شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

۴ شهریور، روز کارمند است؛ روزی برای قدردانی از کسانی که بخش بزرگی از امور روزمره کشور، از پشت میزهای اداری آنها می‌گذرد. اما شاید در چنین روزی، به جای چند پیام تبریک و تشکر، بد نباشد کمی هم درباره زندگی همان کارمندی حرف بزنیم که هر ماه حقوق می‌گیرد، اما پیش از رسیدن به نیمه ماه، بخش زیادی از آن صرف اجاره، اقساط، خوراک و هزینه‌های ضروری زندگی می‌شود.
حقوق می‌گیریم، اما زندگی گران‌تر از حقوق است

حقوق کارمندی زمانی می‌توانست معنای امنیت داشته باشد؛ درآمدی ثابت که امکان می‌داد فرد برای زندگی‌اش برنامه‌ریزی کند. امروز اما افزایش مداوم قیمت‌ها، تورم و کاهش قدرت خرید، این معادله را تغییر داده است. حقوق ممکن است هر سال افزایش پیدا کند، اما قیمت مسکن، مواد غذایی، حمل‌ونقل، آموزش و درمان گاهی بسیار سریع‌تر از آن بالا می‌رود. نتیجه این است که کارمند با همان ساعت کاری و همان مسئولیت‌ها، هر سال بخش بیشتری از توان خرید خود را از دست می‌دهد.
تلخ‌تر آنجاست که بسیاری از کارمندان، برخلاف تصویری که از «حقوق ثابت» وجود دارد، دیگر آن امنیت اقتصادی گذشته را احساس نمی‌کنند. کارمندی که صبح تا پایان وقت اداری پشت میز می‌نشیند، در پایان ماه باید حساب کند کدام هزینه را عقب بیندازد و کدام را پرداخت کند. گاهی خرید یک وسیله ضروری، تعمیر خودرو، هزینه مدرسه فرزند یا یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده می‌تواند تمام حساب‌وکتاب ماه را به هم بریزد.
تورم فقط قیمت‌ها را بالا نمی‌برد؛ آرام‌آرام کیفیت زندگی را هم تغییر می‌دهد. سفر کمتر می‌شود، تفریح به حاشیه می‌رود، خریدها کوچک‌تر می‌شوند و بسیاری از خواسته‌هایی که زمانی بخشی طبیعی از زندگی بودند، به «اگر توانستیم» تبدیل می‌شوند. این همان جایی است که اثر گرانی از عددهای اقتصادی عبور می‌کند و وارد زندگی و احساس آدم‌ها می‌شود.
کارمند برای انجام وظیفه‌اش به انگیزه نیاز دارد و انگیزه فقط با بخشنامه و دستور ایجاد نمی‌شود. وقتی فاصله میان درآمد و هزینه زندگی هر روز بیشتر شود، طبیعی است که احساس رضایت و امنیت شغلی نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. نمی‌توان از نیروی انسانی انتظار بهره‌وری بیشتر داشت، اما همزمان نسبت به کاهش مداوم قدرت خرید او بی‌تفاوت بود.
روز کارمند شاید بهترین فرصت برای دیدن همین واقعیت باشد؛ کارمندی که همچنان سر کار حاضر می‌شود، مسئولیتش را انجام می‌دهد و چرخ بخشی از خدمات کشور را می‌چرخاند، اما خودش درگیر همان گرانی‌هایی است که همه مردم با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
کارمند امروز بیش از یک تبریک، به حقوقی نیاز دارد که بتواند با آن زندگی کند، نه فقط تا پایان ماه دوام بیاورد. احترام به کارمند زمانی معنا پیدا می‌کند که میان دستمزدی که دریافت می‌کند و هزینه‌ای که برای یک زندگی معمولی باید بپردازد، فاصله‌ای تا این اندازه عمیق وجود نداشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *