چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - پیشنهاد یک مقام نزدیک به دونالد ترامپ برای حذف ایران از جام جهانی و جایگزینی ایتالیا، صرفاً یک اظهارنظر حاشیه‌ای نیست؛ این رخداد را باید در امتداد همان فشاری خواند که در ماه‌های اخیر از میدان نظامی تا اقتصاد و اکنون به عرصه ورزش کشیده شده است. مسئله دیگر فوتبال نیست؛ مسئله، تلاش برای تبدیل یک رویداد جهانی به ابزار فشار سیاسی علیه ایران است.
سیاست به زمین فوتبال رسید؛ پیشنهاد حذف ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ چه معنایی دارد؟
  • اردیبهشت 3, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، روزنامه فایننشنال تایمز در گزارشی فاش کرد که پائولو زامپولی، از نزدیکان و نمایندگان ارشد دونالد ترامپ، پیشنهاد داده است تیم ملی ایتالیا به‌جای ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ حضور داشته باشد. او این پیشنهاد را مستقیماً به جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، ارائه کرده و در توجیه آن گفته است: «ایتالیا با چهار قهرمانی، شایستگی حضور در جام جهانی را دارد.»

    در نگاه اول، این استدلال ممکن است ورزشی به نظر برسد، اما واقعیت این است که چنین پیشنهادی هیچ مبنای فنی یا حقوقی در ساختار فوتبال جهانی ندارد. ایران مسیر صعود را طی کرده و به‌عنوان یکی از تیم‌های برتر آسیا سهمیه خود را کسب کرده است، در حالی که ایتالیا در مرحله پلی‌آف حذف شده است. در نظام مسابقات فیفا، «سابقه تاریخی» یا «اعتبار گذشته» هیچ نقشی در تخصیص سهمیه ندارد؛ معیار صرفاً عملکرد در زمین مسابقه است.

    از همین نقطه، ماهیت واقعی ماجرا روشن می‌شود:
    این پیشنهاد نه یک بحث فوتبالی، بلکه یک مداخله سیاسی در یک سازوکار بین‌المللی است.

    این موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که آن را در بستر تحولات اخیر تحلیل کنیم. در هفته‌های گذشته، ایران تحت فشار مستقیم نظامی قرار گرفته و خود این وضعیت را «جنگ تحمیلی» توصیف کرده است. اکنون همان الگوی فشار، در حال گسترش به حوزه‌های دیگر است از اقتصاد و تجارت جهانی تا حوزه‌های نمادین مانند ورزش.

    در همین چارچوب، فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) تاکنون موضعی روشن و مبتنی بر مقررات اتخاذ کرده است. منابع رسمی نزدیک به فیفا تأکید کرده‌اند که ایران از نظر فنی و حقوقی، واجد شرایط حضور در جام جهانی است و هیچ مبنایی برای تغییر این وضعیت وجود ندارد. این موضع در واقع دفاع از یک اصل کلیدی در فوتبال جهانی است:
    تفکیک رقابت ورزشی از مداخلات سیاسی.

    اما تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد این اصل همیشه در برابر فشارهای سیاسی پایدار نمانده است. از تعلیق برخی کشورها به دلایل غیرفوتبالی گرفته تا محدودیت‌های اعمال‌شده بر تیم‌ها در دوره‌های تنش بین‌المللی، نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد سیاست می‌تواند وارد زمین فوتبال شود—هرچند نه همیشه به‌صورت رسمی و مستقیم.

    از منظر تحلیلی، پیشنهاد حذف ایران را باید در چند سطح بررسی کرد.

    در سطح اول، این یک عملیات روانی و رسانه‌ای است. حتی اگر چنین پیشنهادی هیچ‌گاه اجرایی نشود، طرح آن می‌تواند فضای بی‌ثباتی ایجاد کند و حضور ایران را در افکار عمومی جهانی زیر سؤال ببرد. این دقیقاً همان کارکردی است که فشارهای غیرمستقیم دارند: ایجاد تردید، نه لزوماً تغییر فوری واقعیت.

    در سطح دوم، این اقدام بخشی از روند «سیاسی‌سازی نهادهای بین‌المللی» است. جام جهانی یکی از معدود رویدادهایی است که ادعا می‌شود خارج از منازعات سیاسی اداره می‌شود، اما چنین پیشنهادهایی نشان می‌دهد این مرز در حال تضعیف است. وقتی یک کشور از مسیر رقابت صعود می‌کند اما با پیشنهادهای سیاسی برای حذف مواجه می‌شود، اصل بی‌طرفی زیر سؤال می‌رود.

    در سطح سوم، این موضوع به‌طور مستقیم به جنگ روایت‌ها گره خورده است. در شرایطی که ایران درگیر یک تقابل چندلایه—نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای—است، حذف از یک رویداد جهانی می‌تواند به‌عنوان یک «حذف نمادین» نیز تفسیر شود. یعنی نه فقط حذف از یک تورنمنت، بلکه کاهش حضور در صحنه‌های بین‌المللی.

    در همین زمینه، واکنش‌های داخلی نیز قابل توجه است. برخی مقامات و تحلیلگران ورزشی تأکید کرده‌اند که تیم ملی ایران با اتکا به عملکرد فنی خود به جام جهانی رسیده و هیچ سازوکار حقوقی برای حذف آن وجود ندارد. این موضع، در واقع دفاع از یک اصل بنیادین است:
    ورزش باید بر اساس رقابت تعریف شود، نه بر اساس ملاحظات سیاسی.

    از سوی دیگر، نگرانی‌هایی نیز درباره شرایط میزبانی مطرح شده است. با توجه به اینکه بخشی از بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا برگزار می‌شود، برخی تحلیل‌ها به چالش‌های احتمالی در حوزه صدور ویزا یا مسائل امنیتی اشاره کرده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد حتی اگر حذف رسمی رخ ندهد، فشار می‌تواند به شکل‌های غیرمستقیم اعمال شود.

    در سطحی عمیق‌تر، این اتفاق یک هشدار مهم برای کل نظام ورزش جهانی است. اگر رویدادهایی مانند جام جهانی به ابزار فشار سیاسی تبدیل شوند، اصل «رقابت عادلانه» که ستون اصلی ورزش حرفه‌ای است، تضعیف خواهد شد. این
    فقط مسئله ایران نیست؛ مسئله اعتبار کل ساختار بین‌المللی فوتبال است.

    آنچه در ظاهر یک پیشنهاد فوتبالی به نظر می‌رسد، در واقع بخشی از یک الگوی گسترده‌تر است:
    انتقال فشار از میدان نظامی به عرصه‌های نرم‌تر اما اثرگذارتر.

    در این چارچوب، فوتبال بهانه است؛
    اما هدف، اعمال فشار در یک صحنه جهانی و نمادین است.

    با این حال، یک واقعیت همچنان پابرجاست:
    صعود به جام جهانی در زمین فوتبال تعیین می‌شود، نه در اتاق‌های سیاسی.

    و اگر این اصل مخدوش شود، نه‌فقط ایران، بلکه کل اعتبار نظام ورزش جهانی با یک بحران جدی مواجه خواهد شد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *