کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، اهمیت نشست اسلامآباد فقط در «بینتیجه» ماندن آن نیست؛ اهمیت اصلی در این است که واشنگتن پس از یک دوره جنگ و فشار، ناچار شد در بالاترین سطح سیاسی پای میز گفتوگو بنشیند. گزارشها میگویند این دیدار، نخستین گفتوگوی مستقیم ایران و آمریکا در بیش از یک دهه و مهمترین تماس سطحبالای دو طرف از سال ۱۹۷۹ بود. هیئت آمریکایی با حضور جی.دی. ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر وارد مذاکرات شد و طرف ایرانی را هم محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی، علیاکبر احمدیان و عبدالناصر همتی همراهی میکردند؛ ترکیبی که نشان میدهد تهران این پرونده را فقط سیاسی نمیبیند، بلکه امنیتی، اقتصادی و حقوقی هم میداند.
فضای مذاکرات هم از همان ابتدا سنگین و امنیتی بود. اسلامآباد برای میزبانی این نشست، منطقه قرمز شهر را با لایههای امنیتی گسترده پوشاند و هتل سرِنا، محل اصلی رایزنیها، بهدلیل زیرساخت امنیتی و نزدیکی به نهادهای مهم دولتی انتخاب شد. این سطح از تدابیر نشان میدهد که طرفها هم به حساسیت سیاسی پرونده واقف بودند و هم به شکنندگی نتایج احتمالی آن. در همین فضا، پاکستان دیگر فقط میزبان نبود؛ به یک میانجی فعال بدل شده بود که هم با تهران و هم با واشنگتن ارتباط نگه میداشت و تلاش میکرد بحران از کنترل خارج نشود.
از نگاه تهران، این گفتوگوها ادامه همان جنگ تحمیلی است، فقط با زبان دیپلماسی. حمیدرضا حاجیبابایی، نایبرئیس مجلس، پیشتر صریح گفته بود: «هدف آمریکا از تسلیم ایران است نه توافق» و در موضعی دیگر تأکید کرده بود: «مذاکره بدون اقتدار ملی شکستخورده است.» او همچنین در سخنرانیهای دیگرش، جنگ نرم را «خطرناکترین ابزار دشمن» دانسته و از «بمباران خبری» برای تضعیف ایران سخن گفته است. همین ادبیات، معنای سفر هیئت ایرانی به پاکستان را روشن میکند: تهران خود را تیم مذاکرهگرِ منفعل نمیبیند، بلکه این سفر را بخشی از میدان نبرد نرم و دیپلماتیک میداند؛ میدانی که در آن، عقبنشینی از اصول، مساوی با تثبیت خواستههای طرف مقابل است.
چیزی که این دور از مذاکرات را از دورهای قبلی جدا میکند، این است که ایران فقط روی «توقف جنگ» حرف نزد. گزارشهای تازه نشان میدهد تیم ایرانی بر خواستههای اصلی خود، از جمله تنگه هرمز و انرژی صلحآمیز هستهای، کوتاه نیامده است. تسنیم به نقل از اکسیوس نوشته بود هیئت جمهوری اسلامی بر خواستههای «برحق ایران» درباره هرمز و پرونده هستهای صلحآمیز پافشاری کرده و حاضر نشده از آنها عقبنشینی کند. در همین چارچوب، اسماعیل بقائی هم تأکید کرده بود ایران «مصمم به حفظ انرژی هستهای صلحآمیز» است و این حق را تحت فشار و تهدید واگذار نمیکند. این یعنی میز مذاکره برای تهران فقط محل بحث درباره پایان درگیری نبود، بلکه صحنه تثبیت همزمان چند حق بود: حق حاکمیت بر هرمز، حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و حق مطالبه هزینههای جنگ.
اختلاف اصلی، اما همانجاست که از ابتدا هم روشن بود: واشنگتن میخواست از دل آتشبس، تعهدی راهبردی درباره برنامه هستهای ایران بیرون بکشد و ایران را به یک چارچوب محدودکننده تازه متعهد کند. جی.دی. ونس بعد از مذاکرات گفت توافقی حاصل نشده و ایران شروط اصلی آمریکا را نپذیرفته است؛ او محور اختلاف را تعهد روشن تهران در موضوع هستهای دانست و گفت واشنگتن «پیشنهاد نهایی و بهترین پیشنهاد» خود را داده است. در مقابل، گزارشهای ایرانی و منطقهای تأکید داشتند که خواستههای آمریکا «زیادهخواهانه» بوده و تیم ایرانی حاضر نشده بر سر خطوط قرمز خود معامله کند. اینجا دقیقاً همان نقطهای است که دیدگاه تهران و واشنگتن از هم جدا میشود: آمریکا میخواهد آتشبس را به سکوی گرفتن امتیاز بیشتر تبدیل کند، اما ایران آن را فقط زمانی معتبر میداند که با توقف تجاوز، احترام به حقوقش و جبران خسارت همراه باشد.
مسئله لبنان هم در این میان از همان ابتدا یکی از گرههای اصلی بود.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در پیامی از توافق آتشبس میان ایران، آمریکا و متحدانشان سخن گفت و تأکید کرد که این توافق «لبنان و سایر مناطق» را هم در بر میگیرد؛ اما گزارشهای بعدی نشان داد واشنگتن این تفسیر را نمیپذیرد و توافق را محدودتر میبیند. حتی از سوی پاکستان هم دعوت از هیئتهای دو طرف برای آمدن به اسلامآباد و ادامه گفتوگوها، نشان میداد اسلامآباد میخواست این شکاف را با میانجیگری پر کند، اما واقعیت این بود که طرفها هنوز بر سر متن واحد و قابل اجرای توافق به جمعبندی نرسیده بودند. همین اختلاف در تفسیر، یکی از علتهای اصلی شکنندهماندن آتشبس شد.
جمعبندی این پرونده روشن است: نشست اسلامآباد بهجای آنکه پایان یک بحران باشد، بنبستِ یک منازعه عمیقتر را نشان داد. ایران از موضعی دفاعی و بر پایه حقوق خود وارد مذاکره شد و بر هرمز، هستهای صلحآمیز و خسارتهای جنگ پای فشرد؛ آمریکا اما تلاش کرد از دل آتشبس، تعهدی یکطرفه و فراتر از حقوق ایران بیرون بکشد. پاکستان در این میان توانست نقش میانجی را حفظ کند، اما حتی میانجیگری هم نتوانست شکاف اصلی را بپوشاند. از منظر تهران، این نتیجه نه نشانه ضعف، بلکه نشانه آن است که جمهوری اسلامی زیر بار زیادهخواهی آمریکا نرفته و جنگ تحمیلی را از میدان نظامی به میدان دیپلماسی هم کشانده است؛ میدانی که در آن، هدف فقط «مذاکره» نیست، بلکه تثبیت حق ایران و جلوگیری از تبدیل آتشبس به ابزار فشار تازه است.
دیدگاهتان را بنویسید