اینستاگرام؛ دادگاهی که شبانهروز در آن محاکمه و شکنجه میشوید
برخط یا آنلاین؛ کاربران در سرگردانی پیامرسانهای داخلی و خارجی
به گزارش آذربایجان آنلاین، گزارشهای منتشرشده در نیویورک پست و واشنگتن پست نشان میدهد مذاکرات میان ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری به مرحله تصمیمگیری نزدیک شده است، اما برخلاف آنچه در ظاهر دیده میشود، چالش اصلی نه بر سر چند میلیارد دلار پول و نه حتی چند صد کیلوگرم اورانیوم است؛ بلکه بر سر مسئلهای عمیقتر به نام «اعتماد» جریان دارد.
اعتمادی که طی دو دهه گذشته بارها قربانی تحریمها، فشارهای سیاسی، خروج یکجانبه آمریکا از توافقات و عدم اجرای کامل تعهدات شده است.
در همین چارچوب، منابع آمریکایی مدعی شدهاند که نحوه آزادسازی شش میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در قطر، به یکی از آخرین موانع دستیابی به تفاهم اولیه تبدیل شده است.
بر اساس این گزارشها، واشنگتن تلاش میکند آزادسازی این منابع را به صورت مرحلهای و مشروط انجام دهد؛ موضوعی که از نگاه تهران صرفاً یک بحث مالی نیست، بلکه آزمونی برای سنجش میزان جدیت آمریکا در اجرای تعهداتش محسوب میشود.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران پیش از این نیز بارها با تجربههای مشابه روبهرو شده است.
از پرونده داراییهای مسدودشده در کره جنوبی گرفته تا منابع مالی ایران در کشورهای مختلف، همواره فاصله قابل توجهی میان وعدههای سیاسی و اجرای واقعی تعهدات وجود داشته است.
به همین دلیل، بخش مهمی از تیم مذاکرهکننده ایران معتقد است توافقی که فاقد ضمانت اجرایی باشد، نمیتواند منافع واقعی کشور را تأمین کند.
عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز پیشتر تأکید کرده بود:
«تجربههای گذشته نشان داده است که هر توافقی باید دارای ضمانت اجرایی و امکان راستیآزمایی باشد.»
این موضع در واقع خلاصه راهبرد فعلی تهران در مذاکرات است؛ راهبردی که بر اساس آن، نتیجه عملی توافق مهمتر از متن توافق تلقی میشود.
در سوی دیگر، آمریکا تلاش میکند موضوع آزادسازی منابع مالی را با پرونده هستهای ایران گره بزند.
واشنگتن پست گزارش داده است که نحوه مدیریت حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران همچنان مهمترین موضوع حلنشده در مذاکرات محسوب میشود.
این در حالی است که از نگاه تهران، برنامه هستهای جمهوری اسلامی همواره در چارچوب حقوق شناختهشده بینالمللی و تحت نظارتهای گسترده آژانس بینالمللی انرژی اتمی دنبال شده و ایران بارها اعلام کرده است که به دنبال سلاح هستهای نیست.
با این حال، دولت آمریکا همچنان تلاش میکند این موضوع را به عنوان اهرم فشار در مذاکرات حفظ کند.
دونالد ترامپ نیز در تازهترین اظهارات خود اعلام کرده است:
«تا اطلاع ثانوی هیچ پولی مبادله نخواهد شد.»
این سخنان نشان میدهد واشنگتن همچنان قصد دارد از ابزار مالی برای کسب امتیاز در سایر حوزهها استفاده کند.
اما نکته مهم اینجاست که شرایط امروز با سالهای گذشته تفاوت دارد.
ایران وارد مذاکراتی نشده که از موضع ضعف باشد.
برخلاف برخی محاسبات اولیه در واشنگتن، جنگ ماههای گذشته نتوانست اهداف اعلامی آمریکا را به طور کامل محقق کند.
