از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
این خبر امیدوارکننده است و هر اقدام مؤثری که طی دو سال اخیر برای بهبود وضعیت دریاچه انجام شده، باید منصفانه دیده و بیان شود. اما درست همینجا یک پرسش مهمتر مطرح میشود:
این آب دقیقاً از کجا آمده است؟
چه سهمی حاصل بارندگی بوده؟ چه میزان از سدها رهاسازی شده؟ چه مقدار از انتقال آب بینحوضهای و تونل کانیسیب تأمین شده؟ چه میزان پساب تصفیهشده واقعاً به پیکره دریاچه رسیده و سهم کاهش یا مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی چقدر بوده است؟
بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان منابع آب، مجموع ورودی آب به دریاچه در سال آبی جاری از ۴.۵ میلیارد مترمکعب عبور کرده است؛ عددی بسیار مهم که حتی بالاتر از حقابه تعیینشده برای دریاچه اعلام شده است.
اما مردم حق دارند جزئیات این عدد ۴.۵ میلیارد مترمکعبی را بدانند.
مسئله امروز دریاچه ارومیه فقط «آب» نیست؛ شفافیت اطلاعات هم هست.
سالهاست درباره انتقال آب، رهاسازی سدها، اصلاح الگوی کشت، کاهش مصرف آب کشاورزی، انسداد چاههای غیرمجاز، انتقال پساب تصفیهشده تبریز و ارومیه و دهها طرح دیگر سخن گفته میشود. برای بسیاری از این پروژهها نیز منابع قابلتوجهی هزینه شده است.
اکنون زمان آن رسیده است که از مرحله اعلام کلیات عبور کنیم.
برای مثال درباره پساب تصفیهخانه تبریز یک سؤال بسیار ساده وجود دارد: ظرفیت اسمی و وعدههای پروژه را کنار بگذاریم؛ در سال آبی گذشته دقیقاً چند میلیون مترمکعب پساب تصفیهشده از تبریز عملاً به پیکره دریاچه ارومیه رسیده است؟
این سؤال درباره کانیسیب، سد بوکان، مهاباد و سایر منابع تأمین حقابه نیز وجود دارد.
شفافیت یعنی مردم بدانند از ابتدای سال آبی تا امروز، سد به سد، رودخانه به رودخانه و پروژه به پروژه، چند مترمکعب آب به دریاچه رسیده است.
از سوی دیگر، نباید بهبود چشمگیر امسال ما را گرفتار یک خطای خطرناک کند.
دریاچه هنوز با شرایط اکولوژیک مطلوب فاصله زیادی دارد. تراز اکولوژیک دریاچه حدود ۱۲۷۴.۱۰ متر اعلام شده، در حالی که تراز کنونی حدود ۱۲۷۰.۶۳ متر است. بنابراین با وجود تحول امیدوارکننده امسال، هنوز بیش از سه متر اختلاف تراز وجود دارد.
همین واقعیت یک پیام مهم دارد:
یک سال خوب، مساوی با احیای دریاچه ارومیه نیست.
بارندگی میتواند یک سال فراوان و سال دیگر کم باشد. تبخیر همچنان بخش عظیمی از آب دریاچه را میبلعد. تغییر اقلیم ادامه دارد و فشار بر منابع آب حوضه همچنان بالاست. بنابراین احیای پایدار زمانی اتفاق میافتد که در کنار لطف طبیعت، مدیریت مصرف آب نیز اصلاح شود.
دریاچه ارومیه را نمیتوان فقط با انتقال آب نجات داد؛ همانگونه که نمیتوان کشاورزی و معیشت هزاران خانوار منطقه را نیز نادیده گرفت.
راهحل، جنگ میان کشاورزی و محیطزیست نیست؛ راهحل، افزایش بهرهوری آب، اصلاح تدریجی الگوی کشت، توسعه فناوری، مدیریت آبهای زیرزمینی و ایجاد تعادل واقعی میان تولید و ظرفیت اکولوژیک حوضه است.
و در کنار همه این اقدامات، یک حلقه مفقوده همچنان باقی است: اطلاعرسانی منظم و شفاف.
چرا دریاچه ارومیه نباید یک «داشبورد عمومی» داشته باشد؟
داشبوردی که مردم، دانشگاهیان، کشاورزان، خبرنگاران و پژوهشگران بتوانند هر هفته در آن ببینند:
تراز دریاچه چقدر است؟ حجم و مساحت آن چقدر است؟ از ابتدای سال آبی چه مقدار بارندگی در حوضه ثبت شده و نسبت آن با متوسط بلندمدت چقدر است؟ ورودی رودخانهها چه میزان بوده؟ از هر سد چه مقدار حقابه رها شده؟ کانیسیب چه مقدار آب منتقل کرده؟ تصفیهخانههای تبریز و ارومیه چه میزان پساب واقعاً به دریاچه رساندهاند؟ و چه مقدار از حقابه محیطزیستی محقق شده است؟
این اطلاعات محرمانه نیست.
دریاچه ارومیه متعلق به مردم است و مردم آذربایجان بیش از هرکس دیگری پیامدهای خشکشدن یا احیای آن را لمس خواهند کرد.
خشکشدن دریاچه فقط عقبنشینی آب نیست. مسئله میتواند با گردوغبار نمکی، خاک و کشاورزی، منابع آب، اقتصاد محلی، مهاجرت و در نهایت کیفیت زندگی میلیونها نفر در شمالغرب کشور پیوند بخورد.
بنابراین سرنوشت دریاچه را نمیتوان با انتشار پراکنده چند عدد در طول سال مدیریت رسانهای کرد.
اطلاعرسانی قطرهچکانی درباره دریاچهای که سرنوشت یک منطقه به آن گره خورده، دیگر کافی نیست.
اگر اقدامات دو سال اخیر موفق بوده است، اتفاقاً بهترین راه دفاع از این عملکرد، انتشار شفاف اعداد است. بگذارید مردم ببینند چه کاری انجام شده، چه میزان هزینه شده، کدام پروژه نتیجه داده، کدام پروژه عقب مانده و برای سال آینده چه برنامهای وجود دارد.
امروز وضعیت دریاچه نسبت به سال گذشته امیدوارکنندهتر است؛ این واقعیت را باید گفت. همانطور که فاصله جدی آن با شرایط پایدار و تراز اکولوژیک را نیز باید گفت.
نه باید مردم را با تصویر آخرالزمانی دائماً ناامید کرد و نه با چند ماه افزایش آب، پرونده احیای دریاچه را بسته تلقی کرد.
دریاچه ارومیه به همان اندازه که به آب نیاز دارد، به مدیریت علمی، استمرار سیاستها و اعتماد عمومی نیازمند است.
و اعتماد عمومی از یک اصل ساده آغاز میشود:
مردم را محرم بدانیم.
به مردم بگوییم چه مقدار باران باریده است؛
چه مقدار آب رهاسازی کردهایم؛
چه مقدار آب منتقل کردهایم؛
چه مقدار پساب به دریاچه رساندهایم؛
چه میزان آب در کشاورزی صرفهجویی کردهایم؛
و مهمتر از همه، تا احیای پایدار دریاچه دقیقاً چقدر راه باقی مانده است.
دریاچه ارومیه فقط یک دریاچه نیست؛ صورتحساب چند دهه تصمیمگیری ما درباره آب، کشاورزی، توسعه و محیطزیست است.
این صورتحساب باید شفاف باشد.
دریاچه را با آب احیا کنیم و اعتماد مردم را با حقیقت.
دیدگاهتان را بنویسید