کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، براساس اعلام رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در جریان درگیریهای اخیر، ۱۴۹ اثر و بنای تاریخی در نقاط مختلف کشور دچار آسیب شدهاند. بخشی از این آسیبها ناشی از موج انفجار، بخشی بر اثر لرزشهای شدید، شکستن شیشهها، آسیب به تزئینات، ترک در دیوارها و صدمه به بخشهایی از بناها بوده است. در میان این آثار، نام بناهایی به چشم میخورد که هر کدام بخشی از هویت تاریخی ایران را نمایندگی میکنند؛ از برج آزادی در تهران گرفته تا مجموعه جهانی میدان نقشجهان در اصفهان و شماری از بناهای ارزشمند در استانهای مختلف.
شاید در نگاه نخست، آسیب به یک بنای تاریخی در برابر خسارتهای انسانی جنگ، مسئلهای کوچک به نظر برسد؛ اما تاریخ نشان داده است که جنگها تنها جان انسانها را نمیگیرند، بلکه حافظه ملتها را نیز زخمی میکنند.
هر بنای تاریخی، دفتر خاطراتی است که روی کاغذ نوشته نشده است. آجرهای یک مسجد، ستونهای یک کاخ، کاشیهای یک مدرسه یا سنگفرش یک میدان، روایتگر قرنها زندگی، امید، هنر، شکست و دوباره برخاستن مردم یک سرزمین هستند. وقتی این بناها آسیب میبینند، در حقیقت بخشی از داستان یک ملت نیز آسیب میبیند.
ایران با ثبت ۲۸ اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو و ثبت دهها هزار اثر در فهرست آثار ملی، یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر میراث فرهنگی به شمار میرود. از تختجمشید و چغازنبیل گرفته تا بازار تبریز، باغهای ایرانی، راهآهن سراسری، قناتهای تاریخی و میدان نقشجهان، هر کدام بخشی از هویت تمدنی این سرزمین را شکل دادهاند. اما ارزش این بناها فقط در قدمت یا معماری آنها نیست. آنها حافظه زنده جامعهاند.
کودکی که نخستین بار از زیر طاقهای یک بازار تاریخی عبور میکند، گردشگری که محو تماشای کاشیهای فیروزهای مسجد شیخ لطفالله میشود، سالمندی که هنوز خاطرات جوانیاش را کنار برج آزادی به یاد میآورد، همه به نوعی با این مکانها پیوند عاطفی دارند. این پیوند، چیزی فراتر از گردشگری است؛ نوعی احساس تعلق است.
در تمام جهان، جنگ همواره یکی از بزرگترین تهدیدها برای میراث فرهنگی بوده است. از تخریب آثار تاریخی در سوریه و عراق گرفته تا ویرانی بناهای تاریخی در اوکراین، بارها دیدهایم که میراث فرهنگی نیز قربانی خشونت میشود. به همین دلیل، حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، موضوعی است که در اسناد بینالمللی از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در صورت بروز مخاصمه مسلحانه مورد تأکید قرار گرفته است.
اما فراتر از قوانین، یک حقیقت انسانی وجود دارد؛ ملتها بدون حافظه تاریخی، بخشی از هویت خود را از دست میدهند. شاید بسیاری از این آسیبها قابل مرمت باشند؛ ترکها ترمیم شوند، شیشهها جایگزین شوند و دیوارها دوباره استحکام پیدا کنند. اما آن لحظهای که موج انفجار بر دیوار بنایی چندصدساله نشست، در حافظه جمعی مردم باقی خواهد ماند. تاریخ، سرمایهای نیست که بتوان آن را دوباره ساخت. اگر خانهای ویران شود، میتوان خانهای دیگر بنا کرد؛ اما اگر اثری که قرنها دوام آورده از میان برود، بخشی از گذشته برای همیشه از دست خواهد رفت.
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که بناهای تاریخی هیچ نقشی در آغاز جنگها ندارند، اما همیشه بخشی از هزینه آن را میپردازند. آنها نه سلاحی در دست دارند و نه مرزی را جابهجا میکنند؛ تنها ایستادهاند تا داستان انسان را برای نسلهای بعد روایت کنند. و شاید به همین دلیل است که آسیب دیدن یک اثر تاریخی، فقط یک خبر فرهنگی نیست؛ خبری است درباره زخمی شدن حافظه یک ملت.
در نهایت، مرمت دیوارهای ترکخورده شاید ممکن باشد، اما حفاظت از میراث فرهنگی تنها با مرمت پایان نمییابد. مهمتر از بازسازی آجرها، حفظ این باور است که تاریخ، میراث مشترک همه ماست؛ امانتی که از گذشته به دست ما رسیده و باید سالم به آینده سپرده شود. زیرا ملتها تنها با آنچه امروز میسازند شناخته نمیشوند، بلکه با آنچه از گذشته خود حفظ میکنند نیز هویت مییابند.اگر هدفت انتشار در خبرگزاری است، این یادداشت را میتوان با لحنی عمیقتر و ادبیتر، شبیه سرمقالههای روزنامههای سراسری، نیز بازنویسی کرد تا اثرگذاری احساسی بیشتری داشته باشد.
دیدگاهتان را بنویسید