گزارشهای رسانههای غربی از جمله سیانان نشان میدهد بخش قابل توجهی از زیرساختهای موشکی و دفاعی ایران در حال بازسازی است و بسیاری از مراکزی که هدف حملات قرار گرفته بودند، بار دیگر به چرخه عملیاتی بازمیگردند.
همزمان، هزینههای جنگ برای آمریکا به آستانه ۱۰۰ میلیارد دلار نزدیک شده و فشارهای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی بر دولت این کشور وارد کرده است.
در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آمریکا نیز به اندازه ایران به موفقیت مذاکرات نیاز دارد.
تیم کین، سناتور آمریکایی، پیشتر هشدار داده بود:
«تصمیمگیری درباره جنگهای طولانیمدت باید با در نظر گرفتن هزینههای واقعی آن انجام شود.»
این موضع تنها بازتاب دیدگاه یک سیاستمدار نیست، بلکه نشانه افزایش نگرانیها در داخل آمریکا نسبت به هزینههای مالی و امنیتی ادامه تنش با ایران است.
از سوی دیگر، موضوع تنگه هرمز نیز به یکی از مهمترین محورهای مذاکرات تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، یکی از بخشهای تفاهم اولیه میتواند به بازگشایی کامل مسیرهای کشتیرانی و تثبیت وضعیت امنیتی این آبراه راهبردی مربوط باشد.
اهمیت این مسئله تنها به ایران و آمریکا محدود نمیشود.
بیش از یکپنجم تجارت نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند بازارهای انرژی، حملونقل دریایی و اقتصاد جهانی را با شوکهای جدی مواجه کند.
به همین دلیل، کشورهای مختلف از چین و هند گرفته تا اروپا و کشورهای عربی منطقه، با دقت روند مذاکرات را دنبال میکنند.
وانگ یی وزیر امور خارجه چین اخیراً در شورای امنیت تأکید کرده بود:
«طرفهای درگیر باید از فرصت موجود برای تثبیت آتشبس و بازگرداندن ثبات استفاده کنند.»
این موضعگیری نشان میدهد جامعه بینالمللی نیز از بازگشت بحران به مرحله درگیری نظامی استقبال نمیکند.
اما شاید مهمترین نکته در مذاکرات فعلی این باشد که برای نخستین بار پس از مدتها، بحث اصلی دیگر بر سر توقف جنگ نیست؛ بلکه بر سر شکل دادن به ترتیبات پس از جنگ است.
این تغییر به خودی خود نشان میدهد که معادلات میدانی و سیاسی طی ماههای گذشته تغییر کرده است.
اکنون نه تهران به دنبال پذیرش تعهدات یکطرفه است و نه واشنگتن میتواند بدون ارائه امتیازهای ملموس، انتظار پیشرفت سریع مذاکرات را داشته باشد.
به همین دلیل، پرونده شش میلیارد دلار دارایی بلوکهشده و ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را باید نماد دو مسئله بزرگتر دانست؛ اعتماد و توازن.
اعتماد به اینکه طرف مقابل به تعهدات خود پایبند خواهد بود و توازن میان حقوق ایران و مطالبات طرف مقابل.
آنچه امروز در مذاکرات جریان دارد، بیش از آنکه یک معامله مالی یا فنی باشد، تلاشی برای تعریف قواعد جدیدی از تعامل میان دو کشوری است که سالها در نقطه تقابل قرار داشتهاند.
به همین دلیل، روزهای پیش رو فقط درباره آزاد شدن چند میلیارد دلار یا تعیین تکلیف چند صد کیلوگرم اورانیوم نیست؛ بلکه درباره این است که آیا واشنگتن حاضر است برای نخستین بار پس از سالها بیاعتمادی، نشانهای عملی از تغییر رفتار خود ارائه دهد یا خیر.
پاسخ این سؤال میتواند نه تنها سرنوشت توافق اولیه، بلکه مسیر آینده روابط ایران و آمریکا و حتی ثبات منطقه را در ماههای آینده مشخص کند.
دیدگاهتان را بنویسید