از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
طبق آخرین آمار رسمی، تورم سالانه تیرماه به ۶۶ درصد و تورم نقطهای به ۸۷.۹ درصد رسیده؛ یعنی هزینه همان سبد کالا و خدمات، ظرف یک سال نزدیک به دو برابر شده است. تورم نقطهای خوراکیها نیز از ۱۲۸ درصد عبور کرده و فشار گرانی بر دهکهای پایین سنگینتر از ثروتمندان بوده است.
آقای رئیسجمهور!
وقتی پایه حداقل مزد کارگر حدود ۱۶.۶ میلیون تومان است و دلار آزاد امروز حوالی ۲۰۰ هزار تومان میچرخد، «افزایش حقوق» روی کاغذ چه معنایی دارد؟ مسئله بخشی از مردم دیگر خرید خانه و خودرو نیست؛ مسئله حذف گوشت، کاهش کیفیت غذا، عقبانداختن درمان و دوام آوردن تا آخر ماه است.
از آنسو، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ فقط ۰.۲ درصد رشد کرده و رشد بدون نفت منفی ۰.۳ درصد بوده است؛ یعنی موتور تولید و درآمد واقعی تقریباً از حرکت ایستاده. تازه در همین هفته، وزیر صمت از «رضایت ۸۲ درصدی» از عملکرد دولت سخن گفته است. اگر چنین عددی واقعاً نماینده افکار عمومی است، یک پرسش ساده باقی میماند: این ۸۲ درصد دقیقاً کجای همین اقتصاد زندگی میکنند؟
مردم از شما معجزه نمیخواهند؛ پاسخ، تصمیم و نتیجه میخواهند. نمیشود تورم به مرز ۹۰ درصد نقطهای برسد، خوراکیها سهرقمی گران شوند و بعد از جامعه خواست با گزارشهای امیدوارکننده آرام بماند.
هفته دولت، هفته تعریف از دولت نیست؛ هفته حسابکشی از دولت است.
اگر «پای کار مردم» هستید، اول پای سفره مردم بایستید؛ صدای کارگری را بشنوید که حقوقش پیش از نیمه ماه تمام میشود، مادری را ببینید که خرید ضروری را از سبدش خط میزند و جوانی را که آیندهاش را هر روز با نرخ ارز اندازه میگیرد.
آقای پزشکیان؛ اقتصاد با شعار ترمیم نمیشود. استخوان معیشت مردم شکسته است. هنوز وقت برای تغییر مسیر هست، اما نه با وعدهای تازه؛ با تصمیمهای سخت، شفاف، فوری و قابل سنجش.
دیدگاهتان را بنویسید