چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تازه‌ترین مواضع خود، هم از تمدید آتش‌بس میان ایران و آمریکا استقبال کرده و هم بر لزوم نقش‌آفرینی این نهاد در هر توافق احتمالی تأکید کرده؛ رویکردی که از نگاه تهران، بدون توازن در تعهدات و رفع فشارها، نمی‌تواند به یک توافق پایدار منجر شود.
شرط‌گذاری آژانس برای توافق با ایران؛ نظارت حداکثری در برابر مطالبه توازن

به گزارش آذربایجان آنلاین، اظهارات اخیر رافائل گروسی نشان می‌دهد آژانس در تلاش است جایگاه خود را به‌عنوان رکن ثابت هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا تثبیت کند. او در تازه‌ترین مواضع خود با استقبال از تمدید آتش‌بس میان تهران و واشینگتن تأکید کرده است که «تلاش برای پایان دادن به جنگ یک فرآیند پیچیده است و باید به این فرآیند اجازه تداوم داده شود».

این تأکید بر «تداوم فرآیند»، در کنار موضع قبلی او، نشان می‌دهد آژانس نه‌تنها به‌دنبال حضور در توافق، بلکه به‌دنبال نقش‌آفرینی فعال در مسیر رسیدن به آن است. گروسی در همین چارچوب تصریح کرده است: «هرگونه توافق صلح باید از بدو امر شامل آژانس و اعمال نظارت آن باشد» و حتی فراتر رفته و تأکید کرده «توافق بدون نقش‌آفرینی آژانس، بی‌ارزش خواهد بود».

او همچنین با تأکید بر جایگاه این نهاد گفته است: «ما ایران را بسیار، بسیار خوب می‌شناسیم… ما تنها نهادی هستیم که می‌تواند بی‌طرفی مطلق را تضمین کند». این جمله، در ظاهر بیان یک ادعای فنی است، اما در عمل تلاشی برای تثبیت انحصار نقش نظارتی آژانس در هر توافق آینده تلقی می‌شود.

در ادامه همین چارچوب، گروسی به یک سناریوی مشخص نیز اشاره کرده و گفته است توافق احتمالی می‌تواند شامل «رقیق‌سازی بخشی از اورانیوم غنی‌شده ایران و انتقال باقی‌مانده آن به یک کشور ثالث» باشد؛ پیشنهادی که در ظاهر فنی است، اما در عمل مستقیماً به سطح توان راهبردی ایران مربوط می‌شود.

با این حال، نگاه تهران به این چارچوب، متفاوت و محتاطانه است. در همین زمینه، عباس عراقچی تصریح کرده است: «هر توافقی باید متوازن، قابل راستی‌آزمایی و همراه با رفع واقعی تحریم‌ها باشد». این موضع، به‌روشنی نشان می‌دهد که از دید ایران، صرف نظارت یا محدودسازی نمی‌تواند معیار یک توافق قابل قبول باشد، بلکه نتیجه عملی آن یعنی کاهش واقعی فشار عامل تعیین‌کننده است.

در تکمیل همین رویکرد، مسعود پزشکیان نیز با اشاره به تجربه‌های پیشین تأکید کرده است: «بی‌اعتمادی در تعامل با آمریکا یک واقعیت است». این جمله، فقط یک موضع سیاسی نیست، بلکه ریشه در تجربه توافقاتی دارد که در آن‌ها تعهدات ایران اجرا شد، اما در مقابل، منافع اقتصادی و رفع فشارها به‌طور کامل محقق نشد.

در نتیجه، آنچه امروز در اظهارات گروسی دیده می‌شود، از نگاه تهران صرفاً یک پیشنهاد فنی نیست، بلکه نوعی «پیش‌چارچوب‌بندی» مذاکرات است؛ به این معنا که قبل از آغاز گفت‌وگو، مسیر و نتیجه تا حدی مشخص شده است. این رویکرد می‌تواند دامنه چانه‌زنی را محدود کند و توافق را به سمت یک مدل یک‌طرفه سوق دهد.

از منظر تحلیلی، شکاف اصلی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد:
آژانس بر «نظارت گسترده از ابتدا» تأکید دارد،
در حالی که ایران «توازن در تعهدات و انتفاع واقعی» را پیش‌شرط هر توافق می‌داند.

اما فراتر از این شکاف، یک لایه مهم‌تر نیز قابل مشاهده است. تأکید هم‌زمان گروسی بر «تداوم آتش‌بس» و «گسترش نظارت» نشان می‌دهد که از نگاه آژانس، زمان باید در خدمت تثبیت چارچوب نظارتی استفاده شود. به بیان دیگر، آتش‌بس در این روایت، نه صرفاً برای کاهش تنش، بلکه برای شکل‌دهی به معماری توافق آینده اهمیت پیدا می‌کند.

در مقابل، از نگاه ایران، هرگونه استفاده از این زمان بدون تغییر در سطح فشارها اعم از تحریم یا محدودیت‌های عملی می‌تواند به تثبیت یک عدم توازن منجر شود. به همین دلیل، پیشنهادهایی مانند رقیق‌سازی یا انتقال اورانیوم، اگر بدون تضمین رفع تحریم‌ها مطرح شوند، نه به‌عنوان اقدام اعتمادساز، بلکه به‌عنوان کاهش یک‌طرفه ظرفیت تلقی خواهند شد.

در سطحی عمیق‌تر، این اختلاف نشان‌دهنده دو قرائت متفاوت از «توافق» است:
در قرائت آژانس و غرب، توافق ابزاری برای کنترل و نظارت است؛
در قرائت ایران، توافق باید ابزاری برای رفع فشار و ایجاد توازن باشد.

این دو رویکرد، اگر به یک نقطه مشترک نرسند، حتی با وجود آتش‌بس و تداوم گفت‌وگوها، نمی‌توانند به یک توافق پایدار منجر شوند.
در جمع‌بندی، اظهارات مدیرکل آژانس را باید بخشی از تلاش برای بازگرداندن این نهاد به مرکز معادله هسته‌ای دانست؛ اما واقعیت این است که بدون حل مسئله اعتماد و بدون ایجاد توازن در تعهدات، حتی گسترده‌ترین سازوکارهای نظارتی نیز نمی‌توانند به یک توافق پایدار منجر شوند.

در چنین شرایطی، از نگاه ایران، توافق زمانی معنا پیدا می‌کند که «نظارت» با «رفع واقعی فشارها، تضمین انتفاع اقتصادی و توازن در اجرا» همراه باشد؛ در غیر این صورت، هر چارچوبی حتی اگر از نظر فنی کامل باشد در عمل به توافقی شکننده تبدیل خواهد شد که نه بحران را حل می‌کند و نه اعتماد را بازمی‌گرداند، بلکه صرفاً آن را به مرحله‌ای پیچیده‌تر منتقل خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *