کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، بخشی از اظهارات علیرضا عباسی، نماینده کرج، فردیس و اشتهارد، بهوضوح نشان میدهد چگونه این سه لایه در یک قاب واحد قرار میگیرند. او در بیانات خود با تأکید بر فضای میدانی گفته است: «امروز دومین هواپیمای اف ۳۵ استکبار جهانی ساقط شد» و همچنین مدعی شده «دشمن تصور میکرد ظرف ۴۸ ساعت کار نظام جمهوری اسلامی را یکسره میکند، اما امروز در موضع ضعف قرار گرفته است».
این نوع بیان، صرفنظر از میزان قابلیت راستیآزمایی، از نظر تحلیلی در چارچوب «روایتسازی قدرت» قابل فهم است؛ یعنی ایجاد این برداشت که موازنه در میدان تغییر کرده و محاسبات طرف مقابل دچار خطا شده است.
اما لایه مهمتر در ادامه همین مواضع شکل میگیرد؛ جایی که عباسی اهداف پیگیریشده را بهصورت صریحتر بیان میکند: «سرنگونی رژیم صهیونیستی، اخراج آمریکا از منطقه، تعیین متجاوز و دریافت غرامت و تعیین حاکمیت ایران بر تنگه هرمز».
اینجا مسئله از سطح روایت جنگی عبور میکند و وارد سطح «تعریف هدف» میشود. بهویژه تأکید بر «حاکمیت ایران بر تنگه هرمز» نشان میدهد این تنگه در نگاه بخشی از مجلس، صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه به یک محور اصلی در معادله فشار تبدیل شده است.
همین نگاه، وقتی با جزئیات طرح مطرحشده درباره هرمز کنار هم قرار میگیرد، معنای دقیقتری پیدا میکند. عباسی در توضیح این طرح گفته است دولت باید «راهنمای ناوبری، بازرسی گذرگاهها و شناورها، رعایت استانداردهای زیستمحیطی، منع عبور یا توقیف شناورهای متخلف و دریافت هزینهها بهصورت ریالی» را دنبال کند.
این بخش، از نظر تحلیلی نقطه کلیدی است. چون نشان میدهد موضوع هرمز از سطح تهدید خارج شده و به سمت «سازوکار اجرایی» حرکت کرده است. تفاوت این دو در این است که تهدید میتواند مقطعی باشد، اما سازوکار، قابل تداوم و مبتنی بر قاعده است. به بیان دیگر، موقعیت جغرافیایی در حال تبدیل شدن به ابزار حکمرانی است.
در لایه سوم، عباسی به ماده ۱۰ پیمان انپیتی استناد کرده و گفته است: «بازنگری عضویت در NPT در دستور کار قرار دارد».
این جمله، بُعد بینالمللی ماجرا را کامل میکند. چون نشان میدهد در کنار ابزار منطقهای مانند هرمز، گزینههای حقوقی در سطح نظام بینالملل نیز بهعنوان بخشی از پاسخ در نظر گرفته شدهاند.
جمعبندی این سه محور، یک تصویر مشخص میسازد:
در میدان → تأکید بر تغییر موازنه
در هرمز → طراحی ابزار اعمال فشار
در انپیتی → باز نگه داشتن اهرم حقوقی
این همزمانی نشان میدهد بخشی از مجلس در حال حرکت به سمت مدلی است که در آن پاسخ به فشار خارجی، نه خطی و محدود، بلکه چندلایه و قابل تغییر در سطوح مختلف تعریف میشود.
دیدگاهتان را بنویسید