارش آذربایجان آنلاین، علی بابایی کارنامی از ارائه طرحی برای مدیریت تنگه هرمز خبر داده و اعلام کرده است که این طرح با هدف تقویت حاکمیت ایران در ابعاد اقتصادی، امنیتی و اجرایی تدوین شده است. به گفته او، در صورت تصویب نهایی، چارچوب حقوقی جدیدی برای نحوه تردد دریایی، فعالیت‌های اقتصادی و ملاحظات امنیتی در هرمز ایجاد خواهد شد.

بابایی کارنامی تأکید کرده است:

«هدف اصلی این طرح افزایش نقش و اختیارات جمهوری اسلامی ایران در اداره این گذرگاه راهبردی است.»

این اظهارات در زمانی مطرح می‌شود که تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری به مرکز توجه بازیگران بین‌المللی تبدیل شده است. از یک سو آمریکا و برخی کشورهای غربی بر آزادی کشتیرانی در این منطقه تأکید می‌کنند و از سوی دیگر ایران معتقد است امنیت هرمز بدون نقش‌آفرینی مستقیم تهران امکان‌پذیر نیست.

اهمیت هرمز تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. این آبراه باریک در عمل مهم‌ترین شاهراه انرژی جهان محسوب می‌شود. بر اساس آمارهای بین‌المللی، در شرایط عادی روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع جهان از این مسیر عبور می‌کند. این رقم معادل نزدیک به یک‌پنجم مصرف نفت جهان است. به همین دلیل هرگونه تغییر در وضعیت هرمز می‌تواند مستقیماً بر بازارهای انرژی، قیمت نفت و حتی اقتصاد جهانی اثر بگذارد.

اما اهمیت طرح جدید مجلس را باید فراتر از اعداد و آمار اقتصادی تحلیل کرد.

واقعیت این است که طی دهه‌های گذشته، ایران با وجود برخورداری از طولانی‌ترین خط ساحلی در شمال تنگه هرمز، همواره با چالش‌هایی در زمینه تثبیت نقش اجرایی و حقوقی خود در مدیریت این گذرگاه روبه‌رو بوده است. اکنون به نظر می‌رسد طراحان این طرح به دنبال آن هستند که این خلأ را از طریق قانون‌گذاری داخلی تا حدی برطرف کنند.

نکته مهم آن است که موضوع مدیریت هرمز در ماه‌های اخیر از سطح یک بحث صرفاً دریایی فراتر رفته و به مسئله‌ای امنیتی، اقتصادی و حتی سیاسی تبدیل شده است. دونالد ترامپ نیز اخیراً اعلام کرده بود:

«باز ماندن تنگه هرمز باید یکی از محورهای اصلی هرگونه توافق احتمالی با ایران باشد.»

همین جمله به خوبی نشان می‌دهد که هرمز دیگر تنها یک مسیر عبور نفت نیست؛ بلکه به بخشی از معادلات مذاکراتی و راهبردی میان ایران و قدرت‌های جهانی تبدیل شده است.

از نگاه بسیاری از کارشناسان ایرانی، یکی از نقاط قوت این طرح می‌تواند ایجاد یک ساختار منسجم برای مدیریت همزمان ابعاد اقتصادی، امنیتی و زیست‌محیطی هرمز باشد. در حال حاضر دستگاه‌های مختلفی در این منطقه دارای مسئولیت هستند و نبود یک چارچوب جامع، در برخی موارد موجب همپوشانی یا پراکندگی تصمیمات می‌شود.

در همین چارچوب برخی نمایندگان مجلس پیش‌تر نیز بر ضرورت تدوین یک قانون جامع برای مدیریت هرمز تأکید کرده بودند. آنها معتقدند همان‌گونه که بسیاری از کشورهای جهان برای آبراه‌های راهبردی خود قوانین ویژه دارند، ایران نیز باید متناسب با جایگاه هرمز سازوکار حقوقی و اجرایی مشخصی تعریف کند.

از منظر ژئوپلیتیکی، این طرح را می‌توان بخشی از تلاش ایران برای تبدیل قدرت جغرافیایی به قدرت حقوقی دانست. ایران سال‌هاست بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان اشراف دارد، اما اکنون به دنبال آن است که این موقعیت راهبردی را در قالب قوانین و ساختارهای رسمی نیز تثبیت کند.

برخی تحلیلگران معتقدند تصویب چنین طرحی می‌تواند دست ایران را در مذاکرات و تعاملات منطقه‌ای نیز تقویت کند. زیرا هرچه چارچوب‌های قانونی داخلی درباره هرمز شفاف‌تر و منسجم‌تر باشد، امکان دفاع از مواضع ایران در مجامع بین‌المللی نیز افزایش خواهد یافت.

در مقابل، منتقدان غربی احتمالاً این طرح را تلاشی برای افزایش کنترل ایران بر تردد دریایی تفسیر خواهند کرد. اما واقعیت این است که از نگاه تهران، امنیت هرمز همواره توسط کشورهای منطقه تأمین شده و حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای نه‌تنها امنیت پایدار ایجاد نکرده بلکه در بسیاری موارد موجب افزایش تنش‌ها شده است.

تحلیل مهم‌تر آن است که این طرح در شرایطی مطرح می‌شود که تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی راهبردی ایران تبدیل شده است.

در سال‌های اخیر هرگاه تنش‌ها میان ایران و آمریکا افزایش یافته، نام هرمز نیز به عنوان یکی از محورهای اصلی معادلات منطقه مطرح شده است. به همین دلیل قانون‌مند شدن نحوه مدیریت این گذرگاه می‌تواند آثار بلندمدتی بر توازن قدرت در منطقه داشته باشد.

در نهایت، طرح مدیریت تنگه هرمز را نباید صرفاً یک اقدام پارلمانی تلقی کرد. این طرح در واقع تلاشی برای تعریف جایگاه ایران در مهم‌ترین شاهراه انرژی جهان است؛ شاهراهی که نه‌تنها برای اقتصاد ایران، بلکه برای امنیت انرژی آسیا، اروپا و بخش مهمی از جهان اهمیت حیاتی دارد. اگر این طرح به تصویب نهایی برسد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین اقدامات تقنینی سال‌های اخیر در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد راهبردی کشور محسوب شود؛ اقدامی که هدف اصلی آن، تبدیل ظرفیت ژئوپلیتیکی هرمز به یک مزیت پایدار برای جمهوری اسلامی ایران است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *