کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین،در هفتههای اخیر، مجموعهای از رخدادها از جمله افزایش تنش در تنگه هرمز، بازگشت بخشی از تحریمهای نفتی آمریکا، تهدیدهای متقابل، تحرکات نظامی قدرتهای غربی در منطقه و اظهارات مقامهای دو طرف، نشان داده است که روابط تهران و واشنگتن دیگر تنها در چارچوب مذاکرات یا تحریمها قابل تحلیل نیست؛ بلکه وارد مرحلهای شده که امنیت منطقه، اقتصاد جهانی و رقابت قدرتها بهطور همزمان بر آن اثر میگذارند.
در سوی آمریکایی، مقامهای واشنگتن همچنان بر سیاست فشار و بازدارندگی تأکید دارند و معتقدند این ابزار میتواند رفتار ایران را تغییر دهد. در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی بارها اعلام کردهاند که تجربه سالهای گذشته نشان داده فشار حداکثری نهتنها نتیجه مطلوب آمریکا را نداشته، بلکه به افزایش تنشهای منطقهای انجامیده است.
از منظر راهبردی، به نظر میرسد آمریکا در تابستان ۱۴۰۵ با یک دوگانگی مواجه است؛ از یک سو تمایل دارد فشار اقتصادی و نظامی را حفظ کند و از سوی دیگر، از گسترش یک درگیری مستقیم که میتواند بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالملل را با شوک جدید روبهرو کند، پرهیز دارد. همین تناقض باعث شده بسیاری از تصمیمهای واشنگتن بیشتر جنبه مدیریت بحران داشته باشد تا حل بحران.
ایران نیز در این مقطع تلاش کرده است همزمان دو مسیر را دنبال کند؛ نخست حفظ بازدارندگی از طریق نمایش توان نظامی و دوم جلوگیری از تبدیل شدن تنشها به یک جنگ فراگیر. واکنشهای مرحلهای تهران به اقدامات آمریکا نشان میدهد که راهبرد اصلی، افزایش هزینه اقدامات طرف مقابل بدون عبور از نقطه غیرقابل بازگشت است.
عامل دیگری که نباید نادیده گرفت، نقش بازیگران ثالث است. اروپا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، چین و روسیه هرکدام منافع متفاوتی در این بحران دارند. اروپا بیش از هر چیز نگران امنیت انرژی و کشتیرانی است، چین به تداوم صادرات انرژی از منطقه نیاز دارد و روسیه نیز تحولات خاورمیانه را بخشی از رقابت بزرگتر خود با غرب میداند. همین تنوع منافع، معادلات تهران و واشنگتن را پیچیدهتر کرده است.
از منظر اقتصادی نیز ادامه تنش برای هیچیک از طرفین بدون هزینه نیست. هرگونه اختلال در صادرات انرژی، افزایش هزینه بیمه نفتکشها، نوسان قیمت نفت و کاهش امنیت سرمایهگذاری، پیامدهایی است که نهتنها منطقه بلکه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند هر دو طرف تلاش خواهند کرد سطح تنش را کنترل کنند؛ هرچند احتمال اقدامات محدود و مقطعی همچنان وجود دارد.
با کنار هم قرار دادن تحولات اخیر، میتوان سه سناریوی اصلی را برای تابستان ۱۴۰۵ ترسیم کرد. سناریوی نخست، ادامه تنش کنترلشده است؛ وضعیتی که در آن فشارهای سیاسی و اقتصادی ادامه مییابد اما از درگیری مستقیم جلوگیری میشود. سناریوی دوم، بازگشت تدریجی به مذاکرات از طریق میانجیگری کشورهای منطقه یا قدرتهای بینالمللی است؛ مسیری که به تصمیمهای سیاسی دشوار از سوی هر دو طرف نیاز دارد. سناریوی سوم نیز تشدید بحران در نتیجه یک محاسبه اشتباه یا حادثه امنیتی است؛ سناریویی که اگرچه محتملترین گزینه نیست، اما نمیتوان آن را نادیده گرفت.
آینده روابط ایران و آمریکا بیش از آنکه به یک توافق یا یک رویارویی کامل منتهی شود، به احتمال زیاد در قالب رقابتی فرسایشی و مدیریتشده ادامه خواهد یافت. هر تصمیم جدید در حوزه تحریمها، امنیت دریایی یا تحرکات نظامی میتواند این موازنه شکننده را تغییر دهد، اما آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری دیده میشود، تلاش دو طرف برای حفظ اهرمهای فشار، بدون ورود به جنگی است که هزینه آن برای همه بازیگران بسیار سنگین خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید